قیمت 19,000 تومان

نمایشگر تمام صفحه محتوا
اشتراک 0دیدگاه 121 بازدید

اعدام

1-2 مجازات اعدام و حق حیات. 18

1-2-1 اعدام چیست؟ 19

1-2-2مجازات چیست؟ 20

1-3 مبانی فلسفی حق حیات. 20

1-3-1 غیر قابل تعرض بودن. 20

1-3-2 عدم واگذاری حق حیات به جامعه 21

1-3-3 عطیه الهی بودن حیات. 21

1-4 اعدام از ابتدا تا کنون. 22

1-4-1 اعدام در دوران هاي مختلف تاريخي. 22

1-4-2 اعدام در ملل دیگر 26

1-4-3 اعدام در اروپا 27

1-5 مجازات اعدام در مکاتب مختلف جزایی. 29

1-5-1 مکتب کلاسیک.. 29

1-5-2 مکتب عدالت مطلقه 31

1-5-3 مکتب تحققی. 32

1-5-4 مکتب دفاع اجتماعی. 32

1-6 روش‌های اعدام دوران معاصر 33

1-7 بررسی مجازات اعدام در اسناد بین المللی و اسناد منطقه ای و کشورهای مختلف.. 27

1-7-1 مجازات اعدام در اسناد بين المللي 35

1-7-1-1 اعلامیه جهانی حقوق بشر 27

1-7-1-2 معاهده بین المللی حقوق مدنی و سیاسی. 28

1-7-1-3 پروتکل الحاقي دوم مربوط به ميثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی. 38

1-7-1-4 دیوان کیفری بین المللی. 39

1-7-1-5 کنوانسیون سوم و چهارم ژنو 1949 40

فصل دوم

اهداف موجود در پروتکل، اهداف مجازات اعدام و ادله موافقین و مخالفین مجازات اعدام

2-1 هدف از مجازات اعدام 65

2-1-1 قصاص حق است، اما آيا استفاده از اين حق مطلق است؟ 58

2-1-2 آيا افراد اگر بدانند ممکن است اعدام شوند، تمایل کمتری به ارتکاب جرایم خشن، به ویژه قتل دارند؟! 60

2-2 هدف پروتکل دوم الحاقی به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی. 69

2-3 ادله موافقین مجازات اعدام 61

2-4 ادله مخالفین مجازات اعدام 67

فصل سوم

ارتباط اعدام با مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی

3-1 بررسي ها و مطالعات كشورهاي مختلف.. 73

3-1-1 «مطالعات قتل و مجازات اعدام»، ويليام بايلي. 73

3-1-2 «تحليلی بر تغييرات فضايي در حمايت از اعدام»، باومر و همكارانش.. 82

3-1-3 نظرسنجی مؤسسه گالوپ در کشور امریکا در سال 2006 75

3-2 راه حل ها 76

3-2-1 پيش گيري از وقوع جرايم. 77

3-2-2 گرايش به سمت بخشش…. 79

3-2-3 كرامت انساني.. 83

3-2-4 ابقا يا الغاي مجازات مرگ 85

3-2-5 ايجاد جايگزيني براي اعدام 86

نتیجه گیری. 96

ضمایم. 89

منابع و مآخذ. 96

ادبیات و مبانی نظری اعدام - ارتباط اعدام با مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی

مجازات اعدام و حق حیات

از آنجایی که اهمیت رهایی از جرم به میزان اهمیت حق زندگی برای بشر است، بحث‌ها درباره مجازات اعدام اغلب تبدیل به بحث‌های فلسفی راجع به اینکه حقوق چه کسی مهمتر است- قربانیان یا مجرمان- کشیده می‌شود. طبق گفته عفو بین الملل، مجازات اعدام در همه موارد غلط است و نهایت ظلم غیرانسانی است که باعث تنزل جایگاه مجازات و نقض حق حیات میشود.

نقطه برجسته قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل درباره موضوع علت لغو مجازات اعدام، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی درسال 1996 و پروتکل الحاقی دوم سال 1989 می‌باشد که توسط کشورهای عضو سازمان ملل تأیید و تصویب شد به علاوه قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل درسال 1984 به بیان و ضمانت حقوق می‌پردازد به این ترتیب که آنهایی که محکوم به اعدام هستند به شرطی مجازات اعدام برایشان اجرا می‌شود که مرتکب جرایم مهم شده باشند.[1] هرچند اینکه جرایم مهم شامل چه مواردی می‌شود هنوز قابل بحث است.

تعدادی از طرفداران مجازات اعدام می‌گویند متعاقب مجازات اعدام، جرایم مهم کاهش یافته اند به عنوان مثال جرایم مهم کره شمالی از 33 به 5 در سال 2001 و در ویتنام از 44 به 29 کاهش یافته است.[2] در این راستا گزارش شورای اجتماعی اقتصادی سازمان ملل که در سال 2005 اجرای قطعنامه 1984 را ارزیابی میکند نشان دهنده یک روند تشویقی در اکثر کشورها در جهت لغو و محدود کردن مجازاتاعدام می‌باشد.

 

اعدام چیست؟

مجازات اعدام یا مجازات مرگ روشی قانونی است که توسط آن دولت، زندگی فردی را به علت انجام یک جرم سلب میکند. جرایمی که موجب اعمال مجازات مرگ می‌شود به عنوان جنایات یا جرایم مهم شناخته می‌شوند. اعدام نوعی کیفر و مجازات و به عبارتی دیگر، اشد مجازات برای محکوم است. این کیفر یکی از موارد پیش بینی شده در قانون برخی کشور هاست که در آن به حکم قانون و بر اساس حکم دادگاه عمومی جنایی نظامی و… زندگی یک انسان سلب میشود. مجازات اعدام در يك تقسيم بندي از اقسام مجازاتها در شمار مجازاتهايبدني قرار ميگيرد كه منجر به سلب حيات فرد مجرم ميشود.[3]

استفاده از مجازات اعدام پديده جديدی نيست. با این وصف مجازات اعدام از زاویه‌های گوناگونی قابليت پژوهش و بررسی را دارد. منظر حقوقی، جرم شناسانه، تاريخی و همچنين جامعه شناسانه تنها چند دیدگاه بر پديده اعدام است. در علم جامعه شناسی پديده مجازات اعدام نوعی کيفر و به عنوان جزئی از نظام حقوقی که به نوبه خود نظام هنجاری و نوعی کنترل اجتماعی است، تعريف می‌شود.

[1]– United Nations Economic and Social Council Resolution, “Safeguards guaranteeing protection of the rights of those facing the death penalty,” 25 May 1984, Annex II, available athttp://daccess-dds-ny.un.org/doc/UNDOC/GEN/V05/819/20/PDF/V0581920.pdf;accessed 14 January 2010.

[2]– Roger Hood and Carolyn Hoyle, “Abolishing the Death Penalty Worldwide: The Impact of a ‘New Dynamic,’” Crime and Justice; 38:1; (The University of Chicago Press, 2009), p. 47.

[3]– http://en.wikipedia.org/wiki/Execution- 1391/2/27

 

روش‌های اعدام دوران معاصر

برای بیش از 2 قرن است که روش‌های اعدام مدام در حال تغییر بوده و از روشهایی که برای ایجاد درد و زجر برای متهم ایجاد شده بود، به روش هایی که کمترین درد را برای محکوم به همراه داشته باشد تغییر یافته است که در آنها تأکید بیشتر بر مرگ محکوم است نه شکنجه دادن وی.

در نتیجه اعمال گسترده مجازات مرگ، تلاش‌های مخالفان تنها موجب شد تا تمایلات به تدریج به سمت روش‌های کم درد تر و انسانی تر اعدام سوق پیدا کند. فرانسه در جریان انقلاب این کشور و در اثر نا آرامی‌های بعد از انقلاب، به شدت به اعدام مخالفین پرداخته بود و موجی از اعدام‌های سیاسی به راه انداخته بود که برای سهولت کار در اواخر قرن 18 گیوتین را اختراع کرد و انگلستان نیز در اوایل قرن 19 غرق کردن و پاره پاره کردن را لغو کرد. در آمریکا هم حلق آویز کردن و جوخه آتش به تدریج جای خود را به صندلی الکتریکی و اتاق گاز و سرانجام به تزریق مرگبار داد.

با بررسی سیر تاریخی و نحوه شکل گیری مخالفتها با اعدام می‌توان به این نتیجه رسید که یکی از مهمترین عوامل مخالفت با اعدام، خشونت ذاتی موجود در این مجازات بوده که به ویژه در اشکال خشن و زجر آور اجرای آن بروز بیشتری داشته به طوری که بسیاری از بینندگان این صحنه‌ها را متأثر کرده و تأثیرات منفی را در مورد این مجازات در ذهن بینندگان ایجاد می‌کرده است.

یکی از مهمترین عوامل در همین زمینه اجرای اعدام در انظار عمومی بوده است و عده ای مانند حامیان لغو اعدام در بریتانیا در سال 1868، معتقدند که اجرای این مجازات در ملاء عام می‌تواند با تأثیراتی که بر بینندگان دارد باعث تسریع در لغو این مجازات شود. پروفسور «آتسن سارات» از مهمترین حامیان لغو اعدام در آمریکا نیز در کتاب خود با نام « زمانی که کشور می‌کشد »، یکی از علل ادامه استفاده از مجازات مرگ در آمریکا را مخفی بودن آن از انظار عمومی دانسته واجرای آن در خفا را حذف آخرین دادگاه برای قضاوت افکار عمومی در مورد اعدام می‌داند.

اما «دیوید گارلند» استاد جامعه شناسی و حقوق دانشگاه نیویورک، بر خلاف وی اعدام نکردن در انظار عمومی را نقطه شروع حرکت به سمت لغو اعدام دانسته و معتقد است که روند لغو اعدام در اغلب کشورهابا حذف آن از انظار عمومیو تبدیل آن به رویکردی مخفی و منزوی شده آغاز میشود.

در تأثیر خشونت ذاتی مجازات مرگ بر بینندگان حتی در دوران معاصر بهتر است به اعدام صدام حسین دیکتاتور سابق عراق اشاره کرد وی که در زمان دستگیری و محاکمه توسط بسیاری از اعراب هم به عنوان یک دیکتاتور مستحق مجازات قلمداد می‌شد با پخش فیلم صحنه اعدام او ناگهان وجهه وی تغییر کرد و این صحنه به شدت روی بینندگان این فیلم تأثیرگذار بود. این خشونت باعث شد که همه جنایات و نسل کشی هایی که صدام در طی سالیان مرتکب شده بود به سرعت فراموش شده و در عوض باعث جلب حس همدردی و دلسوزی به ویژه در میان اعراب سنی شود.

زجر آور بودن که یکی از مهمترین علل تعدیل مجازات مرگ بود تفاسیر مختلفی داشت به طوری که هنوزهم بین سیستم‌های قضایی مختلف تفاوت‌ها و اختلافاتی در مورد انتخاب آسان ترین و کم درد-ترین روش اعدام وجود دارد. در نگاهی کلی باید گفت که هیچ کدام از روش‌های اعمال این مجازات از سیل انتقادات دور نبوده و هر کدام از آنها از جوانبی مورد حمله منتقدین قرار گرفته اند.

برای مثال در مورد حلق آویز کردن گزارش هایی وجود دارد که فرد اعدامی حتی تا 1 ساعت پس از آویخته شدن به دار نیز هنوز زنده بوده است و اینکه روش اجرای آن نقش مهمی را در مرگ بدون زجر و ألم محکوم دارد؛ به طوری که رابطه طول طناب و مرگ محکوم بسیار مهم است چرا که اگر محکوم وزن زیادی داشته و طول طناب هم بلند باشد ممکن است طناب پاره شده و یا گردن محکوم جدا شود. درست همان اتفاقی که برای «برزان ابراهیم تکریتی»، رئیس سازمان اطلاعاتی صدام حسین، در ژانویه 2007 رخ داده و هنگام اعدام وی، سر او از بدنش جدا شد.

 

هدف از مجازات اعدام

مطابق آنچه حقوقدانان می‌گویند مجازات چهار هدف ابتدایی دارد: اولاً مجازات احتمال ارتکاب جرم رااز لحاظ فیزیکی برای مجرم غیر ممکن می‌کند؛ دوماً می‌تواند از جرایم بعدی در هر دو سطح فردی و اجتماعی جلوگیری کند؛ سوماً مجازات می‌تواند باعث اصلاح مجرم شود؛ بنابراین مجرم، دیگر خواهان ارتکاب جرم نخواهد بود و نهایتاً مجازات می‌تواند گرفتن انتقام باشد و تنها هدفی که به وسیله مجازات اعدام بدست می‌آید، آخرین مورد از این چهار هدف است.[1]

بعضی مذاکرات بین طرفداران لغو مجازات اعدام و طرفداران اجرای آن حول محور این سؤال می‌چرخد که مجازات اعدام تأثیر بیشتری دارد یا زندانی کردن. در اواسط دهه هفتاد «ایساک ارلیخ»[2] تخمین زد که هر اعدام انجام شده در ایالات متحده امریکا بین سالهای 1933 تا 1966 از 8 آدم کشی جلوگیری کرده است. تعدادی

از مقامات دولتی از این مطالعه استفاده کرده اند که در هنگام طرح موضوع در دادگاه عالی از حفظ مجازات اعدام (و عدم لغو آن) دفاع کنند. «استوارت بنر»[3] مورخ می‌گوید مجازات اعدام اثر متمایز و پررنگ تری خواهد داشت وقتی اعدام در انظار عموم و ظالمانه باشد به جای اینکه پشت درهای بسته و با حداقل آزار و اذیت و تحقیر انجام شود.

در حالیکه «سزار بکاریا»[4]، یک جرم شناس ایتالیایی در قرن هجدهم میلادی می‌گوید اثر زودگذر یک اعدام، هرگز اثری به قوت و شدت ترس از دست دادن آزادی و زندانی بودن بر ذهن کسی که خیال جرم دارد، ندارد. طبق گفته‌های او یک مجازات باید تنها به اندازه تربیت و اصلاح دیگران شدت داشته باشد. به نظر «بکاریا» حبس ابد و زندانی بودن می‌تواند به اندازه مجازات اعدام برآورنده این هدف باشد.

از نظر بکاریا هدف مجازات به هیچ وجه آزار رساندن و رنجاندن بزهکار نیست بلکه نخست باز داشتن او از زیان رساندن دوباره به دیگران از راهی است که تازه در آن گام نهاده اند. بنا براین کیفر باید به شیوه ای به کار بسته شود که با رعایت تناسب، مؤثر ترین و پایدار ترین اثر را در ذهن اشخاص و کمترین اثر درد را بر جسم بزهکار بر جا گذارد.

سيستم هاى مجازاتى بر دو فلسفه بنا شده اند: انتقام و قصاصيا آموزش و بازسازى و يا تلفيقى از اين دو. عده اى بر اين عقيده اند که با انتقام گيرى و يا قصاص مجرم، جامعه متنبه ميشود. جامعه ممکن است مرعوب شود ولى متنبه نخواهد شد. جامعه مرعوب شده نيز جامعه اى انسانى نيست. ارعاب و ترس جنايت را کاهش نميدهد، بلکه عملاً آنرا افزايش ميدهد. راه مقابله و بقا در مقابل ارعاب، يا تسليم است و يا دستيابى بقدرتى که ارعاب را با ارعاب متقابل جواب دهد.

اگر قصد متنبه کردن جامعه به معناى آموزش آن است، پس بايد از راه هاى ديگرى وارد شد. بايد انسانيت و انسان گرايى را رشد داد. بايد مجرم را آموزش داد. ممکن است در برخى موارد تا آنجا که به يک مجرم معين برميگردد، ديگر به اصطلاح کار از کار گذشته باشد و اميدى به تغيير او وجود نداشته باشد، ولى برخورد انسانى با چنين مجرمى باعث اعتلاى جامعه، اخلاقيات و ارزشها و فرهنگ حاکم خواهد شد.قطعاً کاربست فلسفه انتقام، در سيستم قضايى- جنايى يک جامعه انسانى مردود است. اصل را بايد بر آموزش و بازسازى قرار داد.

[1]-Lynn S. Branham, The Law and Policy of Sentencing and Corrections 7th ed., West: In a Nutshell Series,Minneapolis:Thompson West, 2005, pp. 2-6.

[2]– Isaac Ehrlich

[3]– Stuart Banner

[4]– Cesare Beccaria

 

ادله مخالفین مجازات اعدام

«لگنل لاواستین» و «استانسیو» معتقدند که: اعمال کیفر شدید حتی مجازات مرگ به هیچ وجه ترسی ایجاد نمی کند، زیرا از روزی که خلقت بشر آغاز شده تا کنون همیشه قاتل به مرگ محکوم شده و مجازات به سخت ترین وجه درباره وی، اجرا شده در حالی که نه تنها از تعداد قتل‌ها کاسته نشده بلکه رو به افزایش نیز نهاده است. مثلاً در اروپا برای مقابله با ولگردی گذشته از شکنجه‌های وحشتناکی که نسبت به آنان، صورت می‌گرفت دسته دسته از ولگردان را اعدام می‌کردند. فقط در زمان هانری هشتم 12 هزار ولگرد اعدام شدند ولی علیرغم این همه خشونت تغییری در وضعیت جامعه ایجاد نگردید[1].

علاوه بر این اظهار نظرهای مخالف در باب اثر ارعابی مجازات مرگ، مخالفان حمله شدیدی نیز به استناد طرفداران این ویژگی اعدام بر داده‌های آماری می‌کنند. نهایتاً خود با اتکا به بعضی از تحقیقات آماری و غیره ثابت می‌نمایند: که اعدام تأثیری در انصراف مجرمان ندارد.

[1]– مظلومان، رضا.جرمشناسی، انتشارات خرمی، جلد دوم، تهران، 1355 ش، ص 115.

 

  • غیرعادلانه بودن مجازات اعدام:

مخالفان مجازات اعدام می‌گویند در اجرای عدالت مجازات باید متناسب با جرم ارتکابی باشد و مجازات اعدام چون قابل تقسیم و درجه بندی نیست لذا با ماهیت عمل ارتکابی و شدت و ضعف جرم مطابقت ندارد، در نتیجه این مجازات غیر عادلانه است، مثلاً مجازات فردی که به دیگری تجاوز کرده، او را کشته و سپس مالش را به سرقت برده با فردی که صرفاً او را کشته اعدام است و این یک نوع بی عدالتی است.

موافقین مجازات اعدام در پاسخ به ایراد مذکور می‌گویند این ایراد وارد نیست زیرا اگر مجازات اعدام را به مجازات حبس دائم تبدیل کنیم. حبس دائم قابل تقسیم نیست. در موردی که باید جانی از جامعه دور شود و به طور ابدی زندانی می‌شود، برای آنکه مجرمی خطرناک و غیر قابل اصلاح تشخیص داده شود، تصور تقسیم مجازات مورد ندارد[1]. نمیتوان بین آسیب شناسی از جرم و مجازات تحمیلی تناسب دقیق و کامل بر قرار نمود.

 

«تحليلی بر تغييرات فضايي در حمايت از اعدام»، باومر و همكارانش

باومر و همكارانش به سنجش اثرات زمينه هاي اجتماعي در حمايت از اعدام با استفاده از داده هايي در سطح فردي پرداخته اند. در واقع سؤال اصلي آنها اين است كه آيا ميزان حمايت از مجازات مرگ در مناطق مختلف (ايالات متحده) متفاوت است؟ اگر چنين است به چه دليل؟

در ارتباط با حمايت از اعدام و دگر كشي، دو ايده اصلي مطرح می‌باشد. يك ايده ابزاري- عملي كه بيان می‌دارد افزايش و بالا رفتن نرخ جرايم خشونت آميز، احتمالا ً موجب افزايش حمايت از اشكال مختلف كنترل اجتماعي نظير مجازات اعدام می‌گردد. دومين رهيافت به رابطه بين حمايت از اعدام و دگركشي از طريق تجربيات جامعه پذيري مستقيم و غير مستقيم توجه دارد. گليز[1]و استراوس[2]مي گويند: افرادي كه در معرض سطوح بالايي از جرايم و تجاوزها قرار دارند به احتمال بيشتري نسبت به ديگران از اعدام حمايت می‌نمايند، زيرا آنها اين گونه جامعه پذير شده اند كه هنجاري بودن خشونت را بپذيرند با توجه به اينكه خشونت به مثابه يك شكل مقبول و كارآمد مجازات و كنترل رسمي است.

مطالعه رانكين (1979) در اين زمينه دلالت بر وجود رابطه بين اعدام و دگركشي دارد. يافته هاي پژوهش رانكين نشان داده است كه ميزان و سطح دگركشي در محدوده هاي محلي تأثير بيشتري بر ميزان حمايت از اعدام می‌گذارد تا نرخ قتل در سطح ملي.

باومر با مطالعه و بررسي پژوهش هاي قبلي، به بررسي رابطه بين اندازه ساكنين مناطق با نرخ بالاي قتل، فضاي سياسي محافظه كاري، گروه هاي اقليت و نابرابري اقتصادي با حمايت از اعدام پرداخت. داده‌ها و اطلاعات اين پژوهش از مركز ملي آمارهاي بهداشتي، GSS و سرشماري گردآوري شده است. تجزيه و تحليل داده‌ها مهر تأیيدي بر بيشتر فرضيات استنتاجي پژوهش می‌زند، اما در مورد روابط مطرح شده بين متغيرها در زمينه تهديد، كه رابطه بين سياه پوست و حمايت از اعدام تأييد می‌شود، نابرابري اقتصادي رابطه معناداري نشان نمي دهد.

نويسندگان با جايگزين نمودن تبعيض هاي نژادي و قومي به جاي معيار نابرابري، چنين رابطه اي را توضيح می‌دهند. در نهايت نويسندگان به نقش عوامل زمينه اي و ساختاري در كنار متغيرهاي سطح فردي در تبيين ميزان حمايت از اعدام در مناطق مختلف اشاره می‌نمايند.[3]

 

ایجاد جایگزینی برای اعدام

دولت هایی که مجازات اعدام را از قوانین خود بیرون رانده اند، تلاش کرده اند کیفر جایگزینی برای آن در نظر بگیرند. مراجع بین المللی متعددی در سطح جهانی و نیز انجمن‌های مختلفی در سطح ملی، به لغو قانونی مجازات اعدام یا لغو عملی آن یا تعدیل آن با پیش بینی مجازات دیگر حکم داده اند که در بین آنها دومین پروتکل اختیاری الحاقی به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی دقیقاً شاهد بارزی بر این مدعاست.

بعضی از کارشناسان از پیش بینی مجازات حبس دائم، طرفداری میکنند و خصوصاً آن را جایگزین مناسبی برای کیفر مرگ می‌دانند، کما اینکه آن دسته از کشور هایی که مجازات اعدام را از قانون جزای خود حذف نموده اند، حبس دائم را جایگزین آن کرده اند. حبس دائم تنها مجازاتی است که می‌تواند لغو مجازات اعدام را برای قانون گذار قابل توجیه و قبول سازد، ضمن اینکه حبس دائم، واجد مزیت است که بر خلاف اعدام، در موارد اشتباه قضایی، جبران پذیر خواهد بود. به علاوه، تعیین چنین مجازاتی در قانون از مخالفت طرفداران اعدام می‌کاهد و آنها را به انصراف تدریجی از این مجازات در قوانین داخلی تشویق میکند.

در مقابل برخی از قانونگذاران داخلی این نوع مجازات را از نظام حقوقی خود حذف کرده و آن را با بعضی اصول اساسی حقوق بشر مغایر دانسته اند. به نظر برخی از آنان مقصود از مجازات، اجرای عدالت است؛ نه مکافات کور کورانه عمل. با گذشت زمان، از وقتی که مجرم دست از ارتکاب مجدد یک عمل خطرناک بر میدارد؛ انتقام عمومی نیز باید تخفیف یابد. اعمال مجازات حبس دائم نسبت به یک شخص کهنسال، بدون اینکه تخفیفی در آینده برای او متصور باشد، موجب اعتلای وجدان بشری نخواهد شد و بسیارند کشورهایی که در جهت گذشت یا عفو و تعدیل حبس دائم ( مثلاً از طریق پیش بینی عفو یا آزادی مشروط برای محکوم به حبس ابد) گام برداشته و مقرراتی در مورد آن وضع کرده اند.

 

جهت مشاهده نمونه های دیگر از ادبیات ، پیشینه تحقیق و مبانی نظری پایان نامه های حقوق کلیک کنید.

نمونه ای از منابع و مآخذ

  • قرآن کریم
  • آشوری، محمد و بشیریه، حسین و هاشمی، سیدمحمد و یزدی، عبدالمجید.حقوق بشر و مفاهیم مساوات، انصاف وعدالت، انتشارات دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، 1383.
  • آنسل، مارک. مجازات اعدام، ترجمه مصطفی رحیمی، چاپ دوم، 1356.
  • احمدي، اشرف.قانون و دادگستري در شاهنشاهي ايران باستان، وزارت فرهنگ وهنر، تهران1354.
  • اردبیلی، محمد علی. حقوق جزای عمومی، جلد اول، چاپ اول، تهران، نشر میزان، 1382.
  • ارفعی، عالیه و…، حقوق بشر از دیدگاه مجامع بین المللی، چاپ اول 1370.
  • بکاریا، سزار، رساله جرایم و مجازات ها، ترجمه محمد علی اردبیلی، تهران، میزان، 1377.
  • پرادل، ژان. تاريخ انديشه هاي كيفري، ترجمه على حسين نجفى ابرندآبادى،
  • پروفسور گارو. مطالعات محلی و نظری در حقوق جزا، ترجمه و تطبیق دکتر ضیاء الدین نقابت، جلد2،
  • تاج الزمان، دانش. کیفر شناسی و حقوق زندانیان تهران، دانشگاه تهران، 1368.
  • جعفری لنگرودی، محمد جعفر. ترمینولوژی حقوق، چاپ یازدهم، کتابخانه گنج دانش، 1380.
  • جندى، عبدالملك.الموسوعة الجنائية، ج‏5، بيروت، دارالاحياء التراث العربى، 1976.
  • خزانی، منوچهر. مجازات اعدام براساس کنفرانس بین المللی سیراکیز، مجله تحقیقات حقوقی، دانشگاه شهید بهشتی، شماره 8، 1369
  • http://www.fco.gov.uk

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “ادبیات و مبانی نظری اعدام – ارتباط اعدام با مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا برای ارسال یا مشاهده تیکت به حساب خود وارد شوید