قیمت 19,000 تومان

نمایشگر تمام صفحه محتوا
اشتراک 0دیدگاه 129 بازدید

مهلت دادرسی مدنی

چکيده مهلت دادرسی مدنی

بي­ترديد مواعد و مهلت­ها در دادرسي مدني به­عنوان يکي از ارکان دادرسي مطرح بوده که عدم رعايت آن از سوي مخاطب، وي را با ضمانت اجراي معمولا سنگين مواجه مي­سازد، لکن در عمل ممکن است مخاطب تحت شرايطي موفق به اقدام در مهلت قانوني نگردد؛ در چنين وضعي بحث تمديد مواعد و مهلت­ها مطرح مي­گردد لذا قانونگذار در مواد 450،451،452و453 ق.آ.د.م بحث تمديد مواعد و مهلت­ها را مطرح و ضمن اشاره به انواع مواعد و مهلت­هاي «قانوني» و «قضايي» قواعد و ضوابط حاکم بر تمديد آن را بيان نموده است.

در ماده451­ ق.آ.د.م به تمديد مهلت­هاي قانوني طرق شکايت از آراء پرداخته و ضمن بيان اصل عدم تمديد اين نوع از مهلت­ها، تمديد آن را در موارد مصرحه قانوني؛ يعني معاذير­موجه مندرج در ماده 306 ق.آ.د.م و موارد مندرج در مواد 337و338 ق.آ.د.م پذيرفته است و پيرامون مهلت­هاي قانوني غير طرق شکايت از آراء نيز، ضمن پذيرش تمديد آن در صورت حدوث سهو يا خطا در اعلام مهلت، صرفا حدوث معاذير مندرج در ماده 306 ق.آ.د.م را موجب تمديد اين نوع از مهلت­ها دانسته است لکن نبايد چنين برداشت کرد که موارد مندرج در مواد 337و338 ق.آ.د.م موجب تمديد اين نوع از مهلت نمي­گردند و سکوت قانونگذار را بايد حمل بر مسامحه نمود.

در مواعد و مهلت­هاي قضايي نيز موضوع تمديد در ماده 450 ق.آ.د.م مطرح گرديده اما قدري داراي ابهام است، زيرا قانونگذار پس از آنکه وقوع سهو يا خطا در اعلام موعد را به­عنوان يکي از موجبات تمديد اين نوع از مهلت­ها مطرح کرده به وجود مانع در انجام کار به نحوي که رفع آن خارج از توان مخاطب باشد، اشاره نموده که عنواني کلي و مبهم است؛ اما بايد گفت اين عنوان هم شامل معاذير مندرج در ماده 306 ق.آ.د.م و هم شامل موارد مندرج در مواد 337و338 ق.آ.د.م مي­گردد.

واژگان کليدي : تمديد، عذر­موجه، سهو، خطا، مانع ، مهلت دادرسی مدنی

 

فهرست مطالب مهلت دادرسی مدنی

عنوان                صفحه

 

مقدمه مهلت دادرسی مدنی  1

1-  کليات   5

1-1 . مفاهيم  5

1-1-1 . مفاهيم اصلي    6

1-1-1-1 . تمديد و تجديد، موعد و مهلت دادرسی مدنی

1-1-1-2 . مهلت يا موعد قضايي، مهلت يا موعد قانوني   8

1-1-2 . مفاهيم مرتبط    9

1-1-2-1 . عذر موجه  9

1-1-2-2 . حوادث قهريه  10

1-1-2-3 . سهو يا خطا 10

1-1-2-4 . مانع   11

1-2 . مصاديق مهلت دادرسی مدنی قانوني و قضايي   11

1-2-1 . مصاديق مهلت­هاي قانوني   12

1-2-1-1 . مصاديق مهلت­هاي قانوني تعيين شده بر اساس روز، هفته و ماه  12

1-2-1- 2 . تعيين مهلت قانوني بر اساس مراحل دادرسي   22

1-2-2 . مصاديق مهلت­هاي قضايي    24

2 . تمديد مهلت ­هاي قانوني   26

2-1 . تمديد مهلت­هاي قانوني طرق شکايت از آراء  26

2-1-1 . تمديد مهلت­هاي قانوني طرق شکايت ازآراء در موارد عذر موجه  27

2-1-1-1 . موارد عذر موجه  28

2-1-1-1-1 . مرض مانع از حرکت   28

2-1-1-1-2 . فوت يکي از والدين يا همسر يا اولاد  30

2-1-1-1-3 . حوادث قهريه از قبيل سيل، زلزله و حريق   32

2-1-1-1-4 . توقيف يا حبس بودن   33

2-1-1-1-5 . عدم اطلاع از مفاد رأي   37

2-1-1-2 . ضوابط حاکم بر تمديد مهلت­هاي قانوني طرق شکايت از آراء در موارد عذر­­موجه  38

2-1-1-2-1 . تعداد دفعات تمديد مهلت   39

2-1-1-2-2 . مبدأ مهلت تمديد شده  40

2-1-1-2-3 . محاسبه مهلت تمديد شده  40

2-1-1-2-4 . طول مهلت تمديد شده  43

2-1-2 . تمديد مهلت­هاي قانوني شکايت از آراء درموارد تغيير و­ضعيت محکوم­عليه و زوال سمت نماينده  44

2-1-2-1 . تمديد مهلت­هاي قانوني شکايت از آراء ناشي از تغيير وضعيت شخص محکوم­عليه  45

2-1-2-1- 1 . ورشکستگي محکوم­عليه  45

2-1-2-1-2 . حجر محکوم­عليه  49

2-1-2-1-3 . فوت محکوم­عليه  53

2-1-2-2 . تمديد مهلت­ هاي شکايت از آراء به لحاظ زوال سمت نماينده  58

2-1-2-2-1. اثر زوال سمت نماينده قانوني   65

2-1-2-2-2 . اثر زوال سمت نماينده قراردادي   66

2-2 . تمديد مهلت­هاي قانوني در غير طرق شکايت از آراء  71

2-2-1 . معاذير موضوع ماده 306 ق.آ.د.م و موارد مندرج در مواد 337و338 ق.آ.د.م  72

2-2-1-1 . معاذير موضوع ماده 306 ق.آ.د.م  72

2-2-1-2 . حدوث موارد مندرج در مواد 337 و338 ق.آ.د.م  75

2-2-2 . وقوع سهو يا خطا در اعلام موعد  81

3 . تمديد مواعد و مهلت­هاي قضايي   86

3-1 . موارد تمديد مواعد و مهلت­هاي قضايي   87

3-1-1 . موارد تمديد الزامي مواعد يا مهلت­هاي قضايي   87

3-1-1-1 . سهو يا خطا در اعلام موعد   88

3-1-1-2 . وجود مانع در انجام کار  91

3-1-2 . موارد اختيار دادگاه در تمديد مهلت­هاي قضايي   94

3-1-2-1 . اختيار دادگاه در تمديد مهلت براي يک­بار  94

3-1-2-2 . چگونگي اعمال اختيار دادگاه در تمديد مهلت­هاي قضايي   97

3-2 . ضوابط حاکم بر تمديد مهلت­ها و مواعد قضايي و ضمانت اجراي آن   99

3-2-1 . ضوابط حاکم بر تمديد مهلت­هاي قضايي   100

3-2-1-1 . تعداد دفعات تمديد مهلت    100

3-2-1-2 . مبدأ مهلت تمديد شده  101

3-2-1-3 . محاسبه مهلت تمديد شده  102

3-2-1-4 . طول مهلت تمديد شده  103

3-2-2 . ضمانت اجراي تمديد مواعد و مهلت­هاي قضايي   106

پایان نامه تمدید مواعد و مهلت دادرسی مدنی

مفاهيم اصلی مهلت دادرسی مدنی

تمديد و تجديد، موعد و مهلت دادرسی مدنی

تمديد “در لغت به معناي کشيدن، درازکردن و طولاني کردن مدت “[1]و “در اصطلاح حقوقي نيز به همين معنا بکار رفته است” [2]و تجديد در “لغت به معناي نو کردن، از سر گرفتن، از نو ساختن” [3]و در اصطلاح حقوقي نيز از معناي لغوي دور نيفتاده است ودر تعريف تجديد جلسه گفته شده است “دادگاه وقت رسيدگي را براي تاريخ معين، مقرر بدارد و جلسه رسيدگي را تشکيل بدهد، سپس بدون رسيدگي و يا بدون پايان بردن رسيدگي در آن جلسه، آن جلسه را تجديد کند”.[4] همچنان که ملاحظه مي­گردد به­نظر مي­رسد بين «تمديد» و «تجديد» تفاوت وجود دارد و نبايد اين دو واژه را مترادف دانست.

تمديد در جايي مطرح مي­گردد که انقطاع وجود نداشته باشد و پيوستگي حفظ شده باشد لکن تجديد همراه با انقطاع و گسستگي است، اين برداشت با معناي لغوي هر دو واژه منطبق است.  بايد دقت نمود به لحاظ شباهت و نزديکي معناي اين دو واژه جابجا بکار گرفته نشوند. بنابراين در جايي که مهلت منقضي شده باشد و دادگاه اقدام به تعيين مهلت ديگر مي­نمايد بايد گفت مهلت تجديدگرديده است لکن در جايي که قبل از انقضاي مهلت، مهلت ديگري تعيين گردد، اصطلاح صحيح «تمديد مهلت» خواهد بود.

همان­طور که بيان خواهد شد، چنانچه موعد تعيين گردد و براساس ضوابط قانوني موعد ديگري در ادامه موعد اول تعيين گردد اگر حتي يک روز بين دو مهلت فاصله بيافتد از آنجايي که انقطاع و گسستگي در هر حال بين دو موعد وجود دارد اصطلاح صحيح تجديد موعد خواهد بود. لکن در جايي که زمان خاصي به عنوان موعد تعيين گردد به­عنوان مثال به کارشناس تا دهم اسفند ماه مهلت داده شود تا نظرخويش را تقديم دادگاه نمايد لکن قبل از فرارسيدن موعد کارشناس تقاضاي تجديد موعد را بنمايد و دادگاه ضمن موافقت با تقاضاي کارشناس به کارشناس مهلت ده روزه اعطا نمايد آيا بکار بردن اصطلاح تمديد مهلت صحيح است يا تجديد مهلت؟

ممکن است گفته شود مهلت اول به محض انقضاي موعد به اتمام مي­رسد و مهلت جديد از روز بعد شروع مي­گردد، بنابراين انقطاع حاصل است و اصطلاح صحيح «تجديدمهلت» خواهد بود. اما بايد گفت انقطاع در صورتي محقق مي­گردد که بين مهلت اوليه و مهلت جديد حداقل يک روز فاصله باشد لذا چنانچه مهلت جديد بلافاصله از روز بعد از موعد اوليه شروع ­گردد چون انقطاع صورت نپذيرفته است نمي­توان گفت مهلت تجديد گرديده است بلکه بايد گفت مهلت، تمديد يافته است.

در موارد مذکور براي يافتن پاسخ بايد در­پي ضابطه بود و به­نظر مي­رسد در اين مورد بايد داوري عرف را پذيرفت، از آنجايي که انقضاي مهلت در روز دهم اسفندماه و شروع مهلت جديد از روز يازدهم اسفند ماه عرفا انقطاع تلقي نمي­گردد لذا به­نظر مي­رسد در اين مورد اصطلاح «تمديد مهلت» صحيح­تر مي­باشد. بنابراين اصطلاح «تمديد مهلت» با اصطلاح «تجديد مهلت» داراي تفاوت اساسي مي­باشد و بکار بردن اصطلاح «تمديد موعد» صحيح نخواهد بود.

واژه موعد در لغت به معناي” زمان وعده و سررسيد”[5] و در اصطلاح حقوقي نيز از معناي لغوي دور نمانده و به معناي” سررسيد بکار رفته است.”[6] و مهلت نيز “در لغت به معناي زمان دادن”[7] و “در اصطلاح حقوقي به معناي موعد آمده است.”[8] و همچنين گفته شده است “در آيين دادرسي مدني موعد مدت زماني است که در طول آن عملي بايد انجام شود”.[9]

همانطور که ملاحظه مي­گردد مهلت به طول زمان اطلاق مي­گردد و موعد به زمان سررسيد، بنابراين اگر براي انجام امري تا تاريخ يکم اسفند ماه زمان تعيين گردد، به روز يکم اسفند ماه که همان سررسيد است موعد اطلاق مي­گردد و به طول مدت، تا زمان سررسيد مهلت گفته مي­شود.

لذا با اين وصف اصطلاح موعد و مهلت در مواد450،451و452 ق.آ.د.م در معناي دقيق خود بکار نرفته است و در موارد متعددي قانونگذار اين دو اصطلاح را جابجا بکار برده است به عنوان مثال ماده 450 ق.آ.د.م اشعار مي­دارد: «مهلت دادن در مواعدي که از سوي دادگاه تعيين مي­گردد، فقط براي يک­بار مجاز خواهد بود، مگر در صورتي که در اعلام موعد سهو يا خطايي شده باشد  يا متقاضي مهلت ثابت نمايد که عدم انجام کار مورد درخواست دادگاه به علت وجود مانعي بوده که رفع آن در توان او نبوده است.»

همچنان­که ملاحظه مي­گردد اگر اصطلاح «مواعد» در معناي دقيق خود بکار رفته باشد بايد قائل بود که تجديد مهلت قضايي فقط اختصاص به مواردي دارد که براي اقدام مخاطب موعد خاصي تعيين شده باشد، زيرا موعد به معناي سررسيد مي­باشد، از سوي ديگر بکاربردن لفظ مهلت دادن براي موعد صحيح نمي­باشد، مگر اينکه گفته شود پس از انقضاي موعد، زمان جديد براساس مهلت تعيين شده است و الا اگر موعد جديد تعيين گردد اصطلاح صحيح «تجديد موعد» مي­باشد از سوي ديگر اگر بخواهيم لفظ «موعد» در ماده 450 ق.آ.د.م.«…در اعلام موعد سهو يا خطايي شده باشد…. » را در معناي دقيق آن بکار ببريم بايد قائل باشيم که «سهوياخطا» در فرضي از موجبات اعطاي مهلت يا تجديد موعد مي­باشد که، زمان اعطايي بر اساس موعد تعيين شده باشد. حال آنکه چنين برداشتي از ماده صحيح نمي­باشد. بنابراين چاره­اي جز اين نيست که گفته شود اصطلاحات «موعد» ، «مهلت» ، «مهلت دادن » و «تجديدمهلت» در موارد مذکور در معناي دقيق خود بکار نرفته است.

مهلت دادرسی مدنی

جهت مشاهده نمونه های دیگر از ادبیات ، پیشینه تحقیق و مبانی نظری پایان نامه های حقوق کلیک کنید.

فهرست منابع ومآخذ مهلت دادرسی مدنی

الف. کتاب­ها

  • 1- اسکيني، ربيعا.حقوق ­تجارت­ ورشکستگي و تصفيه امور ورشکستگي. انتشارات سمت، چاپ اول.
  • 2- حبيبي، بهنام؛ رضايي،رضوان واسماعيلي،رحمت.قانون آيين دادرسي مدني در انديشه هاي قضايي، انتشارات جنگل جاودانه، چاپ اول.
  • 3- شمس، عبدالله.آيين دادرسي مدني. جلد اول، انتشارات ميزان، چاپ دوم.
  • 4- آيين دادرسي مدني. جلد دوم، انتشارات ميزان، چاپ اول.
  • 5- آيين دادرسي مدني. جلد سوم، انتشارات دراک، چاپ دوم.
  • 6-­صدرزاده­افشار،­سيد­محسن.­آيين­دادرسي­مدني­وبازرگاني.جلد­دوم، انتشارات­ جهاد دانشگاهي، چاپ دوم.
  • 7-صفايي،سيد­حسين؛قاسم­زاده،سيد­­مرتضي­.حقوق­مدني­اشخاص­و­محجورين. انتشارات­سمت،چاپ­چهارم.
  • 8- کاتوزيان­­­، ناصر. قانون مدني در نظم حقوقي کنوني. نشردادگستر، چاپ پنجم.
  • 9- کريم زاده، احمد. مقررات انتظامي قضات. انتشارات جنگل­جاودانه، چاپ اول.
  • 10- متين­دفتري، احمد. آيين دادرسي مدني و بازرگاني. جلد دوم، انتشارات مجد، چاپ اول.
  • 11-…
  • 12-…

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “پایان نامه تمدید مواعد و مهلت دادرسی مدنی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا برای ارسال یا مشاهده تیکت به حساب خود وارد شوید