
قیمت 19,000 تومان
جایگاه دستور زبان در ویرایش متون
دستور زبان در ویرایش متون
فصل چهارم: دستور زبان در ویرایش متون |
مقدمه دستور زبان در ویرایش متون
…………………………………………………. |
1. بخش صرف ……………………………………………………. |
1ـ 1. فعل ………………………………………………………………………….. |
1ـ 1ـ 1. استفادۀ مناسب از فعل وصفی یا وجه وصفی …………………………………………………….. |
2ـ 1ـ 1. به کار رفتن فعل معلوم به جای مجهول …………………………………………………………… |
3ـ 1ـ 1. آمدن همکرد مناسب به همراه فعل مرکب ………………………………………………………… |
4ـ 1ـ 1. رعایت مطابقت فعل و فاعل ………………………………………………………………………………… |
5ـ 1ـ 1. تتابع فعل ………………………………………………………….. |
6ـ 1ـ 1. تکرار فعل …………………………………………………………… |
7ـ 1 ـ1. کاربرد صحیح افعال …………………………………………………………………………………………….. |
8ـ 1ـ 1. کاربرد فعل در معنی اصلی خود …………………………………………………………………………. |
9ـ 1ـ 1. فعلهای بازدارنده ……………………………………………………………………………………………….. |
2ـ 1. اسم ………………………………………………………………… |
1ـ 2ـ 1. نکات ویرایشی پیرامون نشانههای لفظی اسم ……………………………………………………. |
2ـ 2ـ 1. اقسام اسم و نکات ویرایشی آن …………………………………………………………………………… |
3ـ 2ـ 1. عربی در فارسی …………………………………………. |
4ـ 2ـ 1. جمع بستن اسامی …………………………………………. |
5ـ 2ـ 1. کاربرد کلمههای تنویندار فارسی ………………………………………………………………………. |
6ـ 2ـ 1. استعمال همزه در کلمههای مختوم به الف ………………………………………………………… |
7ـ 2ـ 1. تتابع اضافات …………………………………………………… |
8ـ 2ـ 1. تکرار واژه و پی در پی آوردن کلمات هممعنی در جمله …………………………………… |
3ـ 1. صفت ……………………………………………………………………………………. |
4ـ1. حروف ……………………………………………………………………….. |
1ـ 4ـ1. حروف اضافه ……………………………………………………… |
2ـ 4ـ1. حروف ربط …………………………………. |
3ـ 4ـ1. حروف نشانه ……………………………………………. |
2. بخش نحو و اهمیت آن در ویرایش ……………………………………………. |
1ـ 2. اقسام جمله از لحاظ ارکان و اجزا ………………………………………. |
2ـ 2. درازنویسی ………………………………………………………………………. |
3ـ 2. ابهام ……………………………………………………………………………………. |
4ـ 2. خطای منطقی ………………………………………………………… |
منابع
جایگاه دستور زبان در ویرایش متون
مقدمه
زبان از جمله دستگاههای ارتباطات بشری است که جزء ابزارهای مهم انتقال سریع و آسان اندیشه محسوب میشود. این دستگاه مانند هر دستگاه دیگری مکانیسم خاصی دارد که باید فرا گرفته شود و به درستی به کار رود؛ از این رو آموختن قاعدههای زبان به منظور به کارگیری درست و صحیح آن ضرورتی انکارناپذیر است. امروزه، توصیف قاعدههای نوشتن که یکی از تواناییها و مهارتهای زبان است، در فنّ ویرایش مطرح میشود که «شامل کلیۀ فعالیتهایی است که با سه هدف درستی، رسایی و زیبایی گونۀ نوشتاری زبان انجام میگیرد» (واشقانی فراهانی، 1390: 25).
آیین ویرایش برای تأمین قواعد و احکامش از چندین دانش استفاده میکند که از مهمترین آنها دستور زبان است. به گفتۀ وحیدیان کامیار، آموختن دستور هر زبان، آگاهی علمی به آن زبان است که این آگاهی منشأ بسیاری از عملکردهای درست زبانی است؛ عملکردهایی از قبیل استفاده مناسب و منطقی از زبان، به عنوان ابزار سازماندهندۀ فکر و ذهن، آموزش درست زبانهای بیگانه و توفیق در برقراری ارتباط گفتاری و نوشتاری و مسلماً آن که زبان را بهتر میشناسد، بهتر میتواند از آن استفاده کند (کامیار، 1385: 1 و 2).
در یک تقسیمبندی، دستور زبان از دو بخش صرف و نحو تشکیل میشود که رعایت قواعد آن در حوزۀ زبان ملاک درستی و نادرستی جمله است. در دستور زبان بخش صرف به انواع کلمه میپردازد که شامل فعل، اسم، حرف، قید، صوت، صفت و ضمیر میشود و بخش نحو به مسائل ساخت جمله و روابط اجزای آن توجه دارد.
هر کدام از این بخشها در ویرایش زبانی مطرح میشود که اصول و قواعد خاصی دارد و لازم است مؤلفان و ویراستاران به آن توجه داشته باشند. به این ترتیب، هر یک از مقولههای دستور زبان فارسی را در ویرایش زبانی بررسی میشود.
بخش صرف
فعل
یکی از ارکان مهم جمله فعل است که سرنوشت جمله را مشخص میکند و جمله بی آن مفهوم ندارد. توجه به این رکن مهم در بیان صورت صحیح جمله اهمیت بسیاری دارد؛ چرا که هرگونه خطایی در کاربرد آن، «علاوه بر آن که ممکن است موجب تغییر معنای جمله یا ابهام آن شود، بر ساختمان نحوی جمله تأثیر منفی میگذارد» (ذوالفقاری، 1390: 233 و 234). افزون بر این، «فعل از حیث ارزش و ایفای نقش در جمله بر همۀ انواع دیگر کلمه برتری دارد و نقش کلمهها و اجزای دیگر جمله نیز به طور مستقیم و غیر مستقیم به آن مربوط میشود؛ چنانکه مثلاً نقش فاعل، مفعول، متمم و قید در ارتباط مستقیم با فعل مشخص میشود؛ ولی نقش صفت و مضافالیه به طور غیر مستقیم با فعل ارتباط مییابد» (احمدی گیوی، 1378: 105). بنابراین، توجه به این رکن از جمله، اهمیت بسیاری دارد.
متأسفانه، خطاهای بسیاری در شیوۀ به کاربردن فعل وجود دارد که لازم است مؤلفان و ویراستاران به آن دقت کنند و آن را به شکل صحیح به کار ببرند.
اسم
اسم کلمهای است که برای تعیین کردن و نامیدن امور به کار میرود؛ این کلمه نقشهای متعددی از جمله، مسندالیه، مفعول، متمم و منادا را در جمله بر عهده میگیرد که اقسام گوناگونی نیز دارد. توجه به این مقوله در ویرایش زبانی اهمیت بسیاری دارد؛ چرا که شناخت هر یک از اجزای جمله به منظور به کار بردن صحیح آن حائز اهمیت است. اسم ویژگیهای خاصی دارد و افزون بر پذیرفتن نقشهای مختلف، میتوان آن را جمع بست، به آن یای وحدت افزود و آن را مصغر کرد.
همچنین، میتوان پسوندهایی چون پسوند جمع و نکره به آن افزود. این ویژگیها و خصوصیات صوری از دیگر نشانههای لفظی اسم است که استعمال هر کدام باید مطابق قواعد دستور زبان فارسی باشد. گاهی خطاهایی در کاربرد این مقولۀ مهم؛ یعنی اسم دیده میشود که مؤلفان و ویراستاران باید به آن دقت کنند.
صفت
صفت کلمهای است که حالت و چگونگی اسم را وصف میکند و به طور کلی بر 2 گونه است: صفت پیشین و صفت پسین.
صفات پیشین، شامل صفات شمارشی، اشاره، پرسشی، تعجبی و مبهم؛ و صفات پسین شامل صفت بیانی، فاعلی، مفعولی، نسبی و لیاقت است.
هر کدام از صفات مذکور، ویژگیهای خاص خود را دارند که به کارگیری آنها مستلزم توجه به قواعد دستوری و ویرایشی در زبان فارسی است؛ چراکه یکی از موارد خروج از قواعد دستوری زبان فارسی، تبعیت از دستور زبان عربی در مطابقت صفت و موصوف است. به عبارتی، «در زبان عربی، صفت با موصوف خود مطابقه میکند، بدین صورت که هرگاه موصوف، مؤنث یا جمع غیرجاندار باشد، صفت آن «تا»ی تأنیث میگیرد. در دورۀ متأخّر، در فارسی نیز، به تقلید از عربی صفت مؤنث را در بسیاری از موارد به کار میبرند، مانند «قوانین مدوّنه»، «والدۀ محترمه» و جز اینها، و گاهی نیز استعمال صفت مؤنث برخلاف قاعدۀ عربی است، مانند قانون مصوّبه. از استعمال چنین ترکیبهایی باید پرهیز کرد و به جای آنها گفت: «قوانین مدوّن»، «والدۀ محترم»، «قانون مصوّب»؛ زیرا در فارسی نه مؤنث و مذکر هست و نه صفت با موصوف تطبیق میکند» (نجفی، 1391: 253).
…
نحو و اهمیت آن در ویرایش
«دستور زبان فارسی سطحی از مطالعۀ نظام زبان است که در آن فقط نشانههای زبان و قواعد ترکیب آنها برای ساختن کلمات و عبارات و جملههای زبان بررسی میشود» (شاهری لنگرودی، 1382: 60). این سطح از دو بخش صرف و نحو تشکیل میشود: «صرف به بحث از تغییرات صوری، ادوات دستوری (مانند نشانههای مفرد و جمع و مذکر مؤنث و تغییرات پایانی اسماء و افعال و جز اینها) و نحو به مسائل مربوط به ساخت جمله و روابط اجزای جمله با یکدیگر یا به طور کلی قواعد جملهبندی میپردازد» (پورجوادی، 1375: 7).
با توجه به اینکه جمله مهمترین ابزار ارتباط و انتقال پیام و به عبارتی مبدأ ارتباط زبانی است؛ لذا شناخت آن به منزلۀ کوچکترین واحد ارتباط بشری اهمیت بسیاری دارد. واشقانی فراهانی بر این عقیده است که توسعۀ ارتباط با افزودن به شمار جمله امکانپذیر میشود و بزرگترین متنهای معنیدار چیزی نیستند، جز زنجیرهای از جملهها که پیدرپی میان نویسنده و گیرندۀ ارتباط مبادله میشود (واشقانی فراهانی، 1390: 166). بنابراین، ما برای ایجاد متنهای معنیدار نیازمند الگو و قواعدی هستیم که در زبان فارسی تحت عنوان دستور زبان مطرح میشود.
اما متأسفانه، امروزه ساختمان جمله برخلاف قواعد دستور زبان فارسی به دلایل مختلف، «چون شمّ زبانی فارسیزبانان، پایین آمدن سواد عمومی و مطالعهنکردن نثرهای معیار و بیعیب از سوی فارسی زبانان، رواج ترجمه و تأثیر منفی ترجمه بر الگوهای جملهسازی و عوامل دیگر، سادگی، کوتاهی و شیرینی ذاتی زبان فارسی را به شدّت تحت تأثیر قرار داده است» (ذوالفقاری، 1390: 215 و 216). توجه به این مسئله؛ یعنی ساختار جمله و رفع خطاهای دستوری مربوط به نحو و بافت جمله در ویرایش زبانی مطرح میشود؛ چراکه مهمترین مبحث دستوری ویرایش زبانی ـ ساختاری رفع خطاهای دستوری، ساختاری و جملهبندی است.
به طور کلی، میتوان گفت، یکی از حوزههای مهم خطاهای دستوری رایج در زبان فارسی، خطاهای کاربرد نادرست جمله است که مهمترین آنها عبارتند از: درازنویسی، ابهام و خطای منطقی.
پیش از بررسی مهمترین خطاهای جمله، لازم است ارکان و اجزای جمله و همچنین جای قرار گرفتن هر یک را در جمله بررسی کنیم. «ارکان جمله آنهایند که اگر حذف گردند، ساختمان جمله فرو میریزد و اجزای جمله آنهایند که حذفشان به ساختمان جمله آسیبی نمیرساند» (حسینی، 1380: 64) که هر کدام از این ارکان و اجزا جای خاصی را در جمله اشغال میکنند و بر اساس قاعدۀ مشخصی در جمله قرار میگیرند. این قاعده بسته به نوع متن متفاوت است؛ یعنی ساختار و جملهبندی در انواع نثر، مانند نثر داستانی، نثر اداری، نثر معیار و … به شکلهای متفاوتی است.
جهت مشاهده و دانلود مباحث دستور زبان فارسی کلیک کنید.
اقسام جمله از لحاظ ارکان و اجزا
1) جمله با فعل تام لازم یا فعل تام متعدّی مجهول = نهاد + فعل
ـ افسر بلند شد.
ـ کتاب ربوده شد.
2) جمله با فعل تام متعدّی معلوم = نهاد + مفعول + فعل
ـ زهرا غذا را خورد.
3) جمله با فعل ربطی = نهاد + مسند + فعل
ـ هوا گرم است.
به گفتۀ حسینی، هر یک از این سه دسته، اجزایی میپذیرند از قبیل متمم، بدل و مضافالیه که اگر جمله این اجزا را داشته باشد، ترتیب معمولی ارکان و اجزای جمله از این قرار است:
نهاد و وابستههایش + مفعول و وابستههایش + متمم و وابستههایش + وابستههای فعل + فعل (حسینی، 1380: 65).
ادامه اقسام جمله از لحاظ ارکان و اجزا
این ارکان و اجزا در حالت طبیعی و در نثر معیار با این ترتیب در کنار هم قرار میگیرند؛ ولی گاهی ممکن است به دلایل مختلف جای ارکان و اجزا در جمله جابهجا شود که اگر این جابهجایی مطابق هنجار و قواعد دستور زبان باشد، ایرادی ندارد. ارژنگ نیز معتقد است که «در روال طبیعی کلام، هر یک از بخشهای جمله برای خود، جای مشخصّی دارد که رعایت آن لازم است و اگر رعایت نشود جمله به صورت نابهسامان در میآید. به نظر ایشان، معمولاً در جملۀ بهسامان نهاد که آن را مسندالیه نیز میگویند، در آغاز جمله میآید.
مفعول صریح یا مفعول رایی معمولاً بلافاصله بعد از نهاد و پیش از بخشهای دیگر جمله میآید.
مفعول باواسطه، یعنی متمم اجباری، بعد از مفعول صریح میآید.
متمم بعد از مفعول، با کمک یکی از حروف اضافه میآید.
* من این کتاب را برای مطالعۀ خودم به قیمت گزافی خریدهام.
سرانجام بعد از متمم فعل، قید فعل میآید که فعل را توصیف میکند.
* من پیشامد امروز را برای او خوب توضیح دادم» (ارژنگ، 1390: 121).
این نکته را نیز باید توجه داشت که برخی قیدها که کل جمله را مقید میکند، باید در ابتدای جمله قرار بگیرد. برای مثال، امروز هوای تهران آفتابی است.
اما گاهی این ترتیب به دلایل مختلف به هم میریزد؛ زیرا گاهی کلام اقتضا میکند که روی یکی از اجزای جمله بیشتر تکیه شود، در اینصورت بخش مورد نظر را در آغاز جمله میآوریم. برای مثال، خدا را، آنهایی که او را خوب میشناسند، هرگز فراموش نمیکنند (همان: 122).
دستور زبان در ویرایش متون
جهت مشاهده نمونه های دیگر از ادبیات ، پیشینه تحقیق و مبانی نظری پایان نامه های زبان و ادبیات فارسی کلیک کنید..
نمونه ای از منابع و مآخذ جهت مطالعه بیشتر
- ادیب سلطانی، میر شمسالدین، راهنمای آمادهسازی کتاب، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1365.
- احمدی گیوی، حسن، ادب و نگارش، نشر قطره، چاپ هشتم، 1378.
- ــــــــــــــ، از فنّ نگارش تا هنر نویسندگی، تهران، انتشارات سخن، چاپ دوم، 1376.
- آذرنگ، عبدالحسین، آشنایی با چاپ و نشر، چاپ پنجم، 1384.
- ارژنگ، غلامرضا، دستور زبان فارسی امروز، نشر قطره، چاپ پنجم، 1387.
- ارژنگ، غلامرضا، ویرایش زبانی بر زبان نوشتاری امروز، نشر قطره، چاپ اول، 1390.
- انوری، حسن و احمدی گیوی، حسن، دستور زبان فارسی 2، انتشارات فاطمی، چاپ چهارم، 1387.
- انوری، حسن و عالی عباسآباد، یوسف، فرهنگ درست نویسی سخن، چاپ دوم، 1390.
- امامی، کریم، تجربههای ویرایش، مسائل نثر فارسی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1363.
- بابایی، رضا، بهتر بنویسیم، خودآموز درستنویسی، نشر ادیان، چاپ اول، 1390.
- …
- …
دستور زبان در ویرایش متون
رشته | زبان و ادبیات فارسی |
گرایش | زبان و ادبیات فارسی |
تعداد صفحات | 62 صفحه |
منبع فارسی | دارد |
منبع لاتین | دارد |
حجم | 75 kb |
فرمت فایل | ورد (Word) |
موارد استفاده | پایان نامه (جهت داشتن منبع معتبر داخلی و خارجی ) ، پروپوزال ، مقاله ، تحقیق |
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.