قیمت 19,000 تومان

اشتراک 0دیدگاه 391 بازدید

 شیخ فخر الدین عراقی

 

زندگینامه شیخ فخر الدین عراقی

نگاهی به زندگی شیخ فخر الدین عراقی ………………………………………………………………………

الف – تولد و کودکی ………………………………………………………………………………………………………..

ب – جوانی ………………………………………………………………………………………………………………………

ج- استادان و مسافرت ها …………………………………………………………………………………………………

د – مذهب شیخ فخر الدین عراقی …………………………………………………………………………………………………………….

ه – عرفان شیخ فخر الدین عراقی  ………………………………………………………………………………………………………………

و – جایگاه و منزلت عراقی در کاروان ادب پارسی ……………………………………………………………

ز – وفات عراقی ……………………………………………………………………………………………………………….

ح – آثار شیخ فخر الدین عراقی …………………………………………………………………………………………………………………

تاثیر پذیری عراقی از دیگر شاعران ………………………………………………………………………………………….

الف – سوانح العشاق غزالی ……………………………………………………………………………………………….

ب- حدیقه سنایی ……………………………………………………………………………………………………………

ج- تاثیر عطار بر عراقی …………………………………………………………………………………………………….

تاثیر گذاری شیخ فخر الدین عراقی بر دیگر شاعران …………………………………………………………………………………………

الف – تضمین ها و اقتباس های لفظی …………………………………………………………………………….

ب- همانندی در وزن و قافیه و ردیف ……………………………………………………………………………..

ج- اقتباس ها …………………………………………………………………………………………………………………..

سبک ادبی شیخ فخر الدین عراقی ……………………………………………………………………………………………………………………

دستور مندی زبان عراقی ………………………………………………………………………………………………………..

شیوه ی واژه گزینی عراقی ………………………………………………………………………………………………………

قافیه و ردیف های فعلی ………………………………………………………………………………………………………….

تراکم فعل در زبان عراقی ………………………………………………………………………………………………………..

نقش برخی عناصر موسیقی افزای در آثار شیخ فخر الدین عراقی

منابع شیخ فخر الدین عراقی

زندگینامه شیخ فخر الدین عراقی

نگاهی به زندگی شیخ فخر الدین عراقی

الف- تولّد و کودکی

عراقی از شاعران بنام و از پیشگامان غزل­سرایی عرفانی است. در تاریخ ادبیات صفا درمورد نام و نسب او آمده­است:« شیخ فخرالدّین ابراهیم بن بزرجمهر بن عبدالغفار همدانی فراهانی معروف به عراقی، از مشایخ بزرگ و از شاعران و عارفان بلندمرتبه­ی ایران در قرن هفتم هجری است.» (صفا، 1369: 563)

در مورد نام ونسب ومولد او، اتفاق نظر وجود دارد؛« حمدالله مستوفی نام و نسب او را «فخرالدین ابراهیم بن بوذرجمهر بن عبدالغفار الجوالقی » ونویسنده­ی مقدمه­ی دیوان او، یعنی یکی از مریدان قریب العهد وی، «فخرالمله والدین ابراهیم ابن بزرجمهر المشتهر بعراقی » نوشته­اند. فصیح خوافی در ذیل حوادث 686 هجری « شیخ فخرالمله والدین عراقی الشاعر الهمدانی الفراهانی» آورده است. (همان:569)

زادگاه شیخ فخر الدین عراقی را حمدالله مستوفی و نیز نویسنده­ی مقدمه­ی دیوانش، کمجان، نوشته­اند؛ این شهر، امروزه ،کمیجان، نام دارد ومرکز شهرستان کمیجان دراستان مرکزی است و جمعیتی بالغ بر سی و نه هزار نفر دارد. خود شیخ فخر الدین عراقی نیز در آثار و اشعارش، به زادگاه خود، اشاره کرده است؛ از جمله، در قصیده­ای در مدح شیخ حمیدالدین احمد الواعظ، می­گوید:

 

آخر ای جان، غریب شهر توام خود نپرسی غریـب حیران را
جز عراقی که نیـست امیدش تا ببیند وصال کمجان را

(شیخ فخر الدین عراقی ،1335: 67)

 

همچنین

یا رب این بوی چنین خوش زگلستان آید یا زباغ ارم و  روضه­ی رضوان آید؟
یاصبا بوی سر زلف نگاری آوردآید؟ یا خود این بوی ز خاک خوش کمجان

(شیخ فخر الدین عراقی ،1335: 78)

 

« اما وجه انتسابش به «جوالقی» که حمدالله ذکر کرده، دانسته نشده است … و بعید نیست که این نسبت «جوالقی» مربوط به همان عبدالغفار باشد که حمدالله، نسبت جوالقی را بعد از نام او آورده است.» (صفا ، 1369: 569)

 

خاندان عراقی، خاندانی دانشمند بوده­اند. در مقدمه­ی دیوانش عنوان شده « آبا واجداد او جدّاً فوق جدٍّ علما و افاضل بوده­اند.»و ابراهیم، در این خانواده، در سال 610 هجری، به دنیا آمده است. نویسنده­ی مقدمه­ی دیوانش، وفات او را به سال 688 هجری قمری، دانسته است و سنّ او را در آن سال، 78 سال، نوشته است؛ بدین­ترتیب، ولادت اوباید در سال 610 هجری اتفاق افتاده­باشد.

بدیع الزمان فروزانفر، مؤلف کتاب تاریخ ادبیّات ایران، سال تولّد وی را 600 هجری قمری، دانسته است. (فروزانفر،1372: 390)

شیخ فخر الدین عراقی ، در کمیجان، متولد شد و دوران کودکی را در همان­جا گذراند. در مقدمه­ی دیوانش  درباره­ی رویداد تولد او چنین آورده­اند: « و در آن مدت که از کتم عدم به صحرای رحم مادر آمد قرب یک ماه پیش­تر پدرش در واقعه چنان دید که امیرالمؤمنین، علی ابن ابی طالب، علیه السلام، با جمعی از ابرار در باغی، مجتمع بودند و او آن­جا ایستاده بود؛ شخصی بیامد و طفلی بیاورد و در نظر امیرالمؤمنین، بر زمین نهاد. امیرالمؤمنین، آن طفل را برداشت و او را پیش خود خواند و در کنار او نهاد و فرمود: « بستان عراقی ما را و نیکو محافظت نمای که جهانگیر خواهد بودن» از خرّمی که به وی رسید، از خواب درآمد. گفت: که چون شیخ فخر الدین عراقی ، در وجود آمد در چهره ی او نظر کردم صورت همان طفل دیدم که امیرالمؤمنین به من داده بود.» (عراقی،1388: 2)بدین­ترتیب عراقی، به دنیا آمد و کودک نوپا از پنج سالگی به مکتب فرستاده شد. کلّ قرآن کریم را در مدت نه ماه حفظ کرد. گویند که آوازی حزین داشت و شب­ها با سوز، کلام خدا را می­خواند و می­گریست وشنوندگان را به وجد می­آورد. حتی از کودکی گروهی از کودکان هم­مکتبی­اش مرید اوگشتند و پس از فراغت از مکتب، به دنبال او روان می­شدند و تا شب با او زمان سپری می­کردند.

در هشت سالگی به خاطر قرائت دلنشین قرآن، در همدان، مشهور شد و بعد از نماز عصر، مستمعین زیادی برای شنیدن صدای زیبای او، در مسجد، جمع می­شدند و حتی گروهی یهودی، به ارادت، بر دست او مسلمان شدند.

 

ب- جوانی

در شرح احوال او به اغراق گفته­اند که چون به سنّ هفده رسید بر جمله­ی علوم، از منقول و معقول، مطلع شده بود و مستعید گشته تا چنان شد که در شهر همدان، در مدرسه شهرستان، به افادت و دیگران در خدمتش به استفادت، مشغول بودند.

دکتر صفا در تاریخ ادبیات، این ادّعا را با تردید می­نگرد و می­نویسد: گمان نمی­رود که عراقی به چنین جامعیتی در علوم وفنون رسیده باشد.»(صفا،69: 571) وتدریس کتبی، چون تفسیر و اشارات ابن سینا و حاوی رازی و منطق و نجوم را ترک نموده باشد.« و مراد جامع دیوان عراقی و نویسنده­ی مقدمه­ی آن، از برشمردن این کتاب­ها، بیشتر، نشان دادن این نکته است که چگونه عراقی از حوزه­ی درس و بحث و فحص، قدم در عالم تجرد گذاشت.»(همان: 571)عراقی، مسند بحث و علم را رها کرد در شرح این ماوقع نوشته­اند:

«جمعی قلندران، های وهوی زنان از مجلس دررفتند و این غزل، به آواز خوش و به اصول هرچه تمام­تر بخواندند:

 

ما رخت ز مسجد به خرابات کشیدیـم

در کوی مغان در صف عشـاق نشستیم

گردل بزند کوس شرف شاید ازین پس

از زهد و مقامـات گذشتیم که بسیـار

 

 

 

 

خط بر ورق زهد و کرامات کشـیدیم

جام از کف رندان خرابـات کشیدیـم

چون رایت دولت به سماوات کشیـدیـم

کاس تعب از زهد و مقامات کشیـدیم

چون قلندران، به آهنگ ایشان این غزل برگرفتند، اضطرابی در درون شیخ، مستولی گشت، نظر کرد در میان قلندران، پسری دید که در حسن بی نظیر بود و در دل عاشقان دلپذیر. جمالی که اگر نقاش چین، طرّه ی او بدیدی متحیّر گشتی بار دیگر شهباز، نظرکرد ومرغ دلش، در دام عشق افتاد و آتش هوا، خرمن عطش بسوخت. دست کرد و جامه از تن به­درکرد و عمامه از سر فروگرفت و بدان قلندران داد و این غزل آغاز کرد:

 

چه خوش باشد که دلدارم تو باشی

زشـادی در همـه عالــم نـگـنـجم

 

 

ندیـم و مـونس و یارم تـو باشی

اگر یک لحظه غمخوارم تو باشی

 

(شیخ فخر الدین عراقی ،35: 266)

چون زمانی گذشت، قلندران از همدان، راه اصفهان گرفتند. چون غایب شدند شوق، غالب شد، حال شیخ دگرگون گشت ، کتاب ها را دور انداخت ، از تفسیر کبیر، نسیان کثیر حاصل شد . نحو را محو کرد ، اشارات را فشارات خواند ،معالم التنزیل، اسرارالتأویل نمود؛ حاوی حل ساخت؛ جامع الدقایق لامع الحقایق گشت؛ روضه المنجمین نزهه العاشقین بار داد؛ زبان قال به لسان حال مبدّل گشت؛ ذوفنون مجنون شد؛ حاصل القال بعد المقال، مجردوار در عقب اصحاب، روان شد، دو میل راه برفت ، بدیشان رسید واین غزل آغاز کرد.»

 

پسرا ره قلندر بزن ار حریف مایی که دراز ودور دیدم سر کوی پارسایی

(شیخ فخر الدین عراقی ،1335: 245)

قلندران چون او را بدیدند خرّمی ها کردند، درحال او را بنشاندند و موی و ابروی او را فروتراشیدند و هم­رنگ خود ساختند و شیخ فخرالدین در صحبت قلندران، طوف­کنان، عراق عجم را زیر قدم آورد.» (همان: 4-5)

این داستان که در اکثر مآخذ ذکر شده است، علت ترک تدریس و آغاز صوفی­گری عراقی، ذکر شده است؛ اما دکتر صفا، آن را جعلی می­داند ومی­نویسد:

ازجمله غزل­های بسیار فصیح و زیبای عراقی است که قاعدتاً نبایست درآغاز جوانی و اوایل عهد شاعری و در مدرسه، سروده شده باشد و علاوه بر این شاعر در آن از«خانقاه» اظهار ملامت کرده است نه از «مدرسه»:

  • کم خانقه گرفتم سر مصلحی ندارم قدح شراب پرکن به من آر، چند پایی

وبه آسانی می­توان فهمید که همین غزل زیبای فصیح، با مطلعی که شاعر در آن، راه قلندری را می­جوید، بعد از رواج و انتشار در میان خانقاهیان منشاء جعل چنین داستانی که دیده ایم شده و در آن دامان فخرالدین به عشق پسری جمیل که در میان قلندران همدان، فرض شده بود، آلوده گردیده است. به هرحال این واقعه را کسانی که به بیان احوال عراقی پرداخته اند، نوشته اند و در این مورد نیز می­بینیم که مانند همه­ی مشایخ بزرگ تصوف، واقعه­ای از وقایع را، علت تغییر حال وی دانسته اند و با آب وتاب در کتب، ثبت کرده اند؛ به همان صورت که در احوال کسانی از قبیل سنایی و عطار و مولوی و نظایر آنان می بینیم. اما واقعه درست یا نادرست و حقیقی یا ساختگی، هر چه باشد ما را به یک حقیقت، رهنمون می­کند و آن این­که عراقی، در آغاز امر، سرگرم تعلیم و تعلّم علوم بود؛سپس رخت از مدرسه به خانقاه کشید . این تغییر حال در اوان شباب بدو دست داد و بعد از آن به شرحی که همگی صاحبان تراجم، نوشته اند گویا با چند سال فاصله از ایران به هندوستان رفت و در مولتان به خانقاه شیخ بهاءالدین زکریای مولتانی (565– 666هجری قمری) مؤسّس سلسله­ی سهروردیان مولتان، راه جست.(صفا،1369: 574)

 

جهت مشاهده و دانلود بررسی استعاره و نماد در غزلیات شیخ فخرالدین عراقی کلیک کنید.

 

جایگاه و منزلت عراقی درکاروان ادب پارسی

شیخ فخر الدین عراقی بدون تردید، یکی از بزرگ­ترین و هنرمندترین شاعران عارف مسلک ادب فارسی در قرن هفتم است؛ وی شاعری است که از نظر تاریخی، در دوره­ای زندگی می­کند که با بزرگ­ترین قطب­های ادب فارسی، یعنی حضرت مولوی ( متوفی 672 هجری قمری) و جناب شیخ اجلّ سعدی ( متوفی 690 هجری قمری ) معاشر یا معاصر است. ( صیادکوه،1383: 290) چندی بعد ، خورشید درخشان ادب فارسی، حافظ نیز با تابش درخشان خود، جهان ادب را روشن می­کند. عراقی، در چنین برهه­ای از تاریخ، وارد دنیای ادب فارسی می­شود.

« در چنین شرایط دشواری، عراقی با زبانی سخت و روان، که با چاشنی اندیشه­های بلند و والای عرفانی، طعم و حلاوتی یافته است، عرض اندام می­کند و نه تنها در معرض و کشور خود، جایگاه رفیعی به دست می­آورد که شهرت و معروفیّت وی تا سوریه، قونیه، مولتان، مصر و… نیز پراکنده می­شود؛ به گونه­ای که نام عراقی برای همیشه در کنار یا در صدر غزل­سرایان عاشق یا عارفان عاشق غزل­سرا نقش می­بندد.» ( همان:  291)

 

ز- وفات شیخ فخر الدین عراقی

وفات عراقی را فصیح خوافی، در محرم سال 686 هجری و نویسنده ی مقدمه ی دیوانش، هشتم ذی القعده سال 688 هجری نوشته اند:

«عراقی را بعد از وفات، در پشت مزار محی الدین بن العربی، واقع در دامنه ی جبل صالحیه دمشق، به خاک سپردند و پسرش، کبیرالدین، نیز که در سال 700 هجری قمری در دمشق درگذشت، در جوار پدر، مدفون گردید.» (صفا، 1369 : 576)

 

ح- آثار شیخ فخر الدین عراقی

  • دیوان اشعار؛ شامل غزلیّات، رباعیّات، قصاید، ترکیبات، ترجیعات ، مثلّثات، عشاق نامه یا ده نامه، لمعات، اصطلاحات. با ابیات وقطعات پراکنده­ای، که از او نقل شده، حدود پنج هزار بیت است که این دیوان به کوشش مرحوم نفیسی، با مقدمه­ای به چاپ رسیده است.
  • عشاق­نامه یا ده­نامه عراقی: که آمیخته­ای است از مثنوی و غزل؛ مجموعاً شامل 1063 بیت است. این منظومه را به نام شمس الدین محمد صاحب دیوان جوینی، وزیر اباقا و سلطان احمد تگودار ساخته است و شامل ده فصل وهر فصل، مشتمل بر مثنوی و غزل، به همان بحر خفیف مخبون مقصور یا محذوف، یعنی وزن حدیقه الحقیقه سنایی غزنوی، می­باشد و در هر یک از فصول دهگانه و مقدمه و خاتمه­ی منظومه، شاعر، مبحثی از مباحث عرفانی را مطرح کرده و آن را همراه با تمثیل وحکایات به پایان رسانده است.

این روش عراقی، بعداً منشاء ایجاد منظومه­هایی به نام ده­نامه گردید؛ مثل ده­نامه­ی اوحدی و عشاق نامه­ی عبید زاکانی و ده­نامه یا روضه المحبین عماد شیرازی و ده­نامه­ی عماد فقیه کرمانی- اگر چه این آخری شیوه ی خاص دیگری دارد. (همان:577)

  • لمعات: «به نثر و نظم فارسی است که به ظنّ غالب، در قونیه بعد از حضور در مجالس درس صدرالدین قونیوی و متأثر از سوانح العشاق امام احمد غزالی در مراتب عشق، تألیف کرده است و موضوع آن، عرفان و سیر و سلوک عارفانه است. بعدها چند تن از عرفای بزرگ، بر این کتاب شرح نوشته­اند که از آن میان شرح جامی، با عنوان اشعّه اللّمعات، از همه مشهورتر است.» (عراقی،88: 23)
  • اصطلاحات صوفیه:  که شرح بعضی از اصطلاحات دیوان عراقی است و در انتساب آن به عراقی، تردید وجود دارد

 

نقش برخی عناصر موسیقی افزای در آثار شیخ فخر الدین عراقی

شیخ فخر الدین عراقی ، از شاعرانی است که به موضوع موسیقی در شعر و استفاده از عناصر موسیقایی توجه نشان داده است و سعی کرده از راه­های مختلف، موسیقی کلام خود را افزایش دهد و به ویژه، در غزلیّات از موسیقی کناری، بسیار بهره جسته است.

تاکی کشم جفای تو، این نیز بگذرد بسیار شد بلای تو این نیز بگذرد(غزل69)

 

عراقی البته از راه­های دیگری، همچون آوردن جناس­های گوناگون، آرایه­ی ترصیع، آرایه­ی تکرار و نغمه­ی حروف یا واج آرایی نیز موسیقی کلام خود را تقویت کرده است:

می روان کن ساقیا دم روان خواهیم کرد  بهر یک جرعه میت این دم روان خواهیم کرد

 

دردیی درده کزین جا درد سر خواهیم برد

کاروان عمر ازین منـزل روان شـد ناگهی

ساغری پر کن که عزم آن جهان خواهیم کرد

چون روان شدکاروان ما هم روان خواهیم­کرد

(غزل 76)

 

تکرار صامت­های «ی» و «ن» در بیت اول و تکرار صامت­های «د» و«ر» در بیت­های بعد موسیقی درونی را دوچندان کرده است.

در باره­ی میزان استفاده عراقی، از عناصر علم بدیع، می­توان گفت که وی تمایل زیادی در به­کار گرفتن آرایه­های سخن، از خود نشان نداده است و خود را به تکلّف نینداخته است.اغلب موارد،تا آن جا که طبیعت کلام ایجاب می­کند از آرایه­هایی هم­چون مراعات نظیر، تضاد، تلمیح، اقتباس و هم­آوایی بین حروف وکلمات استفاده می­کند. بعضی از غزلهای او علی­رغم سادگی وزیبایی و ادبیّت،در ساختمان آن­ها، صنایع فراوانی به چشم نمی­خورد؛ برای نمونه:

بـود آیـا که خـرامـان زدرم باز آیـی

نظری کنکه به جان آمدم از دل تنگی

گفته بودی که بیایم چو به جان آیی تو

بس که سودای سر زلف تو پختم به خیـال

گـره از کـار فـرو بـستـه­ی ما بگشایی

 

گذری کن که خیـالی شدم از تنهایی

من به جان آمدم اینک تو چرا می نـایی؟

عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی

همه عالم به تو می بینم واین نیست عجب به که بینم که تویی چشم مرا بینـایی

پیش از این گردگری در دل من می­گنجید جز تو را نیـست در دل من گنجـایـی

جز تـو اندر نظرم هیچ کسی می نـایـد وین عجب­ترکه توخودروی به کس ننمایی

گفتی از لب بدهم کام عراقی  روزی وقـت آن اسـت که آن وعده وفا فرمایی

(عراقی ،88: 288)

 

جهت مشاهده نمونه های دیگر از ادبیات ، پیشینه تحقیق و مبانی نظری پایان نامه های زبان و ادبیات فارسی کلیک کنید.

نمونه ای از فهرست منابع و مآخذ

  • آهنی ، غلامحسین ، (1360) . معانی و بیان ، چاپ دوم، تهران : بنیاد قرآن.
  • اکرمی ، محمدرضا ، (1390) . تحلیل استعاره در غزل های بیدل دهلوی ، تهران : نشر مرکز.
  • تجلیل ، جلیل ، ( 1386) . معانی و بیان ، تهران : مرکز نشر دانشگاهی .
  • رجایی ، محمد خلیل ، (1372) . معالم البلاغه ، شیراز: دانشگاه شیراز.
  • روتون،ک.ک،(1385).اسطوره، ترجمه ی ابوالقاسم اسماعیل پور،تهران: مرکز.
  • زریاب خویی ، عباس ، ( 1368) . آیینه ی جام ، تهران : نشر علمی .
  • ساسانی ، فرهاد ، (1383) . استعاره مبنای تفکر و ابزار زیبایی آفرینی ، تهران.
  • سجادی ، سید جعفر، (1362). فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی ، تهران: کتابخانه ی طهوری.
  • سید حسینی، رضا،(1384). مکتبهای ادبی ،تهران : نگاه.
  • شفیعی کدکنی، محمدرضا،( 1387). صور خیال در شعر فارسی، تهران: انتشارات آگاه.

زندگینامه شیخ فخر الدین عراقی

مشخصات اصلی
رشته زبان و ادبیات فارسی
گرایش زبان و ادبیات فارسی
تعداد صفحات 25 صفحه
منبع فارسی دارد
منبع لاتین دارد
حجم 60 kb
فرمت فایل ورد (Word)
موارد استفاده پایان نامه (جهت داشتن منبع معتبر داخلی و خارجی ) ، پروپوزال ، مقاله ، تحقیق

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “زندگینامه شیخ فخر الدین عراقی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا برای ارسال یا مشاهده تیکت به حساب خود وارد شوید