قیمت 19,000 تومان

اشتراک 0دیدگاه 69 بازدید

هوش معنوی

هوش

2-35- هوش معنوی

2-36- اسلام و معنویت

2-37- مؤلفه های هوش معنوی در اسلام

2-38- ارائه الگویی ساده برای ارتباط انواع هوش

2-39- ویژگی های هوش معنوی از دیدگاه سانتوس

2-40- ویژگی های هوش معنوی از دیدگاه سیندی و ویگلزورث

2- 41- ویژگی های هوش معنوی از دیدگاه بروس لیچفیلد

2-42- مؤلفه های هوش معنوی از دیدگاه ایمونز

2-43- مؤلفه های هوش معنوی از دیدگاه آمرام

2-44- اجزاء هوش معنوی

2-45- رشد هوش معنوی

2-46- توسعه هوش معنوی

2-47- اندازه گیری هوش معنوی

2-48- هوش معنوی و آگاهی متعالی

2-49- نقش آگاهی متعالی در ابراز هوش معنوی

2-50- آگاهی از وجود الهی ورابطه آن با هوش معنوی

2-51- هوش معنوی و تصویر بزرگتر

2-52- ایمان،امید و عشق سه ویژگی اصلی انسان های معنوی

2-53- مقایسه رفتار افراد دارای هوش معنوی قوی و افراد دارای هوش معنوی ضعیف

2-54-ده عامل که در ترکیب با یکدیگر هوش معنوی را شکل می دهند

2-55- برخی کاربدهای هوش معنوی در محیط کار

2-56- هوش معنوی و سلامت روان

2-57- کاربرد هوش معنوی در محیط کار

2-58- هوش معنوی،معنویت،مدیریت ورهبری

منابع

هوش معنوی – ادبیات و مبانی نظری

هوش معنوی

مفهوم هوش معنوى در ادبيات آكادميك روان شناسى براى اولين بار در سال 1996 توسط استيونز  و بعد در سال 1999 توسط امونز  مطرح شد. به موازات اين جريان، گاردنر مفهوم هوش معنوى را در ابعاد مختلف مورد نقد و بررسى قرار داد و پذيرش اين مفهوم تركيبى معنويت و هوش را به چالش كشيد. هوش معنوى، موضوع جالب و جديدى است كه مطالب نظرى و نيز يافته هاي پژوهشي و تجربى در مورد آن بسيار اندك است. اخيرا، اين موضوع نظر بسيارى از صاحب نظران و محققان را به خود جلب كرده است.

هوش معنوى قادر است كه هشيارى يا احساس پيوند با يك قدرت برتر يا يك وجود مقدس را تسهيل كند يا افزايش دهد (سيسك و تورنس، 2001 ). هوش معنوى سازه هاى معنويت و هوش را درون يك سازه جديد تركيب مى كند. در حالى كه معنويت با جستجو و تجربه عناصر مقدس  ، معنا، هوشيارى اوج يافته  و تعالى در ارتباط است، هوش معنوى مستلزم توانايى هايى است كه از چنين موضوعات معنوى براى تطابق و كنش اثربخش و توليد محصولات و پيامدهاى با ارزش استفاده مى كند.

به طوركلى مى توان پيدايش سازه هوش معنوى را به عنوان كاربرد ظرفيت ها و منابع معنوى در زمينه ها و موقعيت هاى عملى در نظر گرفت. افراد زمانى هوش معنوى را به كار مى برند كه بخواهند از ظرفيت ها و منابع معنوى براى تصميم گيرى هاى مهم و انديشه در موضوعات وجودى يا تلاش در جهت حل مسائل روزانه استفاده كنند.

بنابراين، هوش معنوى موضوعات ذهنى معنويت را با تكاليف بيرونى جهان واقعى ادغام مى كند. ديدگاهي كه هوش چندين توانايي مختلف را در بردارد ، به وسيله ي روند اخير در عصب شناسي و روان شناسي شناختي حمايت شده است. تصور هوش معنوي مارا قادر مي سازد كه چيزها را همان طور كه هستند ببينيم، عاري از تحريفات ناهشيار در مقابل افكار آرزومندانه يا درك قطعيت، تمرين هوش معنوي ايجاب مي كند كه با واقعياتي هستي گرايانه از قبيل آزادي، رنج، مرگ و درگير شدن با جستجوى دائمي براي معنا، مواجه شويم.

هوش معنوي هم چنين براي بسياري از مردم، دلالت بر حساسيت زيبايي شناختي و تحسين زيبايي دارد و از لحاظ فيزيكي، بعضي اوقات با حساسيت به انرژي نافذ جاري در بدن مرتبط است. روش هايي از قبيل مراقبه، يوگا و ورزش هاي رزمي كه مغز را آرام مي كنند، مي توانند آگاهي را گسترش داده و حساسيت ادراكي را به انرژي، صدا، نور و سطوح نافذ و دقيق هشياري پالايش كنند.

هوش معنوی يکي از مفاهيمي است که ، در پرتو توجه و علاقه جهاني روان شناسان به حوزه دين و معنويت ، مطرح شده و توسعه پيدا کرده است. هوش معنوي سازه هاي معنويت و هوش را درون يک سازه جديد ترکيب مي کند.

اين درست است که ارتباطات زيادي بين معنويت و بهزيستي روان شناختي و سازگاري وجود دارد و به اعتقاد King راهبردهاي مقابله اي و تکنيک هاي حل مشکل با استفاده از معنويت درواقع کاربردهاي سازگارانه هوش معنوي مي باشند. او پيشنهاد مي کند که اين ارتباط غير مستقيم است و هوش معنوي به عنوان يک ميانجي در اين ارتباطات نقش دارد. احتمال بيشتر همبستگي معنا دار تري ميان سطوح هوش معنوي و سازگاري وجود دارد.

از ديدگاه King هوش معنوي داراي 4 مؤلفه تفکر وجودي ، توليد معناي شخصي ، بسط هشياري و آگاهي متعالي مي باشد.(ساغروانی،1388،ص43)

هوش معنوی يا SQ را مي توان همان توانايي دانست که به ما قدرتي مي دهد و روياها و تلاش و کوشش براي به دست آوردن آن روياها را مي دهد. اين هوش زمينه تمام آن چيزهايي است که ما به آنها معتقديم و نقش باورها، هنجارها، عقايد و ارزش ها را در فعاليت هايي را که بر عهده مي گيريم در بر مي گيرد. هوشي که به واسطه آن سوال سازي در ارتباط با مسائل اساسي و مهم در زندگي مان مي پردازيم و به وسيله آن در زندگي خود تغييراتي را ايجاد مي کنيم.

با استفاده از هوش معنوی به حل مشکلات با توجه به جايگاه، معنا و ارزش آن مشکلات مي پردازيم. هوشي که قادريم توسط آن به کارها و فعاليت هايمان معنا و مفهوم بخشيده و با استفاده از آن بر معناي عملکردمان آگاه شويم و دريابيم که کداميک از اعمال و رفتارهايمان از اعتبار بيشتري برخوردارند و کدام مسير در زندگي مان بالاتر و عالي تر است تا آن را الگو و اسوه زندگي خود سازيم. بنابراین می‌توان گفت که هوش معنوي تمام آن چیزهایی است که به آن معتقدیم و نقش باورها و هنجارها، عقاید و ارزش‌ها را در فعالیت‌هايي که بر عهده می‌گیریم نشان می‌دهد(میرجلیلی وشفیعی،1391)

امام علی علیه السلام می فرمایند: هوش وتوانایی فهمیدن اندرزها از عواملی است كه آدمی را به پرهیز از خطا فرا می خواند. میزان الحكمه 13» صفحه 326

دومین اثر و فایده هوش را میتوان درس گرفتن از وقایع اطرافمان دانست.

در سوره الحجر(75) در مورد سرنوشت گنهكاران قوم لوط،  قرآن به نتیجه‏گیرى تربیتى و اخلاقى پرداخته مى‏گوید” در این داستان نشانه‏هایى است براى افراد با هوش”! (إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ)، آنها كه با فراست و هشیارى و بینش مخصوص خود، از هر علامتى جریانى را كشف مى‏كنند، و از هر اشاره‏اى حقیقتى و از هر نكته‏اى، مطلب مهم و آموزنده‏اى را .

افرادی که هوش معنوی دارند دارای این صفات هستند:

–  قدرت مقابله با سختی ها، دردها و شکست ها

–  بالا بودن خودآگاهی در این افراد

–  حسی که این افراد را هدایت درونی می کند

–  درس گرفتن از تجربیات و شکست ها

–  از دشواری های زندگی فرصتی می سازد برای دانستن

–  توانایی ایستادگی در برابر جمع و هم رای نشدن با عامه مردم

–  گفتن «چرا؟»

–  پرداختن به سجایای اخلاقی و اهمیت دادن به آنها

–  توانمند بودن در خودداری و کنترل خویش

–  برخوردار بودن از حس انعطاف پذیری بالا

– درست اندیشیدن

– رهایی از لغزشها و دامهای شیطان

– مهار نیروهای مختلف جهان طبیعت

– در اختیار گرفتن اسرار آسمان پر ستاره

– شنیدن زمزمه حمد و تسبیح تمام ذرات جهان هستی

– گرفتن درس عبرت از پدیده ها

– عدم فرار از میدان حوادث

بروز كامل عشق در شخصیت فرد توانایی برای زندگی با شادی و شوق است(دکسون هارل،2008)

 

مؤلفه هاي هوش معنوی در اسلام

  • – مشاهده وحدت در وراي کثرت ظاهري ؛
  • – تشخيص و دريافت پيام هاي معنوي از پديده ها و اتفاقات ؛
  • – سوال و دريافت جواب معنوي در مورد منشأ و مبدأ هستي (مبدأ و معاد ) ؛
  • – تشخيص قوام هستي و روابط بين فردي بر فضيلت عدالت انساني ؛
  • – تشخيص فضيلت فراروندگي از رنج و خطا و به کارگيري عفو و گذشت در روابط بين فردي ؛
  • – تشخيص الگوهاي معنوي و تنظيم رفتار بر مبناي الگوي معنوي ؛
  • – تشخيص کرامت و ارزش فردي و حفظ و رشد و شکوفايي اين کرامت ؛
  • – تشخيص فرايند رشد معنوي و تنظيم عوامل دروني و بيروني در جهت رشد بهينه اين فرايند معنوي ؛
  • – تشخيص معناي زندگي ، مرگ و حوادث مربوط به حيات ، نشور ، مرگ و برزخ ، بهشت و دوزخ رواني ؛
  • – درک حضور خداوندي در زندگي معمولي ؛
  • – درک زيبايي هاي هنري و طبيعي و ايجاد حس قدرداني و تشکر
  • – داشتن ذوق عشق و عرفان که درآن عشق به وصال منشأ دانش است نه استدلال و قياس ؛
  • – داشتن هوش شاعرانه که معناي نهفته در يک قطعه شعري را بفهمد ؛
  • – هوش معنوي باعث فهم بطون آيات قرآني مي شود و موجب مي گردد افراد کلام انبيا را راحت تر و با عمق بيشتر درک نمايند ؛

 

ویژگی های هوش معنوی از نظر سانتوس

سانتوس معتقد است هوش معنوی در مورد ارتباط با آفریننده جهان است. وی این هوش را توانایی شناخت اصول زندگی (قوانین طبیعی و معنوی) و بنا نهادن زندگی براساس این قوانین تعریف کرده است. ولی اصول زیررا برای هوش معنوی عنوان کرده است.

  • شناخت و تصدیق هوش معنوی؛ یعنی باور داشتن به این مسأله که ما موجوداتی معنوی هستیم و زندگی جسمانی (در این جهان) موقتی است.
  • بازشناسی و باور یک موجود معنوی برتر (یعنی خداوند)
  • اگر خالقی هست و ما مخلوق هستیم، باید کتاب راهنمایی هم وجود داشته باشد.
  • لزوم شناسایی هدف زندگی (وجود چیزی که انسان را فرا خواند) و پذیرفتن این نکته که از نظر ژنتیکی بعضی از توانایی ها کدگذاری شده اند.
  • شناختن جایگاه خود در نزد خداوند (شخصیت فرد بازتاب فهم وی از خداوند است).
  • شناخت اصول زندگی و پذیرفتن این امر که برای داشتن زندگی موفق باید سبک زندگی و تصمیمات خود را مطابق این اصول شکل داد. (عبدالله زاده و دیگران،1388،ص32)

ویژگیهایی که لازمه هوش معنوی هستند احتمالاً در کنار توانایی ها و فعالیت های دیگری قرار دارند که عبارتند از: دعا کردن، تعمق، رویاهاو تحلیل رؤیا، باورها و ارزشهای دینی و معنوی، شناخت و مهارت درفهم و تفسیر مفاهیم مقدس و توانایی داشتن حالات فراروندگی. به عنوان مثال بعضی ازحقایق قدیمی همانند آزار نرساندن که فضایل اخلاقی را مورد توجه قرار می دهند، ممکن است به عنوان روش هایی برای تقویت هوش معنوی مطرح باشند. همچنین مسائل معنوی ممکن است شامل مواردی از قبیل تفکر در مورد سؤالات وجود مانند وجود زندگی پس از مرگ، جستجوی معنا در زندگی، علاقه مندی به عبادت وتعمق مؤثر، رشد حس هدفمندی زندگی، رشد رابطه با خودف هماهنگی با قدرت برتر و نقش آن در زندگی خود باشد (نازل، 2004)(غباری بناب،1386،ص10و8)

جهت مشاهده نمونه های دیگر از ادبیات ، پیشینه تحقیق و مبانی نظری پایان نامه های علوم تربیتی کلیک کنید.

نمونه ای از منابع

  • -گیوریان، حسنو فیروز دیندار فرکوش.1390.مدیریت و اخلاق سازمانی،تهران :پیک جهان
  • -ساغروانی ،سیما.1388.هوش یعد ناشناخته بشر،تهران:آهنگ قلم
  • -ساغروانی،سیما.1389. بهره های هوش معنوی برای فرد و سازمان. ماهنامه تدبیر،ش215، 35-39.
  • -سهرابی،فرامرزو اسماعیل ناصری.1391.هوش معنوی و مقیاس های سنجش آن،تهران :آوای نور
  • -سلامتی ،مصطفی.1388. اخلاق حرفه ای.نشریه مهارت،ش62
  • شهرکی واحد،عزیزو دیگران.1388.اخلاق حرفه ای در هوشبری و اتاق عمل. تهران:جامعه نگر
  • -صادقی فرجاد،مهدی.1386. اخلاق حرفه ای.ماهنامه تدبیر،ش184
  • -صدری فرد،عصمت و شعبان طاهری.1389. اخلاق حرفه ای در کتابداری،تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات
  • -عزیزی،نعمت الله .1389. اخلاق حرفه ای در آموزش عالی. نشریه فرهنگ و هنر.
  • -عبدالله زاده، حسین و دیگران .1388. انتشارات:تهران
  • -غباری بناب،باقر و دیگران.1386. هوش معنوی.فصلنامه علمی پژوهشی اندیشه نوین دینی،ش10، 25-147
  • –فرامرز قراملکی،احد.1380. اخلاق حرفه ای در مدیریت علوی. نشریه فلسفه و کلام.ش32و33
  • -فرامرز قراملکی، احد.1382. اخلاق حرفه ای.انتشارات :تهران
  • -….
  • -….

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “هوش معنوی – ادبیات و مبانی نظری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا برای ارسال یا مشاهده تیکت به حساب خود وارد شوید