قیمت 19,000 تومان

نمایشگر تمام صفحه محتوا
اشتراک 0دیدگاه 63 بازدید

ارث زوجه

در این مقاله قصد داریم تمامی مصادیق تحولات قانونی ارث زوجه در حقوق ایران را خدمت شما عزیزان در 100 صفحه ارائه دهیم . دقت داشته باشید که این نوشته تماما همراه با منابع لاتین و فارسی بوده است. امید است که شما عزیزان را در راستای ارتقای علمی کمک رسانده باشیم .

وضعیت ارث زن در تمدن های قدیم و ادیان الهی

2-1- وضعیت ارث زن در تمدنهای قدیم

2-2- وضعیت ارث زن در تمدن چین

2-3- وضعیت ارث زن در تمدن هند

2-4- وضعیت ارث زن در دوران جاهلیت

2-5- وضعیت ارث زن در ایران باستان

2-6- مقایسه ارث زن و مرد در ادیان الهی(غیر از اسلامی)

2-6-1- در دین یهود

2-6-2- در دین مسیح

2-6-3- در دین زرتشت

2-7- دگرگونی میراث زن با ظهور اسلام

2-8- مبنای تعلق ارث به زوجه در فقه اسلامی و حقوق مدنی

2-8-1- مبنای تعلق ارث به زوجه در فقه اسلامی

2-8-2- مبنای تعلق ارث به زوجه در حقوق مدنی

2-9- مقایسه ارث زن و مرد در حقوق ایران

2-10- مبنای محرومیت جزئی سهم الارث زن نسبت به شوهر

2-10-1- نظریه اول:پایین بودن ارزش و اختیار زن نسبت به شوهر

2-10-2- نظریه دوم:مسئولیت مالی و اجتماعی مرد نسبت به زن بیشتر است

فصل سوم: شرایط و موانع ارث بردن زوجه

3-1- شرایط ارث بردن زوجه

3-1-1- وجود پیمان زناشوئی

3-1-1-1- صحت نکاح و مساله زناشویی

3-1-1-2- ازدواج در حال بیماری منتهی به مرگ

3-1-1-3- مبنای این حکم استثنائی

3-1-1-3- الف- بطلان عقد به موجب روایات و اجماع

3-1-1-3- ب- سوء نیت زوج

3-1-1-4- شرایط محرومیت زن از ارث شوهر بر طبق ماده 945ق.م

3-1-1-5- انتقاد بر ماده 945ق.م

3-1-2- دائمی بودن پیمان زناشوئی

3-1-2-1- نظرات فقها در خصوص توارث زوجین در ازدواج موقت

3-1-2-1-الف- نظر اول: نکاح منقطع مثل نکاح دائم مطلقاً موجب ارث خواهد بود خواه شرط ارث شده باشد، خواه نه

3-1-2-1- ب-نظردوم:اصولا نکاح منقطع موجب ارث است مگراینکه شرط عدم توارث شده باشد

3-1-2-1- ج-نظرسوم:اصولا نکاح منقطع موجب ارث نیست مگراینکه شرط توارث گردیده باشد

3-1-2-1- د-نظرچهارم:نکاح منقطع مطلقا موجب ارث نیست،خواه شرط توارث شده باشد،خواه نه

3-1-2-2- روایاتی که بر عدم توارث زوجین در نکاح موقت دلالت دارد

3-1-2-3- نظر قانون مدنی

3-1-3- بقای رابطه زوجیت تا زمان فوت

3-1-3-1- توارث زوجین در صورت فوت یکی از آنها در عده طلاق رجعی

3-1-3-2- ارث زوجه در طلاق در مرض متصل  به موت

3-1-3-2-الف-  شرایط ارث بری زوجه بر طبق ماده 944ق.م

3-1-3-2- ب- مبنای ارث بردن زوجه در طلاق در  مرض متصل به موت

3-1-3-2- ب- 1- روایاتی که قصد اضرار را علت ارث بری زوجه میداند

3-1-3-2- ب- 2- عدم نفوذ طلاق نسبت به ارث

3-1-3-3- وضعیت ارث زوجه در طلاقی که به درخواست زن و به حکم دادگاه واقع میشود

3-1-4- محروم و ممنوع نبودن از ارث

3-1-4-1- قتل مورث

3-1-4-1- الف- مقتول باید به هنگام مرگ در مقام مورث قاتل باشد

3-1-4-1- ب- قتل باید عمدی باشد

3-1-4-1- ج- قتل مورث به حکم قانون یا برای دفاع نباشد

3-1-4-2- کفر

3-1-4-3- لعان

3-1-4-3- الف- لعان و تشریفات آن

فصل چهارم: کمیت و کیفیت سهم الارث زوجه

4-1 قلمرو سهم الارث زوجه

4-2- صاحب فرض بودن زوجه

4-3- وراثت زوجه همراه با وارثان نسبی

4-4- ارث زوجه با وجود اولاد برای متوفی

4-5- ارث زوجه در صورت نبود اولاد برای متوفی

4-6- سهم الارث زوجات متعدد

4-7- ارث زوجه ای که قرابت نسبی با متوفی دارد

4-8- سهم الارث زوجه ای که وارث منحصر به فرد است

4-8-1- اقوال فقهای شیعه در صورتی که زوجه وارث منحصر به فرد باشد

4-8-1-1- نظریه که زوجه را از بردن بیش از 4/1محروم میدارد

4-8-1-1- الف- اصل عدم وراثت

4-8-1-1- ب- شهرت عظیم این نظر نزد فقها

4-8-1-1- ج- مضامین غیر قابل خدشه روایات

4-8-1-2- نظریه ای که زوجه را وارث تمام ترکه میداند

4-8-1-3- نظریه فقها مبنی بر تقاوت قایل شدن بین زمان حضور امام و زمان غیبت

4-8-2- نظر قانون مدنی

4-9- بیان نظرات فقها در خصوص اموال موضوع ارث زوجه

4-9-1- نظر اول:ارث بردن زوجه از تمام ترکه

4-9-2- نظر دوم:اختصاص محرومیت زوجه به عرصه خانه و اماکن مسکونی

4-9-3- نظر سوم:حرمال زوجه از عین زمین منزل و ارث بردن او از بهای آن

4-9-4- نظر چهارم:تفصیل زوجه دارای فرزند و زوجه ای که فرزند ندارد

4-9-5-نظرپنجم:محرومیت زوجه از عین بنا و درختان و محرومیت او از ارث بردن زمین بطور مطلق

4-10- نظر قانون مدنی

4-11- ارث زوجه از حق شفعه

فصل پنجم:تحولات قانونی راجع به ارث زوجه

5-1- تحولات اجتماعی و اقتصادی و امکان تحول در قانون گذاری در مورد ارث زوجه

5-1-1- ارث زن در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

5-1-2- ارث زن در اعلامیه جهانی حقوق بشر وکنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان

5-1-3- مقتضیات زمانی و تاثیر آن بر میراث زوجه

5-1-4- تحولات اقتصادی و اثر آن بر اصلاح ارث زوجه

5-1-5- تحولات اجتماعی و اثر آن بر اصلاح ارث زوجه

5-1-6- حکم حکومتی و مصلحت اجتماعی و تاثیر آن در اصلاح ارث زوجه

5-2- تلاش متفکرین و حقوقدانان اسلامی برای یافتن راحلهای مناسب قانونی

5-2-1- تمییز فقه از اسلام ضروری است

5-2-2- پذیرش نظرهای نو وجدید در امور اجتماعی

5-2-3- راهکاری برای جبران نقیصه سهم الارث زوجه

5-3- نظر رهبر معظم انقلاب راجع به اصلاح ارث زوجه

5-4- بررسی روند اصلاح مواد 946،947و948ق.م

5-4-1- نظر فقها و حقوقدانان در خصوص اصلاحیه راجع به ارث زوجه

5-5- بررسی ماده 948ق.م

منابع

تحولات قانونی ارث زوجه در حقوق ایران

مبنای تعلق ارث به زوجه در فقه اسلامی

قبل از اسلام و در عصر جاهلیت جوامع عرب به هیچ وجه به زنان اهمیت نمی دادند وجود زن در قبیله تا آن حد ننگ آور تلقی می شد که اعراب دست به زنده به گور کردن دختران خود می زدند چنان که خداوند در قرآن کریم می فرمایند: «و اذا بشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسوداً و هو کظیم، یَتواری من القوم من سوء ما بشرِبِهِ اُیمسکهُ علی هون ام یَدُسُّه فی التُراب، اَلاساء ما یحکمون» ترجمه آیه: هرگاه مژده تولد دختری به یکی از این اعراب داده می شد صورتش سیاه می گشت و خشمگین می گردید و از این خبر بدی که به او داده شده بود خود را از مردم پنهان می کرد و در این اندیشه بود که آیا با تحمل ننگ و خواری او را نگه دارد یا در دل خاک پنهانش سازد، بدانید که اینان بد داوری می کنند[1].

علت اصلی محرومیت زنان از ارث، در روزگار قبل از اسلام عرب جاهلی جلوگیری از انتقال ثروت خانواده ای به خانواده دیگر بوده است، طبق عقاید قدیمی نقش مادر در تولید فرزند ضعیف است مادران فقط ظروفی هستند که در آن ظرفها نطفه مردان پرورش می یابد و فرزند به وجود می آید از این رو معتقد بودند که فرزند زادگان پسری یک مرد، فرزندان او و جزء خانواده او هستند و اما فرزند زادگان دختری او فرزندان او و جزء خانواده نیستند بلکه جزء خانواده پدر شوهر دختر محسوب می شوند روی این حساب اگر دختر ارث ببرد و بعد ارث او به فرزندان او منتقل شود سبب می شود که ثروت یک خانواده به یک خانواده بیگانه منتقل گردد[2].

در چنین شرایطی که جهل و بی عدالتی عربستان و دیگر کشورها را فرا گرفته بود در قرن ششم میلادی، اسلام ظهور کرد و آیات متعددی در جهت مساوی بودن حقوق و موقعیت زن و مرد نازل شد[3]. ازجمله آیه: «یا اَیُّهَا الناسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُم مِن نَفسٍ واحِدهٍ و خَلَقَ مِنها زَوجِها و بَثَّ مِنهُما رِجالاً کَثیراً و نساءً واتَّقِوا اللهَ الَّذی تَساءِلونَ به وَ الاَرحامَ اِنَّ اللهَ کانَ عَلَیکُم رَقیباً» ترجمه آیه: « ای مردم بترسید از پروردگار خود، آن خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و هم از آن، جفت او را خلق کرد و از آن دو تن خلقی بسیار در اطراف عالم از مرد و زن پراکند و بترسید از آن خدایی که بنام او از یکدیگر مسئلت و درخواست می کنید و درباره ارحام کوتاهی نکنید که خدا مراقب اعمال شماست»[4].

و همچنین خداوند در آیه 13 سوره حجرات می فرمایند: « یا اَیُّهَا الناسُ اِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ و اُنثی و جَعَلناکُم شُعُوباً و قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَاللهِ اَتقیکُم اِنَّ اللهَ عَلیمٌ خَبیرٌ» ترجمه آیه: «ای مردم ما همه شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را شعب و قبایل قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، ولی بزرگوارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست همانا خداوند کاملاً دانا و آگاه است».

علاوه بر آیات قرآن، مقام والای زن و ضرورت احترام گذاردن به او در اخبار و دستورالعمل هایی که معصومین (ع) داده اند مورد تاکید قرار گرفته است. امام صادق(ع) در این خصوص می فرمایند: «رحم الله عبداً احسنَ فیما بینهُ و بینَ زوجته»[5] ترجمه: «خدا رحمت کند بر بنده ایی که روابط او با زنش نیکو باشد».

ادامه مبنای تعلق ارث به زوجه در فقه اسلامی

با توجه به مطالب فوق و مقایسه وضعیت زن در قبل از اسلام و بعد از آن و تاکید قرآن و پیامبر و ائمه معصومین(ع) در رعایت عدالت و انصاف در حق زنان و احترام گذاشتن به حقوق آنان می توان گفت تعلق ارث به زوجه و تعیین مقدار معین سهم الارث به او در اسلام بر مبنای عدالت و انصاف استوار گردیده است. عدالت خداوند یکی از برجسته ترین صفات و ویژگی های اوست و در آیات متعدد قرآن برآن تاکید شده است. ازجمله آیه «والسَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعً المیزانَ» ترجمه آیه: «آسمان را برافراشت و عدالت را برقرار کرد»[6] و همچنین خداوند در جای دیگری می فرمایند: «وَ خَلَقَ الله ُ السَّمواتِ وَالارضَ بالحَقِّ و لِتجزیَ کُلُّ نَفسٍ بما کَسَبَت و هُم لا یظلَمون» ترجمه آیه: «خداوند آسمان ها و زمین را به حق و عدالت آفریده است (و در هرچه خلق کرده مصلحت و مقصودی داشته) و عاقبت هر نفسی بی هیچ ستمی، پاداش هرعملی را که کرده است خواهد یافت»[7].

منطق قرآن برابری و عدالت در حقوق له و علیه شخص است و اگر امتیازی برای کسی از بعد ارزش قایل است در رعایت تقوای الهی است نه جنسیت زن یا مرد بودن و اگر این امتیاز از جهات دنیایی است به معنای بار اضافی مسئولیت است که حسب شرایط خلقت به عهده جنس مرد یا زن قرار داده شد[8]. این اقتضای عدالت و انصاف خداوند است که سبب می شود زنی را که هیچ ارزشی و احترامی برایش قایل نبودند، برای او استقلال مالی قایل شده و او را جزء وراث قلمداد کرده و برایش سهم الارث تعیین نموده است.

هرچند میزان سهم الارث زوجه کمتر از مرد است و شاید در نگاه اول این مورد نابرابری بین زن و مرد تلقی گردد. اما آنچه با تامل دقیق تر در احکام صادره نسبت به زن و مرد دیده می شود مشخص می گردد صدور این حکم نیز خود اقتضای عدالت خداوند است به عبارت دیگر آنچه در معنای عدالت برقرار است همین است که در شرایط و خصوصیات مساوی، هیچ تبعیضی بین حقوق زن ومرد در احکام فقهی اسلام دیده نمی شود و اگر در برخی احکام، حقوق متفاوتی برای مردان یا زنان در نظر گرفته شده با توجه به شرایط نامساوی آن دو از حیث خصوصیات خلقتی و اجتماعی بوده که خود تکالیف متفاوتی را برای هر جنس موجب شده است[9].

لذا می توان گفت بر پایه عدالت و انصاف است که خداوند آیات ارث را بر پیامبر خود نازل کرده و در آیه12 از سوره نساء در خصوص ارث زوجه می فرمایند «وَلَکُم نصفُ ما تَرکَ ازوَاجُکُم اِن لَم یَکُن لَهنَّ وَلدُ فان کان لَهُن ولدُ فَلکُمُ الرُبُعُ مما تَرَکنَ مِن بَعدِ وصیّهٍ یُوصینَ بها اودَینٍ وَلهنَ الرُبعُ مما تَرَکتُم اِن لَم یَکُن لَکُم ولَدُ فاِنَ کانَ لَکُم وَلَدُ فَلَهُنَ الثُمُنَ مما تَرَکتُم…» ترجمه آیه: «نیمی از ترکه زن هایتان به شما می رسد اگر فرزند نداشته باشند پس اگر فرزند داشتند یک چهارم، از آن شماست، پس از رسیدگی به وصیت و قرض آنها، زن یک چهارم ترکه شمار را بهره می برند اگر فرزندی نداشته باشید ، و اگر فرزندی داشتید پس بهره زن هایک هشتم ترکه است…»

مبنای تعلق ارث به زوجه در حقوق مدنی

از آنجا که طبق اصل دوازدهم قانون اساسی «دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است» لذا طبق اصل چهارم همان قانون «کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی، و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد» به این دلیل مقررات راجع به ارث کلاً از فقه امامیه اقتباس شده که تکیه بر عقاید مشهور فقهی نیز دارد از طرف دیگر در ادوار تاریخ ملل، ارث بر عادات متداوله اجتماعی قرار گرفته و از هر دوره ای تا آنجا که نظم جامعه را مختل نمی نمود، اعتدال و انصاف در آن رعایت شده است این امر اختصاص به حقوق ملت خاصی ندارد بلکه تمامی ملل در ادوار تاریخی گذشته از روش مزبور منحرف نشده اند[10].

از این رو از آنجا که تمام قوانین و مقررات قانون مدنی در بخش ارث زوجه بی کم و کاست از فقه امامیه و نظر مشهور فقها پیروی نموده است و همانطورکه مبنای تعلق ارث به زوجه در فقه اسلامی با توجه به آیات قرآن و روایات رسیده از معصومین(ع) عدالت و انصاف بوده است در خصوص مبنای تعلق ارث به زوجه در حقوق مدنی نیز می بایست بر مبنای عدالت و انصاف حکم کرد.

همچنین در وضع مواد راجع به ارث در قانون مدنی، برخلاف فصول مربوط به تعهدات، قوانین بیگانه مورد توجه قرار نگرفته است بعنوان مثال در فصل تعهدات قانون گذار ایران از قانون مدنی فرانسه اقتباس نموده است اما در بحث مقررات راجع به ارث کاملاً مطیع فقه امامیه و نظر مشهور فقها بوده است[11].

در فقه اسلامی نیز به برقراری عدالت اهمیت ویژه داده شده است در طرف دیگر در قانون نیز برای مفهوم عدالت اجتماعی جایگاه ویژه ایی می توان یافت بویژه در قانون کشورهایی که بدنبال عدالت واقعی هستند (نظیر ایران اسلامی) حساب خاصی برای برقراری عدالت و اجرای آن در جامعه باز شده و بعنوان اصیل ترین و مهمترین اصل در ابعاد مختلف آن مورد تاکید قرار گرفته است تا همه افراد جامعه از هر طبقه ایی بتوانند از حقوق یکسان بهره مند شوند در قانون اساسی ما این مطلب مورد تصریح و تاکید قرار گرفته است[12].

در اصل دوم قانون اساسی ایران به اصل عدالت خداوند به عنوان یکی از اصول اعتقادی اسلامی توجه شده است و از آن به یکی از پایه های حکومت اسلامی تعبیر شده است.

بر همین اساس است که قانون گذار در ماده940 قانون مدنی عنوان می دارد «زوجین که زوجیت آنها دائمی بوده و ممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث می برند» و همچنین می توان گفت بر مبنای رعایت هرچه بیشتر عدالت و انصاف است که قانون گذار در صدد اصلاح قوانین موضوع ارث زوجه از اموال غیر منقول زوج برآمده و زوجه ایی که از ارث بردن زمین همسر خود محروم بوده را با اصلاح مواد946و948 قانون مدنی در زمره وراثی قرار داده که از اموال مزبور نیز ارث خود را می برد بطوریکه ماده946 قانون مدنی اشعار می دارد «زوج از تمام اموال زوجه ارث می برد و زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج یک هشتم از عین اموال منقول و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول اعم از عرصه و اعیان ارث می برد. در صورتیکه زوج هیچ فرزندی نداشته باشد سهم زوجه یک چهارم از اموال به ترتیب فوق می باشد» همچنین ماده 948 قانون مدنی مقرر می دارد «هرگاه ورثه از ادای قیمت امتناع کنند زن می تواند حق خود را از عین اموال استیفاء کند».

 

 مقایسه ارث زن و مرد در حقوق ایران

در نظام حقوقی ایران که بر احکام قرآن و فقه امامیه مبتنی است زن همپای مرد هم از حیث نسب و هم از جهت سبب ارث می برد ولی در میزان سهم الارث با مرد یکسان نیست و علی الاصول سهم الارث او نصف سهم الارث مرد است چنان که سهم الارث دختر نصف پسر، خواهر نصف برادر و زن نصف شوهر است (مواد 913،907و920 قانون مدنی) .

 

در نظام حقوقی ما سه تفاوت عمده میان احکام ارث زن و شوهر به چشم می خورد:

  • درصورتیکه متوفی زن باشد و اولاد نداشته باشد زوج او ما ترک او را و اگر اولاد داشته باشد  آن را به ارث می برد، اما اگر زوج بمیرد و اولاد نداشته باشد زوجه او  ماترک و در صورت وجود اولاد  آن را به ارث خواهد برد و در هر صورت به زوج دو برابر زوجه سهم داده می شود.
  • در صورتیکه زوجه غیر از زوج وارث دیگری نداشته باشد، ترکه او به فرض و بقیه به ردّ به زوج می رسد، ولی اگر زوج بمیرد و زوجه وارث منحصربه فرد او باشد بیش از  ترکه زوج به او داده نمی شود.
  • زوج از جمیع ماترک زوجه ارث می برد و زوجه از منقولات ترکه ارث می برد ولی از غیرمنقولات اعم از عرصه و اعیان فقط قیمت آن را ارث می برد، البته قبل از اصلاح قانون مدنی فقط از قیمت ابنیه و اشجار ارث می برد[13].

 

[1] . قرآن کریم، سوره نحل، آیات 58و59

[2] . مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، انتشارات صدرا، چاپ شصت و ششم، 1392،ص220

[3] . اسعدی، حسن، خانواده و حقوق آن، انتشارات آستان قدس رضوی، 1387، چاپ اول، ص380

[4] . قرآن مجید، سوره مبارکه نساء، آیه1

[5] . اسعدی، حسن، منبع پیشین، ص383

[6] . قرآن کریم، سوره رحمن، آیه7

[7] . قرآن کریم، سوره مبارکه جاثیه، آیه 22

[8] . جهانگیری، محسن، بررسی تمایزهای فقهی زن و مرد، نشر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1385، ص14

[9] . جهانگیری، محسن، منبع پیشین، ص31

[10] . امامی، حسن، حقوق مدنی، انتشارات کتاب فروشی اسلامیه، 1388، چاپ بیست و یکم، جلد3، ص180

[11] . شهیدی، مهدی، منبع پیشین،ص13

[12] . جهانگیری، محسن، منبع پیشین، ص 22

[13] . قبله ای خویی، خلیل، منبع پیشین، ص173. کاتوزیان ، ناصر، درس هایی از شفعه، وصیّت، ارث، نشر میزان، تهران، چاپ دهم، 1387، ص321

 

شرایط ارث بردن زوجه

برای انتقال اموال و دارایی انسان پس از فوت به دیگری، می بایست نوعی رابطه میان فرد و متوفی و کسانی که بعد از او اموالش را تصاحب می نمایند وجود داشته باشد در سیستم حقوقی ما این رابطه یا ناشی از قرابت نسبی است و یا سببی. ماده861 قانون مدنی در این خصوص مقرر می دارد «موجب ارث دو امر است: نسب و سبب».

نسب عبارت است از اتصال دو نفر به یکدیگر بوسیله ولادت به نحوی که نسب یکی از آنها به دیگری منتهی شود یا این که نسب آن دو به شخص ثالثی برسد؛ اعم از ذکور و اناث، مثل پسر یا دختر که به پدر و مادر منتهی می شوند، یا برادر و خواهر که به ثالثی که پدر یا مادر آنها باشد منتهی می گردند[1].

سبب: عبارت از خویشاوندی است بین دو نفر که در اثر رابطه زوجیت بوجود می آید[2].

قانون در ماده 864 قانون مدنی مقرر می دارد «ازجمله اشخاصی که به موجب سبب ارث می برند هر یک از زوجین است که در حین فوت دیگری زنده باشد».

همسر شخص به سبب ارث می برد نه حاجب وارثان نسبی می شود و نه هیچ وارثی می تواند مانع از ارث بودن او گردد (مستفاد از ماده891ق.م).

ماده 940 قانون مدنی نیز مقرر می دارد «زوجین که زوجیت آنها دائمی بوده و ممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث می برند».

از این مواد برمی آید که برای توارث بین زوجین علاوه بر شرایط عمومی از قبیل فوت مورث، وجود وارث و وجود ترکه برای متوفی، شرایط خاص ذیل نیز باید برقرار باشد.

  • وجود پیمان زناشویی
  • دایمی بودن پیمان زناشویی
  • بقای رابطه زوجیت تا زمان فوت
  • محروم و ممنوع نبودن از ارث

 

جهت مشاهده نمونه های دیگر از ادبیات ، پیشینه تحقیق و مبانی نظری پایان نامه های حقوق کلیک کنید.

نمونه ای از منابع و مأخذ

  • اسعدی ح. 1387. خانواده و حقوق آن. چاپ اول. مشهدمقدس: انتشارات استان قدس رضوی
  • امامی ح. 1388. حقوق مدنی، جلد سوم. چاپ بیست و یکم. تهران: انتشارات اسلامیّه
  • جعفری لنگرودی م.1384. ارث، چاپ پنجم. تهران: انتشارات گنج دانش
  • جعفری م. 1380. جایگاه تعقل و تعبد در معارف اسلامی. مجله حوزه. شماره 49
  • جوادی آملی ع. 1392. زن در آیینه جلال و جمال. چاپ بیست و چهارم: انتشارات نشر اسراء
  • جهانگیری م. 1385. بررسی تمایزهای فقهی زن و مرد. چاپ اول. قم: نشر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
  • حائری شاهباغ ع. 1340. حقوق مدنی. جلد ششم و هفتم. چاپ اول. تهران: انتشارات وزارت دادگستری
  • حیدری ع. 1388. اصول استنباط، ترجمه ع زراعت، ح مسجد سرابی.چاپ هفتم. تهران: نشر حقوق اسلامی
  • خامنه ای م. 1370. حقوق زن. چاپ دوم. تهران: انتشارات تک
  • دورانت و. 1343. تاریخ تمدن. جلد سوم. ترجمه آریان پور.چاپ اول. تهران: انتشارات اقبال
  • دهخدا ع. 1372. لغت نامه. چاپ اول. تهران: انتشارات دانشگاه تهران
  • ساوجی م. 1374. حقوق زن در اسلام و خانواده. چاپ سوم. تهران: انتشارات مجرد
  • https://hawzah.net

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “تحولات قانونی ارث زوجه در حقوق ایران”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا برای ارسال یا مشاهده تیکت به حساب خود وارد شوید