قیمت 19,000 تومان

اشتراک 0دیدگاه 28 بازدید

مدیریت مناطق ساحلی

بخش اول: مناطق ساحلی

2-1-مناطق ساحلی و گسترش شهری

2-1-1-مفهوم ناحیه ساحلی

2-1-2-مسائل مناطق ساحلی

2-1-3-چالش های مدیریت منابع ساحلی

2-1-4-پیامدهای گسترش شهرهای ساحلی

بخش دوم: سواحل ایران

2-2-سواحل ایران

2-2-1-مشكلات موجود در مناطق ساحلی کشور

2-2-2-ناحیه سواحل خزری:

2-2-2-1-مشکلات کرانه دریای خزر از دید طرح­ها و صاحب­نظران

2-2-3-اقدامات قانونی برای ساماندهی سواحل کشور

بخش سوم: در آمدی بر مدیریت یکپارچه نواحی ساحلی

2-3- مدیریت یکپارچه نواحی ساحلی

2-3-1-مفهوم مديريت يكپارچه مناطق ساحلی

2-3-2- زمینه­های شکل­گیری مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی

2-3-3-اهداف طرح­های مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی:

2-3-4- مفهوم مناطق ساحلی در مديريت يكپارچه مناطق ساحلي

2-3-5- مفهوم یکپارچگی در مديريت يكپارچه مناطق ساحلي

2-3-6-رویکرد مديريت يكپارچه مناطق ساحلي در مدیریت منابع ساحلی

2-3-7-مراحل مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی

2-3-8- ابزارهای نظارت و ارزیابی در مديريت يكپارچه مناطق ساحلی

2-3-8-1-سیستم اطلاعات جغرافیایی

2-3-8-2- سنجش از دور

2-3-9-تجارب جهانی طرح های ICZM

2-3-10-مديريت يكپارچه مناطق ساحلي ايران(IRICZM)

2-3-10-1-تاریخچه طرح مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی در ایران

2-3-10-2-رویکردهای طرح ICZM ایران

2-3-10-3-برنامه اجرايي فرآيند آماده­سازي طرح مديريت يكپارچه مناطق ساحلي

2-3-10-4-منطقه بندی طرح مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی کشور ایران

2-3-10-5-ساختار سازمانی طرح مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی

بخش دوم: مدیریت مناطق ساحلی

3-2- مدیریت شهر­ی منطقه ساحلی

3-2-1-مفاهیم اساسی مدیریت شهرهای ساحلی

3-2-2- الزامات مدیریت یکپارچه ساحلی

3-2-3-تجارب جهانی در ساختار نهادی-تشکیلاتی مدیریت شهرهای ساحلی

3-2-4-نهادها و ساختارهای سازمانی مناطق ساحلی کشور

منابع

مدیریت مناطق ساحلی در ایران و جهان

مفهوم ناحیه ساحلی:

مدیریت مناطق ساحلی شامل مدیریت فعالیت­های انسانی برای حفاظت از منابع طبیعی منطقه ساحلی و محافظت انسان از خطرات ساحلی است که برای مدیریت موثر، مرز برنامه مدیریت مناطق ساحلی باید با مرزهای منابع مطابقت داشته باشد. (Beatley, and et. al , 2002: 13) با این حال، سیستم­های طبیعی منطقه ساحلی گذرا و اغلب مرزهایی فازی است که به ندرت، اگر نگوییم هرگز، با مرزهای سیاسی مطابقت دارد که این امر باعث می­شود تشخیص وسعت منطقه برای مدیریت دشوار باشد.

مناطق ساحلی رابط مناطق پویایی است که در آن زمین، آب، و فضای تعامل در یک تعادل شکننده و دائما در حال تغییر نفوذ طبیعی و انسانی است. هنگام ایجاد مرزهای فیزیکی برای منطقه ساحلی، نکته مهم آن است که بحران­های فیزیکی و ارتباطات زیست­محیطی فراتر از این مناطق گسترش یافته که این مناطق به طور قابل توجهی تحت تاثیر بشر و سایر فعالیت­هایی که در فاصله های بسیار دور از ساحل به خودی خود اتفاق می­افتد قرار دارند. وضعیت آب­های ساحلی بسته به فعالیت­هایی که در حوضه آبریز آن قراردارد می­تواند متفاوت باشد.

تعریف واحدي از منطقه ساحلی وجود ندارد، برخی از نویسندگان به آن به صورت “بخشی از خشکی که عمدتا بوسیله دریا تحت تأثیر قرار می­گیرد و بخشی از دریا که عمدتا بوسیله خشکی تحت تأثیر قرار گرفته است،” (پاک، 1384: 20) اشاره کرده اند. ناحیه ساحلی طبق نظر Mangor[2] به سه ناحیه  Shoreface ,Shore(Beach) ,Coastمی باشد. (تصویر شماره (2-1)) اجزای فیزیکی منطقه ساحل شامل اجزای سواحل، تپه­های شنی، صخره­ها، جزر و مد و تالاب آب شور و باتلاق ، صخره های مرجانی، جنگل­های حرا، مرداب­ها، و سایر اکوسیستم­های ساحلی در مقیاس بزرگتر، مانند مصب و خلیج است. (Beatley, and et. al , 2002: 14-15) بر اساس مطالعات و جمع­بندی تجارب جهانی مرزهای پیشنهادی برای مناطق ساحلی ایران در تصویر شماره(2-2) نمایش داده شده است:….

 

مسائل مناطق ساحلی:

فشارهای ناشی از مراکز جمعیت کشورها بر حاشیه سواحل از یک سو و وجود مراکز اقتصادی و بهره­برداری کلان ملی از دیگر سو و حساسیت مناطق ساحلی سبب شده تا مناطق ساحلی، سوای دیگر مناطق، با مسائل چالش­های جدی که بعضا به دلیل فقدان نگاه جامع و یکپارچه مدیریتی مسائل و تاثیرات بسیار جدی و تخریب غیر قابل برگشت را بر محیط­زیست سواحل  متحمل شده است داشته باشد، تخریب چشم­انداز در منظره ساحلی، هرج و مرج توسعه صنعت گردشگری که هرچند اثرات مثبت و سازنده­ای با حفاظت و پویایی مناطق و  تداخل این صنعت با سیستم­های در­آمدی و بعد اقتصادی مناطق دارد، اثرات منفی همچون تخریب زمین­های کشاورزی به واسطه تصرف برای صنعت گردشگری و آلودگی­های اراضی ساحلی و آب­ها به خصوص در مصب و بنادر نزدیک و هر گونه آلودگی بیولوژیکی و ترافیک و … اثرات را در پی دارد. (Brambati, 2004: 160-163)

آسیب و یا تخریب زیستگاه گونه­های مختلف و از بین رفتن محیط­های ارزشمند، حساس و در معرض خطر مانند عوارض توپوگرافیکی، تالاب­ها، صخره­های دریایی، مانگرو، چمن­زار جلبکی و سواحل شنی (Pedersen et al., 2005: 354) به واسطه عوامل انسانی و طبیعی عمدی(مانند فاضلاب نیروگاه­های هسته­ای و معمولی و صنایع، ضایعات معدن از ساحل و عملیات خارج از ساحل) و غیر عمد(مانند عوامل طبیعی ) مسائلی است که محیط­طبیعی و زیستی مناطق ساحلی با آن روبرو هستند.

از طرفی حضور درصد بالای از ساکنان کره زمین در حاشیه سواحل و نیاز انسان به آب نیز، تجمع در مناطق ساحلی را از یک نگاه صرفا تجملاتی و تفریحی که در بسیاری از رویکردهای آکادمیک با آن مواجه هستیم مبرا دانسته و امروز ما سواحل را به عنوان زیستگاه هایی که درصد بالایی از نیازهای تولیدی ما را برآورده می­سازند و مکان تجمع صنایع و نقاط کانونی اشتغال هستند می­پنداریم. این تصور، توقعات ما را برای یک محیط مطلوب زندگی رغم زده، اما آنچه که در عمل با آن مواجه هستیم محیطی است با ویژگی­های اینچنینی:

زیستگاه­های جمعیتی با گسترش نامناسب

فقدان مسکن و کار شایسته برای انتخاب

خدمات ناکافی برای افراد سالمند

محدود بودن فرصت­های اقتصادی به ویژه در نگاه حفاظت­گرا

محو ویژگی­های مطلوب محیط زیبا و دارای قابلیت زندگی و تبدیل به منظر نا­مطلوب

کیفیت نامطلوب آب

ضعف زیر ساخت­ها

محیط­های پیاده­روی نا امن

عدم کیفیت ساخت و ساز و طرای ساخت و ساز­های بد­قواره و نا­مناسب و همچنین  طراحی ساختمان­های نا کارآمد از نظر انرژی

واقع­شدن ساختمان­ها و زیر ساخت­ها در مناطق خطرناک طبیعی (NSW, 2003)

با این تفاسیر مشكلات مناطق ساحلي جهان در کشورهاي مختلف کم و بيش با هم مشابهند. اين مشكلات را مي­توان به صورت زير برشمرد:

تمرکز جمعيت در نوار ساحلي و رشد جمعیت فزاینده، و ساخت و ساز بي­رويه در اين مناطق

آلودگي محيط­زيست در مناطق ساحلي در بخش خشكي و بخش دريا، کاهش تنوع زیستی و کیفیت محیط­زیست که رو به وخامت می­رود. (DONG & OLSEN, 2003: 104)

مخاطرات محيطي نظير بالا آمدن آب دريا، فرسايش سواحل، طوفان و نظاير آن

کاهش تنوع زيستي و اتلاف منابع طبيعي در مناطق ساحلي

تضاد ميان فعاليت­ها، بخشي­نگري در طرح­هاي توسعه و ناهماهنگي­هاي اداري (Westmacott ,2002: 68)

چنان که اشاره شد، يكي از مصاديق بارز وجود مشكلات در مناطق ساحلي وجود ناهماهنگي و بعضا تضاد ميان فعاليت هاست. برخي از اين مشكلات به ناهماهنگي­هاي اداري و عدم وجود قانون (و يا وجود قانون­های متضاد) بر مي­گردد و برخي ديگر ناشي از بخشي­نگري در طرح­هاي توسعه دستگاه­هاي مختلف اجرايي است. با این وجود توجه به اين نكته لازم است که برخي از فعاليت­هاي انساني در سواحل ماهيتا در تضاد با هم قرار دارند.  براي مثال مي­توان به موارد زير اشاره کرد:

  • تضاد ميان کشتيراني تجاري و کشتيراني تفريحي
  • تضاد ميان توسعه صنعتي و ايجاد و نگهداري از مناطق حفاظت شده زيست­محيطي
  • تضاد ميان استخراج نفت و گاز از دريا و فعاليت­هاي صيادي
  • تضاد ميان تخليه پساب­ها و زائدات جامد در دريا با فعاليت­هاي صيادي
  • تضاد ميان کشتيراني تجاري، تفريحي و صيادي با تحرکات نظامي در سواحل
  • تضاد ميان اکتشافات معدني و حفظ زيستگاه­ها در نوار ساحلي
  • تضاد ميان بازيافت زمين از دريا و فعاليت­هاي شيلات (پاک، 1383: 3-4)

مطالب عنوان شده، حاکی از چند بعدی بودن سواحل به عنوان مناطق طبیعی از یک سو و زیستگاه انسانی و تولیدی از دیگر سو دارد. به علاوه ساختار طبیعی هر قلمرو و نظام اداری-سیاسی آن پیچیدگی کنترل و مدیریت سواحل را نیز افزوده و در عمل ما با یک معادله چند مجهولی و مسئله­ای که در آن روابط چند سویه برقرار است مواجه هستیم. ازین رو شناخت صحیح مسائل مناطق ساحلی پیش از هر گونه اقدام و آسیب­شناسی آن­ها، امری ضروری و اساسی است.

 

چالش های مدیریت منابع ساحلی:

علی­رغم احساس ضرورت برنامه­ریزی برای توسعه پایدار شهرهای ساحلی در چارچوب برنامه­ریزی فضایی، مسائل شهرهای ساحلی همچون: گسترش این شهرها در پهنه­های ارزشمند طبیعی، شدت گرفتن ساخت­و­ساز­ها، افزایش منابع آلاینده و عدم رعایت ضوابط و مقررات شهرسازی پیشنهادی طرح­های توسعه شهری همچنان به قوت باقی و حتی در حال افزایش است. چالش­های پیش­رو در زمینه مدیریت منابع ساحلی در یک جمع بندی به شرح زیر است: (بیژنی،1390: 15-17)

پراکندگی جمعیت: بیشتر رشد و توسعه­هایی که در مناطق ساحلی در دهه­هایی آینده رخ خواهد داد از لحاظ زیست­محیطی در مناطق حساس اتفاق می­افتد. سیاست معدودی برای هدایت­کردن ارتباط تنگاتنگ میان حفاظت منابع و توسعه اقتصادی وجود دارد و عدم کنترل رشد و توزیع مناسب جمعیت سبب ایجاد بسترهای تحت فشار خواهد شد.

ساخت و سازهای شهری: در حال حاضر بیش از 60 درصد زمین در مناطق آبی ساحلی پوشیده از گیاهان طبیعی است و یا برای احداث جنگل  یا کشاورزی استفاده می­شود. بخش مهمی از این مناظر در طول دهه­های آینده به کاربری­های شهری تبدیل خواهد شد که در نتیجه با افزایش وسعت سطح غیرقابل نفوذ، ذخایر آب زیرزمینی و مکانیزم­های حامل آلوده­گر تغییر خواهد کرد.

سطح و منابع آب زیرزمینی: توسعه راهبردهای مدیریتی مبتنی بر پیش­بینی­های صحیح اثرات و نتایج جهت حفظ کیفیت آب و تمامیت اکوسیستم ساحلی بسیار مهم است. شناخت اندکی از توزیع و ترکیب شیمیایی منابع آب زیرزمین و مکانیزم­های فیزیکی شیمیایی و حیاتی مواد آلوده­کننده، مواد مغذی و دیگر سازنده در بخش­های مختلف مناطق ساحلی بر اکوسیستم­های ساحلی وجود دارد.

تصمیم­سازی برای کاربری زمین: ایجاد تعادل میان رشد فزاینده جمعیت و توسعه حفاظت از منابع طبیعی نیاز به مدیریت توسعه و مدیریت منابع دارد. هرچند در حالی که مدیریت منابع طبیعی به واسطه گستردی و به هم پیوستگی لازم است تا در سطح کلان مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرند. بیشتر تصمیمات کاربری زمین در سطح محلی گرفته می­شود و عدم ارتباط میان این دو سطح به دلیل مبادله ناکافی اطلاعات علمی و تکنیکی سبب ناکارآمد شدن برنامه­ریزی کاربری­زمین برای توسعه پایدار خواهد شد. ماهیت متفاوت موضوعات برنامه­ریزی نیازمند سطوح مختلف برنامه­ریزی است که بایستی خلاء میان سطوح ملی و محلی را پر کند.

آموزش و توسعه: بیشترین تصمیم­گیری­های در زمینه رشد و توسعه به کارگزاران دولتی واگذار می­شود و عموما درک روشنی از هزینه­ها و فواید این رشد­ها برای بخش عمومی وجود ندارد، درنتیجه روش­شناسی برای جمع آوری، آمیختن، و انتشار داده­های علمی برای آگاهی از تصمیمات کاربری­زمین می­بایست بهبود­ یافته و تصمیم­گیری­ها در زمینه اقتصادی و زیست­محیطی در جهت توسعه پایدار و حفاظت از منابع صورت­گیرد.

 

مشكلات موجود در مناطق ساحلي کشور

کشور ما با داشتن بيش از ٣٠٠٠ کيلومتر خط ساحلي و به لحاظ داشتن دو نوع منطقه ساحلي در شمال و جنوب کشور با مشكلاتي با ماهيت متفاوتي در سواحل روبرو است. از هفت استان ساحلي کشور سه استان که در سواحل جنوبي دريايي خزر واقعند داراي اقليمي مرطوب با آب و هوايي معتدل هستند در حالي که چهار استان جنوبي کشور داراي اقليمي گرم و خشك)در مناطق دور از ساحل ( و مرطوب) در مناطق ساحلي (بوده و نيمي از سال داراي آب و هوايي گرم و طاقت­فرسا هستند.

اين تفاوت فاحش در اقليم باعث شده است که تراکم جمعيت، ساخت و ساز بي­رويه، عدم دسترسي به دريا براي مردم و آلودگي سواحل به عنوان معضلات استان­های شمالي کشور و خصوصا استان مازندران مطرح باشد در حاليکه در سواحل جنوب کشور غير از نقاط خاص نظير خوزستان و عسلويه، فقر و توسعه­نيافتگي به عنوان مشكل اصلي مطرح مي­گردد. علاوه بر تفاوت­هاي اقليمي، اقتصادي و فرهنگي موجود بين سواحل شمال و جنوب کشور، بالا آمدن آب درياي خزر به لحاظ رژيم بسته هيدروليكي آن خود معضل ديگري را بر معضلات موجود مي­افزايد که اين مشكل در سواحل جنوبي کشور به دليل ارتباط خليج فارس و درياي عمان به آب­هاي آزاد وجود ندارد. (پاک، 1383: 5-4)

 

جدول شماره(2-3) اهم مسائل و مشکلات دریای خزر

مشکلات کلان اهم مسائل و مشکلات دریای خزر
 

طبیعی و محیط زیستی

تخلیه مواد زائد جامد و پساب­های شهری، صنعتی، و کشاورزی در دریا

بهره­برداری بی رویه از منابع طبیعی

آلودگی نواحی ساحلی ناشی از کمبود زمین جهت دفن مواد زائد جامد

تغییرات تراز آب دریا

فرسایش نواحی ساحلی

کاهش تنوع زیستی

آلودگی ناشی از شناورها و خطوط لوله در دریا

 

اقتصادی

بهره­وری پایین فعالیت های کشاورزی و استفاده نامناسب از زمین

غیر فعال بودن بازرگانی و تجارت دریایی

کاهش منابع شیلات و ذخایر ماهی

عدم وجود صنایع مادر و صنایع پشتیبانی

 

کاربری زمین

ساخت و ساز غیرقانونی و بی ضابطه

محدودیت دسترسی عمومی به دریا

فقدان طرح کاربری اراضی مناسب برای توسعه مناطق ساحلی

مسائل مالکیتی و حقوقی اراضی ساحلی

تغییر غیرقانونی کاربری اراضی

کافی نبودن زیرساخت ها در بخش حمل و نقل

اجتماعی و فرهنگی نرخ رشد جمعیت بالا

 

تغییر سریع و ناخواسته در بافت فرهنگی مناطق ساحلی

ماخذ: خلاصه طرح مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی کشور، سازمان بنادر و دریانوردی کشور، 1388

 

مفهوم مديريت يكپارچه مناطق ساحلي

مدیریت مناطق ساحلی به عنوان یکی از رویکردهای مطرح در دهه­های اخیر به ویژه در کشورهای آمریکا و اروپایی از پیشینه بیشتری برخوردار است. مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی با رویکرد توسعه پایدار درصدد است که حفاظت از محیط­زیست را با توسعه اقتصادی، از طریق بکارگیری ابزارهای مناسب ترکیب کند؛ این فرایند هم محیط­­طبیعی و هم ساکنان مناطق ساحلی را مورد توجه قرار می­دهد. ICZM”  برای یکپارچه­سازی سیاست­های مختلفی که بر روی سواحل تاثیرگذارند تلاش می­کند و نیز افراد ذی­نفع را از سطح محلی تا سطوح ملی به منظور آگاهی، پشتیبانی و اجرای این سیاست­ها به هم پیوند می­دهد. در حوزه مدیریت، مهم­ترین مسئله­ای که سواحل را تهدید می­کند، سازماندهی و عملکرد­های متفرق و بخشی دستگاه­ها و ذی­نفعان مختلف در سواحل است.

به عبارتی مدیریت سواحل به دنبال ساماندهی واحدهای کاربر از منطقه ساحلی است و علاقه دارد عدالت اجتماعی در توزیع امکانات فضایی و اقتصادی رعایت شود مدیریت یکپارچه سواحل با هدف رفع منازعات به دنبال سازگاری فعالیت­های ناحیه ساحلی با یکدیگر است، رویکرد زیست­محیطی در این مدیریت همچنین در جستجوی سازگاری فعالیت­های منطقه ساحلی با توان­های محیطی است تا منازعات از طریق جانمایی و امکان­سنجی محیط­زیست مرتفع شوند.” (مهندسین مشاور مآب، 1389: 2)

این رویکرد در پی از بین بردن بخشی­نگري و ایجاد تفکر هماهنگ در انجام امور محلی و حل و فصل تضادها میان سازمان­هاست. با برقراري مدیریت منطقه ساحلی توسعه متوازن و پایدار مناطق ساحلی، پیشگیري از انحلال سواحل و حفاظت از محیط­زیست آن ممکن خواهد شد. به منظور آشنایی بیشتر با این رویکرد، در ادامه تعاریف، اصول و تجربیات آن در دیگر کشورها آمده است.

تعاریف متعدد و مشابهی برای ICM بیان شده که تعاریف زیر جوهره اصلی ICM را ارائه می کند:

ICZM  يك فرآيند پوياست که در آن يك استراتژي هماهنگ تهيه و براي تخصيص منابع، اجتماعي، فرهنگي و ﻧﻬادي اجرا مي­شود تا اهداف چندگانه حفاظت و توسعه پايدار مناطق ساحلي به دست آيد.  (Sorensen, 2002: 11)[1]

مديريت مناطق ساحلی يك فرآيند انعطاف­پذير و منطبق با مديريت منابع براي توسعه پايدار زيست­محيطي در نواحي ساحلي است. مديريت يكپارچه مناطق ساحلي جانشين برنامه­ريزي اجتماعي نبوده بلكه بر ارتباط بين فعاليت­هاي اجتماعي براي دستيابي به اهداف جامع­ و­ کامل تأکيد دارد.(UNEP, 1995)

مديريت يكپارچه مناطق ساحلي يكي از مناسب­ترين فرآيندهاي شناسايي­شده براي توجه به مسائل جاري و بلندمدت مديريت سواحل مانند از دست­رفتن گونه­هاي جانوري و گياهي، از بين رفتن کيفيت آب، تغيير در چرخه­هاي هيدرولوژيك، از بين رفتن منابع ساحلي، تطبيق با بالا آمدن سطح دريا و غيره مي­باشد. (Awosika et al., 1994)

مديريت يكپارچه مناطق ساحلي يك فرآيند پوياست که از طريق آن تصميمات براي استفاده، توسعه و حفاظت از مناطق و منابع ساحلي براي رسيدن به اهدافي که با هماهنگي بهره­برداران از منابع و مقامات محلي، منطقه­اي و ملي تعيين شده­اند اتخاذ مي­شوند. مديريت يكپارچه مناطق ساحلي ويژگي خاص مناطق ساحلي را به عنوان يك منبع با­ارزش براي نسل­هاي فعلي و آتي مورد توجه قرار مي­دهد. مديريت يكپارچه مناطق ساحلي فرآيندي چند منظوره بوده و به تحليل آثار عملي توسعه، استفاده­ها و ارتباط متقابل بين فرآيندهاي فيزيكي و فعاليت­هاي انساني پرداخته و رابطه و تعامل بين فعاليت­هاي بخشي در مناطق ساحلي را مورد توجه قرار مي­دهد. [2] ( Knecht and Archer, 1993)

فرایندی خاص با اهداف پویا و پیچیده برنامه­ریزی است که بر محل برخورد خشکی و دریا تمرکز داشته و به برخی مفاهیم ثابت و متغیر، حفاظت محیط­زیست، اهداف اقتصادی و اجتماعی و روش­های مدیریت مشارکتی برای حل مسائل و مشکلات تاکید نموده و از مبانی علمی قوی در این فرایند استفاده می­نماید. (طرح مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی کشور، 1388: 1)

جهت مشاهده نمونه های دیگر از ادبیات ، پیشینه تحقیق و مبانی نظری پایان نامه های معماری کلیک کنید.

  نمونه ای منابع و مآخذ

  • آخوندی، عباس احمد و دیگران(1387) آسیب شناسی مدل اداره امور شهر در ایران، مجله پژهش های جغرافیایی، شماره 63، صص 135-156
  • احمدیان، رضا و دیگران(1391) مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی، ضرورتی اجتناب­ناپذیر در افزایش توانمندی مناطق ساحلی، دهمین همایش بین­المللی سواحل، بنادر و سازه­های دریایی، تهران
  • اداره کل مهندسی سواحل و بنادر(1390) مجموعه قوانین، آیین­نامه­ها و تصویب­نامه­های مرتبط با مناطق ساحلی، سازمان بنادر و دریانوردی، تهران، اسرار دانش
  • اداره کل تنقیح و تدوین قوانین و مقررات (1363) مجموعه قوانین و مقررات، جلد اول، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، انتشارات اداره کل تنقیح و تدوین قوانین و مقررات
  • برک پور، ناصر و ایرج اسدی(1390) مدیریت و حکمروایی شهری، انتشارات دانشگاه هنر
  •  برك پور، ناصر و ايرج اسدي  (1385) بررسي قانون تعاريف محدوده و حريم شهر، دو فصلنامه مديريت شهري، سال پنجم، شماره 18
  • بیژنی، بنت  الهدی(1390) ارزیابی و شبیه­سازی تغییرات کالبدی منطقه ساحلی نوشهر و چالوس با استفاده از تکنیک  RSو GIS و انطباق آن با اصول مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی(ICZM)، پایان نامه کارشناسی ارشد برنامه­ریزی شهری، دانشگاه شیراز
  • پاک، علی و همکاران، (1385)چالش­­های برقراری نظام مدیریت یکپارچه در مناطق ساحلی، نگاهی به تجربیات جهانی و مشکلات ایران، هفتمین همایش بین­المللی سواحل بنادر و سازه­های دریایی، تهران
  • پاک، علی و همکاران، (1388) آغاز حركت اجرائي مديريت يكپارچه مناطق ساحلي در ايران  مديريت سواحل جزيره كيش، هشتمین همایش بین­المللی سواحل بنادر و سازه­های دریایی، تهران
  • پاک، علی(1383) مديريت يكپارچه مناطق ساحلي ضرورت­ها، زمينه­هاي جهاني و اقدامات انجام شده در ايران، ششمین همایش بین­المللی سواحل بنادر و سازه­های دریایی، تهران
  • پاک، علی(1384) روش شناسی مطالعات ICZM درایران، مجله بندر و دریا، شماره 126، صص 18-26
  • ….
  • ….

 

 

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “مدیریت مناطق ساحلی در ایران و جهان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا برای ارسال یا مشاهده تیکت به حساب خود وارد شوید