قیمت 19,000 تومان

اشتراک 0دیدگاه 443 بازدید

ادبیات و مبانی نظری همیاری

همیاری

همیاری های اقتصادی

فصل دوم-ادبیات تحقیق

مقدمه………………………………………………………………………………….

درآمدی بر همیاری…………………………………………………………………..

تعريف همیاری ……………………………………………………………………….

انواع همیاری …………………………………………………………………………

گونه آمیزی یاریگریها ………………………………………………………………

خود- همیاری…………………………………………………………………………

خود-دگریاری………………………………………………………………………..

پیشینه تعاون و همیاری …………………………………………………………….

پیشینه همیاری در ایران…………………………………………………………….

همياري در ادبيات فارسي و ضرب المثلها………………………………………..

نگرش ادیان به همیاری……………………………………………………………..

نگرش دین اسلام به قرض الحسنه………………………………………………….

مفهوم قرض…………………………………………………………………………..

همدلی ………………………………………………………………………………..

همدردی در قرآن…………………………………………………………………….

همدردی در سیره امامان…………………………………………………………….

شیوه های همیاری در کشورهای دیگر ……………………………………………

چین باستان……………………………………………………………………………

یونان باستان………………………………………………………………………….

همياري……………………………………………………………………………….

انجمنهای نژادی………………………………………………………………………

اسامي گوناگون همياري……………………………………………………………..

همياري در گروه هاي انساني……………………………………………………….

همياري در جوامع سنتي…………………………………………………………….

آيين هاي همیاری …………………………………………………………………….

کارکردهای همیاری …………………………………………………………………

کارکرد اجتماعی……………………………………………………………………..

کارکرد اقتصادی……………………………………………………………………..

کارکرد فرهنگی……………………………………………………………………..

کارکرد روانی………………………………………………………………………..

چهارچوب نظری…………………………………………………………………….

مکتب کنش متقابل نمادین……………………………………………………………

نظر دوركيم در مورد همياري………………………………………………………

شیوه های دیگر از همیاری………………………………………………………….

منبع

همياري در ادبيات فارسي و ضرب المثلها:
     تقريباً آشكار ترين نوع كمك و همياري،‌ در همه جوامع،‌ كمك به زيردستان و كمك به ناتوانان است،‌ اين صحنه اي است كه هر انساني در هر كجاي جهان روزانه آن را مي بيند . جواني كه جاي خود را در اتوبوس به پيري مي دهد، رهگذري كه با سكه اي نوازنده نابينايي را ياري مي رساند. در ادبيات فارسي نيز دائم اين آموزه ها تكرار شده است. 
جامعه ايراني نيز بنابر ضرورت هاي مختلف و از آن جمله وضعيت جغرافيايي و 
اقتصادي – اجتماعي از ديرباز ملزم به انواع ياري گري در مسائل كشاورزي، آبياري، دامداري و امنيتي و دفاعي بوده است. گسترش بسيار انواع خودياري و همياري، انتظارات ايرانيان را به سوي همكاريهاي آرماني افزايش داده است (فرهادي،‌ مرتضي،‌ 1388،‌ 492) .
نظامي كه يكي از حساس ترين شعراي ايراني نسبت به عواطف انساني است مي سرايد:
گر از ما كسي را زياني رسد،‌
وز آن رخنه، ما را نشاني رسد.
چو عاجز شود يار، ياري كنيم، 
چو سختي رسد بردباري كنيم. (همان، 493).
در فرهنگ ايراني كمك به افتادگان كار نيكمردان آزاده و شكرانه بازوي توانا بوده است.
سعدي مي گويد:
چو استاده اي دست افتاده گير
ره نيكمردان آزاده گير
يا
شكرانه بازوي توانا
بگرفتن دست ناتوان است.
سعدي در باب اول بوستان يك سخن مؤكد دارد كه فشرده آن را مي توان اين بيت دانست كه :
تو كز محنت ديگران بي غمي                    نشايد كه نامت نهند آدمي
سعدي در اين باب به دنبال همنوايي و همدردي و نوع دوستي است چنين به نظر مي رسد كه وي اين عواطف را سرآغاز و پشتيبان ياري گري به شمار مي آورد.
شبي دود خلق آتشي برفروخت              شنيدم كه بغداد نيمي بسوخت
يكي شكر گفت اندر آن خاك و دود           كه دكان ما را گزندي نبود.
جهان ديده اي گفتنش اي بوا موس              اگرچه سرايت بود بر كنار
(همان 494).
در شاهنامه فردوسي كه حاوي اسنادي بي نظير درباره فرهنگ ايراني است به يكي از انواع جالب تعاون در ميان دختران ريسنده اشاره دارد.
يكي شهر بد تنگ و مردم بسي               زكوشش بدي خورن هر كسي 
در آن شهر دختر فراوان بدند،                كه بي كام و جوينده نان بدند
بيك روي، نزديك بودي به كوه 	       شدندي همه دختران همگروه
از اين هر يكي پنبه بردي به سنگ           يكي دو كداني زچوب خدنگ
برآميختندي خورش ها بهم	              نبودي بخورد اندرون، بيش و كم
مولوي مي گويد:
هيچ بانگ كف زدن آيد بدر                از يكي دست تو بي دست دگر
(همان، 497).
ملك الشعراي بهار نيز مي گويد:
گويند آواز برنخاست زدستي             آري در اين سخن بخردي منگر
زان دو يكي را اگر ببندي برپشت        مرد به يك دست عاجز آيد مضطر
در ضرب المثلهاي عاميانه آمده است كه دست دست را مي شويد، هر دو دست صورت را.
در  ضرب المثلهاي خراساني مي گويند:«قربان دست بسيار/ چه در خوردن چه در كار»
يك ضرب المثل لري مي گويد:«دنيا گا كلمه است.» يعني جهان سراسر مبادله است.(همان، 498).
در آخر جا دارد كه سخن سعدي را بياوريم و اين قسمت را به پايان برسانيم.
بني آدم اعضاي يكديگرند                    كه در آفرينش ز يك گوهرند.
چو عضوي به درد آورد روزگار             دگر عضوها را نماند قرار 
تو كز محنت ديگران بي غمي                نشايد كه نامت نهند آدمي (همان، 499).

مقدمه

     مردم‌شناسی، معنی اصطلاح اتنولوژی است و از سال 1787 «شوان [1]» سویسی آن را به کار برده‌است. این رشته، اکنون برای مطالعه جوامع ابتدایی و انسان فسیل در کنار انسان‌شناسی جسمانی به کار می‌رود. مردم‌شناسی زندگی اجتماعی و حیات فکری و فرهنگ انسان را با توجه به سیر تاریخی و مناسبات طبیعی و اجتماعی بررسی می‌کند و ویژگی‌های جسمانی و زندگی فکری و فرهنگی انسان‌های نخستین و جوامع ابتدایی را می‌کاود.

می‌توان گفت این علم آیینه تمام نمای جامعه معاصر است یعنی می‌تواند علل به وجود آمدن سازمان‌ها و بنیان‌های کهن فرهنگی جامعه بشری را که برخی در جوامع معاصر رایج و برخی دیگر متروک شده‌اند کشف نماید.مردم شناسی رابطه مستقیم با انسان، شناخت خصوصیات و روحیات وی دارد.یکی از خصوصیات انسان ها، داشتن روحیه تعاون و همیاری است که دراین فصل به بررسی آن پرداخته می شود.

 

درآمدی بر همیاری

تعاون و همكاري و همیاری ريشه در زندگي اجتماعي انسانها دارد. در جوامع اوليه دوام و ادامه حيات بدون كمك و ياري متقابل مشكل بوده و غلبه بر دشواريها امكان پذير نبوده است(کریمی،درمنی،حمیدرضا،1389،11)

هیچ انسانی بدون معاضدت دیگران نمی تواند برای مدتی به زندگی خود ادامه دهد، به بیان دیگر، نیاز به امنیت برای غلبه بر« ترس ها و اضطراب های اجتماعی » از ضروریات حفظ تعادل در زندگی انسان است که از طریق زندگی اجتماعی و همیاری برقرار می گردد.

همیاری و همکاری یک کنش متقابل پیوند دهنده است و مولفه هایی نظیر عاطفه، دوستی و عشق را که نشانگر رابطه انسانی میان گروههای اجتماعی برقرار می نماید. تداوم این رابطة انسانی رسم و آییین همیاری را پدید می آورد. همیاری روشی برای ترقی زندگی اجتماعی است که اعضاء به منظور حل مسائل ویژه ای که با آن روبه رو شده اند گرد هم آمده و به فعالیت می پردازند.

امام محمد غزالی (450-555) نیز منشأ تعاون و همیاری را ضرورتهای زندگی آدمی دانسته است. او نیز خانواده را شروع این راه می داند و می نویسد:

«آدمی چنان آفریده شده است که تنها نزید بلکه مضطر است به فراهم آمدن با غیری از جنس خود و آن برای دوسبب است:  یکی از آن که به نسل حاجت است برای بقای جنس آدمی، و آن جز به اجتماع مرد و زن و عشرت ایشان نباشد و دوم یاری دادن در مهیا کردن اسباب طعام و لباس و در پروردن فرزند و غیر آن، و او محتاج باشد. به آلت ها و برای آلت، آهنگر درودگر باید طعام به آس کنند و پزنده محتاج باشد و همچنین تنها لباس را چگونه حاصل کند؟ و او محتاج باشد به کشتن پنبه و آلات بافتن و دوختن و کارهای بسیار. پس برای آن «تنها زیستن آدمی» ممتنع شد و حاجت افتاد به اجتماعات».

اصولا همياري امر تازه اي نيست و زاييده عصر و زمان خاصي نمي باشد،‌ منتها در هر دوره اي به نحوي خاص و منطبق با مقتضيات آن دوره آشكار گرديده است.(همان 11).

ادامه درآمدی بر همیاری

به طور کلی، می توان گفت همیاری و تعاون پدیده جدیدی نبوده و دارای سابقة بسیار طولانی است و در دوره های مختلف زندگی انسانی همیشه به عنوان راه و وسیله مناسبی برای رفع مشکلات و حل مسائل که او در مقابل خود داشته است، مورد استفادة او قرار گرفته و در آینده نیز از آن سود خواهد برد.

پدیده همیاری امری است که در هر جامعه انسانی می توان آن را دید از جوامع ابتدایی گرفته تا جوامع امروزی و پیشرفته، در اصل در هر جایی انسانی زندگی می کند همیاری و همکاری نیز مشاهده می شود. برای مثال می توان به واره پرداخت. و حتی دکتر مرتضی فرهادی برای نخستین بار به واره در برخی روستاهای کمره برخورد، تصور می کرد که با رسمی کاملاَ محلی برخورده کرده است. ولی بعداً هنگامیکه واره را در روستاهای اراک، الیگودرز، گلپایگان و خوانسار نیز یافت اندیشید که با رسمی ناحیه ای روبروست؛ اما به تدریج دانست که واره در شهرستانها و استانهای دیگر با تفاوت های جزئی در نام و شیوه اندازه گیری و غیره وجود دارد، بالاخره دریافت که واره در افغانستان در تاجیکستان و جمهوری آذربایجان نیز وجود داشته است.اکنون اگر کسی این داستان را پی بگیرد، ممکن است در گذشته یاحتی امروز در جاهای دیگر جهان خود یا بقایای آن را باز یابد .

با توجه به این مثال به همگانی و همه جایی بودن پدیده همیاری نیز می توان پی برد و اینکه این پدیده  مختص به شهری و روستایی خاص نمی باشد. بلکه رسم واره که یک نوع همیاری است را می توان در ایران و افغانستان و جاهای دیگر دید. و همینطور این امکان وجود دارد که در ایران زودتر از افغانستان و در افغانستان زودتر از تاجیکستان به وجود آمده باشد و این امر بستگی دارد که چه زمانی در آن مکان نیاز به این رسم شده است.

همياري، روشي است در زندگي اجتماعي انسانها و به كارهاي اقتصادي محدود نمي شود. مفهوم همياري جدا از مفهوم زندگي اجتماعي به نظر نمي رسد و مي توان آن را نوعي بلوغ اجتماعي دانست. به بيان ساده تر مفهوم همياري كه مقتضاي زندگي اجتماعي است، نشانه اي از عزم انسانها و اراده جمعي آنها در برخورد با مسائل و چالش هاي زندگي اجتماعي است.

همياري يعني كار دسته جمعي كه از مراحل آغاز زندگي انسانهاي اوليه شروع مي شود و به بالاترين درجه از رفتارهاي اجتماعي (از خود گذشتگي)‌مي رسد، به طوري كه مي توان همكاري و همياري را مركز و منشا اصلي رفتار بشري دانست.

واژه همياري كه معادل انگليسي آن كوآپريشن [2]و معادل عربي آن تعاون است.

در زبان فارسي مترادف هايي دارد نظير تعاون،‌ مشاركت ياوري،‌ ياري،‌ ياري گري،‌دگرياري، همكاري،‌ خودياري و …. (همان ،15)

 

جهت مشاهده و دانلود  مشارکت سیاسی (پیشینه تحقیق ، ادبیات، نظریه ها و مبانی نظری) کلیک کنید .

جهت مشاهده و دانلود  شورا و ادبیات و مبانی نظری شوراها کلیک کنید .

 

تعريف همیاری

درک واقعی مفهوم هر پدیده ای بدون بررسی پویایی آن غالباً ناقص و گمراه کننده است. بیشتر پدیده ها و مفاهیم از آن هنگام که به وجود می آیند در حال تحول هستند و واژها و کلماتی که برای نامیدن آنها به کار می روند نیز متفاوت است. تعاون يا همياري نیز چنین است(شهريور، علي حسين 1380، 4).

واژه همياري در مفاهیم مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. از جمله اینکه تعاون يا همياري به معنای همکاری، یکدیگر را مدد رساندن و تشریک مساعی در جهت ارضای نیازی مشترک به کار برده شده است که در این معنی بیشتر مفهوم «همکاری» یعنی با هم کار کردن را به ذهن متبادر می کند. تعاون يا همياري به معنای یاری رساندن و کمک کردن به دیگری نیز مورد استفاده واقع شده است(همان، 4).

در لغت نامه دهخدا هم پشت شدن، یکدیگر را یاری کردن، یاری کردن بعضی قوم بعضی دیگر را ، با هم مدد کاری یکدیگر را کردن معادل واژه تعاون آمده است. در فرهنگ معين تعاون به معني يكديگر را ياري كردن، به هم ياري كردن مي باشد.

کاپرشن کلمه ای است مرکب از دو بخش co که در زبان لاتین به معنای «بیشتر» و «با هم» به کار می رود و دیگری operation که از ریشه operei لاتینی مشتق شده و به معنی عمل کردن و کار کردن است.

ادامه تعريف همیاری

در فرهنگ «وبستر»[3] معنای کاپرشن کار کردن با هم برای یک مقصود و تجمع برای انجام دادن یک امر مشترک و عمل و همکاری اقتصادی قید شده است.

کاپراتیو[4]  معادل واژه تعاونی در فارسی است. گرچه معنای لغوی آن مشابه واژه تعاونی است ولی از لحاظ وسعت عمل و نحوه کار و کیفیت با واژه تعاون متفاوت است. مقصود از کاپراتیو شرکتها و یا سازمانهایی هستند که بر اساس اصول تعاون فعالیت می کنند و کاپراتیو عمل همکاری و شرکت در انجام یک کار مشترک است(همان، 5).

منظور ما از اصطلاح همياري در ساده ترين شكل خود كمك معوض (جبراني) است. كمك داراي عوضي كه در عين متقابل بودن، با همزمان و تأخيري نيز هست. يعني اعضاء به صورت نوبتي، از نيرو و يا امكانات گروه سود مي جويد. طبيعت همياري به شكلي است كه غالبا بين همترازان و كساني كه داراي شرايط و امكانات تقريبا يكساني هستند، اتفاق مي افتد (فرهادي،‌ مرتضي،‌ 1388،‌ 505).

آگ برن و نيم كف[5] در كتاب زمينه جامعه شناسي مي نويسد:«همياري، يكي بودن مساعي دو يا چند شخص است براي حصول هدفي معين».

به طور كلي پديده همياري يك كنش متقابل اجتماعي است كه بين دو يا چند نفر انجام مي پذيرد،  افراد داراي هدف يا هدفهاي معيني هستند و نيت افراد در تحقق هدف مشترك مي تواند واحد يا متفاوت باشد.

 

انواع همیاری

همیاری همگرا و واگرا

همگرا و واگرا بودن در همياري بدين معناسب كه معمولاً گروه در پي كسب قدرت و نيروي بيشتري است ،‌اما عملاً گاهي گروها براي افزايش بازده ،‌از جمله افزايش بازده اقتصادي كار ،‌به كم كردن نيرو و به عبارت بهتر ، به آزادكردن نيروي اضافي گروه دست مي‌زنند .

در گروه‌يا سازمان‌هاي هميار ،  همگرا ، گروه به دنبال يك كاسه كردن امكانات و تواناييهاي  عاطفي و رواني خود است .

براي مثال ، در گذشته گروه همياز زنان منشاء كار برنج در شمال ، بيش از همه به يك كاسه كردن نيروي كار پرداخت و در گروه‌هاي هميار در نيروي كار و ابزار( فيش ) داشت. (فرهادی، مرتضی، 1323، ص 30)

دروازه نيز اعضاء بيشتر به يك كاسه كردن توليدات شيري خود توجه دارند ، اما در كنار آن هم به انواع ديگر ياريگري و هم به انواع ديگر مبادله روي مي‌آورند . دروازه‌هاي جديد ( برخي صندوق هاي قرض الحسنه ) نيز پول‌هاي خرد اعضا يك كاسه مي‌شد در برابر گروه‌هاي محيط همگرا ( تجميعي) ، گرو‌هاي معيار ، ديگري وجود دارد كه عكس واره عمل مي كنند ، مانند واژه نان ، نان قرضي و كار نوبتي شب پايي فرارغ و پروار كشي (واژه گوشت) و غيره براي مثال ، در واژه نان ،‌هر روز يك يا دو خانواده براي تمام خانواده‌هاي محله و يا روستا نان مي‌پختند و ديگر اعضا با فراغ بال به كارهاي ديگر مي‌پرداختند همچنين است در كارهاي نوبتي ديگر كه ، آنها را گروه‌هاي هميار توزيعي
( واگرا) نام نهاده‌ايم .

در همياري همگرا ، چند نفر همزمان به يك نفر از اعضاي گروه به كمك مي‌رساند و در همياري واگرا ، يك نفر در يك محدودة زماني به چند نفر از اعضا كمك مي‌كند. (همان ، ص 32)

[1] – Chavanne
[2] – cooperition
[3] – Webster
[4] – Cooperative
[5] – Ogburn and nimkoff

همياري در ادبيات فارسي و ضرب المثلها:

تقريباً آشكار ترين نوع كمك و همياري،‌ در همه جوامع،‌ كمك به زيردستان و كمك به ناتوانان است،‌ اين صحنه اي است كه هر انساني در هر كجاي جهان روزانه آن را مي بيند . جواني كه جاي خود را در اتوبوس به پيري مي دهد، رهگذري كه با سكه اي نوازنده نابينايي را ياري مي رساند. در ادبيات فارسي نيز دائم اين آموزه ها تكرار شده است.

جامعه ايراني نيز بنابر ضرورت هاي مختلف و از آن جمله وضعيت جغرافيايي و
اقتصادي – اجتماعي از ديرباز ملزم به انواع ياري گري در مسائل كشاورزي، آبياري، دامداري و امنيتي و دفاعي بوده است. گسترش بسيار انواع خودياري و همياري، انتظارات ايرانيان را به سوي همكاريهاي آرماني افزايش داده است (فرهادي،‌ مرتضي،‌ 1388،‌ 492) .

نظامي كه يكي از حساس ترين شعراي ايراني نسبت به عواطف انساني است مي سرايد:

گر از ما كسي را زياني رسد،‌

وز آن رخنه، ما را نشاني رسد.

چو عاجز شود يار، ياري كنيم،

چو سختي رسد بردباري كنيم. (همان، 493).

در فرهنگ ايراني كمك به افتادگان كار نيكمردان آزاده و شكرانه بازوي توانا بوده است.

سعدي مي گويد:

چو استاده اي دست افتاده گير

ره نيكمردان آزاده گير

يا

شكرانه بازوي توانا

بگرفتن دست ناتوان است.

سعدي در باب اول بوستان يك سخن مؤكد دارد كه فشرده آن را مي توان اين بيت دانست كه :

تو كز محنت ديگران بي غمي                    نشايد كه نامت نهند آدمي

سعدي در اين باب به دنبال همنوايي و همدردي و نوع دوستي است چنين به نظر مي رسد كه وي اين عواطف را سرآغاز و پشتيبان ياري گري به شمار مي آورد.

شبي دود خلق آتشي برفروخت              شنيدم كه بغداد نيمي بسوخت

يكي شكر گفت اندر آن خاك و دود           كه دكان ما را گزندي نبود.

جهان ديده اي گفتنش اي بوا موس              اگرچه سرايت بود بر كنار

(همان 494).

در شاهنامه فردوسي كه حاوي اسنادي بي نظير درباره فرهنگ ايراني است به يكي از انواع جالب تعاون در ميان دختران ريسنده اشاره دارد.

يكي شهر بد تنگ و مردم بسي               زكوشش بدي خورن هر كسي

در آن شهر دختر فراوان بدند،                كه بي كام و جوينده نان بدند

بيك روي، نزديك بودي به كوه             شدندي همه دختران همگروه

از اين هر يكي پنبه بردي به سنگ           يكي دو كداني زچوب خدنگ

برآميختندي خورش ها بهم                نبودي بخورد اندرون، بيش و كم

مولوي مي گويد:

هيچ بانگ كف زدن آيد بدر                از يكي دست تو بي دست دگر

(همان، 497).

ملك الشعراي بهار نيز مي گويد:

گويند آواز برنخاست زدستي             آري در اين سخن بخردي منگر

زان دو يكي را اگر ببندي برپشت        مرد به يك دست عاجز آيد مضطر

در ضرب المثلهاي عاميانه آمده است كه دست دست را مي شويد، هر دو دست صورت را.

در  ضرب المثلهاي خراساني مي گويند:«قربان دست بسيار/ چه در خوردن چه در كار»

يك ضرب المثل لري مي گويد:«دنيا گا كلمه است.» يعني جهان سراسر مبادله است.(همان، 498).

در آخر جا دارد كه سخن سعدي را بياوريم و اين قسمت را به پايان برسانيم.

بني آدم اعضاي يكديگرند                    كه در آفرينش ز يك گوهرند.

چو عضوي به درد آورد روزگار             دگر عضوها را نماند قرار

تو كز محنت ديگران بي غمي                نشايد كه نامت نهند آدمي (همان، 499).

 

جهت مشاهده و دانلود  پیشینه تحقیق و مبانی نظری مشارکت و مشارکت اجتماعی کلیک کنید .

جهت مشاهده نمونه های دیگر از ادبیات ، پیشینه تحقیق و مبانی نظری پایان نامه های علوم اجتماعی کلیک کنید.

نمونه ای از منابع

  • 1- بيتس، دانيل و پلاگ، فرد، 1385 ، انسان شناسي فرهنگي، انتشارات علمي.
  • 2- تهرانی، مصطفی،  1372، سیره نبوی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، تهران.
  • 3- حر العاملی، محمد بن الحسن، 1403 ه، .وسائل الشیعه، کتابفروشی اسلامیه، تهران.
  • 4- درایتی، مصطفی، 1413، معجم الفاظ غررالحکم و درر الکلم.
  • 5- روح الاميني،محمود، 1385، گردشهر با چراغ، نشر عطار.
  • 6- سادات، محمد علی،1377، اخلاق اسلامی؛تهران، انتشارات سمت.
  • 7- شهرياري، علي حسين، 1380، حقوق تعاون ايران، آلمان، فرانسه، نشر پايگان.
  • 8- طيبي، حشمت ا…، 1377، مباني جامعه شناسي و مردم شناسي ايلات و عشاير، انتشارات دانشگاه تهران.
  • 9- فاستر، جرج. م، 1378، جوامع سنتي و تغييرات فني، ترجمه سيد مهدي ثريا، نشر كتاب فرا.
  • 10- فربد، محمدصادق، 1383، درآمدي بر خانواده و نظام خويشاوندي، انتشارات پشوتن.
  • 11-…
  • 12-…
مشخصات اصلی
رشته علوم اجتماعی
گرایش مردم شناسی
تعداد صفحات 45 صفحه
منبع فارسی دارد
منبع لاتین دارد
حجم 130 kb
فرمت فایل ورد (Word)
موارد استفاده پایان نامه (جهت داشتن منبع معتبر داخلی و خارجی ) ، پروپوزال ، مقاله ، تحقیق

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “همیاری – ادبیات و مبانی نظری همیاری و همیاری های اقتصادی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا برای ارسال یا مشاهده تیکت به حساب خود وارد شوید