قیمت 19,000 تومان

نمایشگر تمام صفحه محتوا
اشتراک 0دیدگاه 109 بازدید

  آتش بس و صلح

 

در این مقاله قصد داریم تمامی مصادیق تعاريف آتش بس و صلح را خدمت شما عزیزان در 68 صفحه ارائه دهیم . دقت داشته باشید که این نوشته تماما همراه با منابع لاتین و فارسی بوده است. امید است که شما عزیزان را در راستای ارتقای علمی کمک رسانده باشیم .

 

 تعاريف و مفاهيم آتش بس، ترك مخاصمه و صلح

2-1. تعريف صلح ..

2-2. صلح از نظر لغوي :

2-3. صلح در اصطلاح حقوقی:

2-4. صلح در فقه اماميه.

2-5. صلح در روابط بين الملل..

2-6.  تاریخچه صلح و امنیت بین المللی..

2-7. تصمیم به صلح..

2-8. آتش بس از حيث لغوي..

2-9. تعريف آتش بس ….

2-10. آتش بس در حقوق بين الملل..

2-11. آتش بس و متارکه جنگ…

2-12. سازمان ملل متحد و تلاش برای حفظ صلح و امنیت بین المللی..

2-13. منشور و مبانی حقوق آن..

2-14. نقش سازمان ملل متحد در کاهش بحرانهای بین المللی..

2-15. شورای امنیت…

2-15-1. وظایف و اختیارات…

2-16. نیروهای حافظ صلح..

2-17. فعالیت نیروهای حافظ صلح..

2-17-1. سازمان ناظر بر ترک مخاصمه سازمان ملل متحد ( یونتسو)

2-17-2.  گروه ناظر نظامی سازمان ملل متحد در هند و پاکستان ( یونموجیپ)

2-17-3.  نیروی حافظ صلح سازمان ملل متحد در قبرس ( یونفیسیپ)

2-17-4.  نیروی سازمان ملل متحد ناظر بر جداسازی ( یوندوف)

2-17-4-1. مشارکت ایران در یوندوف..

2-17-5. نیروی حائل سازمان ملل متحد در لبنان ( یونیفیل)

2-17-6. گروه نظامی ناظر سازمان ملل متحد در ایران و عراق ( یونیماگ )

2-18. حفظ صلح و امنیت بین المللی..

2-19. نظريه كنوانسيونهاي چهارگانه در مورد  اسیران جنگی..

2-20. قواعد ناظر بر حسن رفتار با اسیرانت جنگی..

2-21. ارتقا و بهبود وضع بیماران، مجروحان و مغروقان..

2-22.  مولفه هاي موجود در اجرای حقوق جنگ…

2-23. ماهیت حقوقی آتش بس ، متارکه و ترک مخاصمه.

2-24. نظر هوارد اس لوي در مورد قرارداد ترك مخاصمه.

2-25. ماهيت حقوقي دوران متاركه.

2-26. نظر كلسن در مورد جنگ…

2-27. چگونگي وجود حالت نه جنگ و نه صلح..

2-28. نظر شوراي امنيت در خصوص قرارداد نه جنگ و نه صلح..

منابع

تعاريف آتش بس، صلح و ترک مخاصمه

تعريف صلح

کلمه صلح در ادبیات پارسی باستان به معنای آشتی و در مقابل جنگ بکار می رفته است با رشد اندیشه بشر و بروز عقاید مختلف  معنای این کلمه نیز وسعت پیداکرد مثلا در اسلام صلح را منشا خیر و نیکویی می­دانند و یا در مسیحیت آن را نوعی آرامش درونی به دور از کشمکش می دانند در یهودیت نیز چیزی فراتر از احترام می دانند ودر ادیان وعقاید مختلف نیز به همین ترتیب اما آن چیزی  که برای ما مهم است این است که تمام عقاید مختلف آن را می پذیرند و به آن نیز  افتخار می­کنند که ما بهترین تعریف از این کلمه را به  بشریت ارائه داده ایم حال سوال اینجا مطرح می شود که چرا علی­رغم این همه تعاریف و وجود سازمانهای مختلف  و این همه رشد بشر هنوز نتوانسته­ایم یک دنیا بدون جنگ بسازیم؟

اگر کمی دقت کنیم متوجه می شویم که علت همه این اختلافات ریشه در نوع جهان بینی ما نسبت به جهان هستی دارد من معتقدم و باور دارم  اگر ما بتوانیم تمام عقاید را به هم نزدیک کنیم و تعریفی جامع نسبت به جهان هستی ارائه دهیم که همه عقاید مختلف به آن باور داشته باشند آن موقع است که می توانیم دنیایی داشته باشیم بدون جنگ حال این سوال مطرح می شود که چطور می شود که تمام عقاید را به هم نزدیک کردتا به تعریف جامعی نسبت به جهان هستی برسیم؟

 

صلح از نظر لغوي :

صلح در لغت به معني آشتي كردن و دوستي فردي كه دو طرف در مورد بخشيدن چيزي يا گذشتن از حقي در مقابل هم تعهد مي كنند. نامه قراردادي كه بين دو طرف جنگ يا دعوا نوشته يا شرايط تحت جنگ در آن قيد مي شود حالت صلح تقريبا كليه كتابهاي لغت در تمام زمانها به اختصار معتقدند كه حالت صلح ، حالت ملتي است كه در جنگ نيست. صلح را بر توقف يا فقدان جنگ نيز تعريف كرده اند. ايده فرهنگ صلح رهيافتي نسبت به حيات انساني است كه به دنبال ريشه هاي فرهنگي جنگ و خشنود به فرهنگ گفتگو است كه در آن احترام به يكديگر و انصاف بر روابط اجتماعي حاكم است.

فرهنگ صلح اساسا يك رهيافت اخلاقي به حيات انساني است. ايده فرهنگ صلح به ارزشهاي جهاني همچون آزادي و عدالت و همبستگي و مداراي حقوق بشر و برابري بين زن و مرد، اصول دموكراسي، تفاهم بين دولتها و كشورها و بين گروه هاي مذهبي و نژادي و فرهنگي و اجتماعي مبتني است. [1]

 

صلح در اصطلاح حقوقی:

عبارت از تراضی و تسالم بر امری است خواه تملیک عین باشد یا منفعت و یا اسقاط دین و یا حق و یا غیر آن.

قانون مدنی کشورمان در مقام تعریف عقد صلح برنیامده و آن را تعریف نکرده است و فقط به کاربرد عقد صلح اشاره دارد که برای رفع تنازع موجود یا جلوگیری از تنازع احتمالی به کار می‌رود.

فصل هفدهم قانون مدنی از مواد 752 الی 770 به عقد صلح و شرایط و شقوق آن اختصاص یافته است.

ماده 752 این قانون بیان می‌دارد «صلح ممکن است یا در مورد رفع تنازع موجود و یا جلوگیری از تنازع احتمالی در مورد معامله و غیر آن واقع شود».

به هر حال صلح عبارت از تراضی و سازش بر امری خواه تملیک عین یا منفعتی بوده و یا اسقاط دین و یا حقی باشد اگرچه تشریع صلح برای قطع خصومت و رفع تنازع بین مردم است و لکن اختصاص به این مورد نداشته و مشروط نیست به این که مسبوق به نزاع و خصومت باشد.

همچنانکه ماده 758 قانون مدنی می‌گوید: «صلح در مقام معاملات هرچند نتیجه معامله را که به جای آن واقع شده است می‌دهد لیکن شرایط و احکام خاصه آن معامله را ندارد بنابراین اگر مورد صلح عین باشد در مقابل عوض نتیجه آن همان نتیجه بیع خواهد بود بدون اینکه شرایط و احکام خاصه بیع در آن مجری شود».

به نظر صلح نیز همانند سایر عقود، عقدی است مستقل و تابع سایر عقود نمی‌باشد هرچند که نظرات مخالفی بین حقوقدانان و فقهای امامیه و اهل سنت وجود دارد و اختصاص فصل و عنوان مستقل در قانون مدنی به صلح توسط مقنن مؤید مستقل بودن آن است. [2]

 

صلح در فقه اماميه

  1. فقهای شیعه از دیر باز ضمن طرح باب صلح در آثار فقهی و روایی خویش فروع گوناگونی را بیان کرده اند. در جوامع روایی همچون کافی، من لایحضره الفقیه و تهذیب الاحکام بابی مستقل به عنوان صلح آمده است. در آثارفقهی می توان اولین نشانه ها را میان آرا و فتاوای ابن جنید(381م) که در آثار فقهای متاخر دیده می شود یافت. در «مقنعه» شیخ مفید (م 413) و «انتصار» سید مرتضی «م 436) اگر چه باب مستقلی برای صلح ذکرنشده ولی بعضی از فروع آن طرح گردیده است.

گویا برای اولین بار میان کتب فقهی در آثار ابوالصلاح حلبی(م 447) و سلار دیلمی (م 448) و شیخ طوسی (م 460) که معاصر یکدیگر بودند، باب مستقلی برای مسائل مربوط به صلح قرار گرفته است.(46) پس از آن تا زمان حاضرکتاب صلح به بخش معاملات فقه پیوسته است.

2 . تعریف قدما و متاخران تا زمان شیخ انصاری از عقد صلح حکایت از این دارد که جایگاه عقد صلح نزد آنان برای فصل و قطع خصومت و نزاع بوده است. گویا اولین تعریف از ابن حمزه (متوفی حدود 560) در وسیله آغازمی شود: «الصلح: فصل الخصومة بین المتداعیین». و سپس تعاریف دیگری همچون: «عقد شرع لقطع التجاذب»، «و هو مشروع لقطع المنازعة»، «عقد شرع لقطع التنازع بین المتخاصمین»، «عقد شرع لقطع التنازع بین المختلفین»، «و آن عقدی است که شارع آن را وضع کرده است جهت قطع نزاع»، «و هو مشروع فی الاصل لقطع المنازعة السابقة او المتوقعة» میان متاخران رواج می یابد.

این تعاریف از زمان علامه حلی و محقق کرکی که تصریح برعدم اشتراط سبق خصومت و نزاع در صلح نموده اند دچارمشکل گردیده است و فقها با پاسخهای تقریبا یکنواخت خویش در صدد رفع تعارض میان این تعاریف و قول مشهورو مختار خود که لزوم هرگونه پیشینه اختلاف ونزاعی، و یااحتمال آن را در صلح لازم نمی داند، بر آمده اند. در بندهای بعد پاسخهای آنها بیان خواهد شد ولی تنها از زمان شیخ انصاری تعریف کاملا جدیدی از صلح ارائه می شود که ازمشکل تعارض مبری است.

او در تعریف صلح می گوید: «ان حقیقة الصلح و لو تعلق بالعین لیس هو التملیک علی وجه المقابلة و المعارضة، بل معناه الاصلی هو التسالم.» البته نقطه آغازین این تعریف را می توان در کلمات صاحب جواهر دید. او در پاسخ به کلام بعضی می گوید: «ان المراد بلفظ الصلح الواقع فی ایجاب العقد انشاء الرضا بما توافقا واصطلحا و تسالما علیه فیما بینهما، لا ان المراد به خصوص الصلح المتعقب للخصومة مثلا کما هو واضح».

[1]http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/86131

[2] – http://www.pajoohe.comfa/index.php?page=definition46198

آتش بس از حيث لغوي

به معناي پايان جنگ به صورت موقتي و تحت شرايط خاص كه دو طرف درگير به اين نتيجه مي رسند كه سرنوشت جنگ از طريق رويارويي مسلحانه و ابزار نظامي مشخص نمي شود و اصطلاحا بايد شليك آتش را به طرف يكديگر به صورت موقتي متوقف كنند و راه چاره ديگري غير از جنگيدن بيابند و به عبارت ديگر آتش بس يعني متاركه جنگ، ترك مخاصمه و عدم شليك آتش مي باشدكه منتهي به تعليق يا خاتمه عمليات مي شود و ضرورتا به خاتمه جنگ منتهي نمي شود.

 تعريف آتش بس

ترک عملیات جنگی به طور موقت را آتش بس گویند. آتش بس ابتکار جدید شورای امنیت است و عملی است که مقدمه لازم ترک مخاصمه و به دنبال آن انعقاد معاهده صلح می باشد. آتش بس، هرچند جنبه تسویه ای دارد، اما هرگاه طرفین متخاصم یا یکی از آنها به آن تمکین نکرده و آن­را نقض کنند، شورای امنیت می تواند به انحاء مختلف آنها را به قطع مخاصمات به منظور اعاده صلح و امنیت بین المللی ملزم کند.

آتش بس در حقوق بين الملل

در رویه شورای امنیت، آتش بس متفاوت از ترک مخاصمه می باشد. آتش بس درخواست آمرانه شورای امنیت به طرفین متخاصم مبني بر توقف عملیات جنگی و نظامی است، اما ترک مخاصمه عهدنامه ای است که طرفین پس از اعلام آتش بس و رعایت آن و فراهم شدن  زمینه های لازم ، معمولا با مداخله مامور منتخب شورای امنیت ( دبیرکل سازمان یا شخص دیگر) در خصوص شرایط آن با یکدیگر توافق می کنند.مثلا میانجیگری رالف بانج (Ralph Bunche) در خاورمیانه (1949)

ولی به هر حال ترک مخاصمه قراردادی بین طرفین است و هیچ موردی را نمی توان ذکر کرد که شورای امنیت ( مستقیما) ترک مخاصمه را به طرفین یک مخاصمه تحمیل کرده باشد.[1]

شورای امنیت در قطعنامه هائی که بر طبق فصل هفتم منشور صادر می نماید، مراحل مختلف خاتمه مخاصمات را عموما مشخص می کند.

آتش بس ممکن است اساسا به انعقاد عهدنامه ترک مخاصمه و حتی پیمان صلح منجر نشود، اما عملا مخاصمات پایان پذیرد.

 آتش بس و متارکه جنگ

232 – موافقتنامه متارکه جنگ با هدف فراهم کردن فرصتی برای خاتمه مخاصمه مسلحانه منعقد می­شود. هدف این موافقتنامه، خاتمه دائمی عملیات­جنگی است. اما وجه ممیزه یک موافقتنامه متارکه جنگ از آتش بس چیست؟ متارکه می تواند محلی باشد ( ماده 37 مقررات لاهه). مهمترین موضوع این است که موافقتنامه متارکه باید برای تعلیق عملیات نظامی میان طرفهای مخاصمه و هموارکردن راه مذاکرات صلح طراحی شود.

1- تفکیک میان متارکه جنگ و آتش بس، به لحاظ سنتی، بر این اساس بوده که متارکه جنگ مرحله ای برای پایان دائمی عملیات خصمانه و انعقاد معاهده صلح تلقی شده است. لذا متارکه جنگ رتوندس در سال 1918 پیش شرطی برای برگزاری مذاکرات صلح بود که در سال 1919 به انعقاد معاهده صلح ورسای و پایان جنگ جهانی اول منتهی شد. اما از زمان جنگ جهانی دوم مواردی هم وجود داشتند که عملیات جنگی با  انعقاد موافقتنامه متارکه جنگ خاتمه یافته اند و هیچ معاهده صلح دیگری پس از آن منعقد نشده است. جنگ کره با انعقاد موافقتنامه متارکه جنگ پان موم جام در سال 1953 پایان یافت و جنگ اعراب و اسرائیل موافقتنامه­های متارکه جنگ سال 1949 میان اسرائیل ، مصر، اردن ، لبنان و سوریه خاتمه یافت.

2- از نظر تاریخی، معمولا  این گونه قلمداد می شد که آتش بس یا متارکه جنگ، وضعیت جنگی را پایان نمی دهد.[2] سوال این جاست که آیا این اصل هنوز بخشی از حقوق موضوعه است؟ به ویژه هنگامی که موافقتنامه متارکه جنگ با کمک سازمان ملل منعقد شود، مانند موافقتنامه های متارکه جنگ میان اعراب و اسرائیل[3] به نظر می رسد احتمالا جواب صحیح جوابی باشد که توسط باکستر داده شده یعنی این که این امر می تواند وضعیت جنگی را خاتمه دهد اگر طرفها قصد بخشیدن این اثر به موافقتنامه مذکور را داشته باشد. [4]

3- در مورد این مساله که آیا یک توافق متارکه که جنگ یا آتش بس می تواند به مخاصمه مسلحانه ای که هنوز جنگ در معنای قانونی و حقوقی آن نیست، پایان دهد به بند 249 مراجعه کنید.

233 – آتش بس، قطع موقت عملیات نظامی تعریف می شود که محدود به منطقه خاصی است و معمولا میان فرماندهان محلی در مورد آن توافق حاصل می شود . به طور کلی آتش بس، اهداف بشردوستانه به ویژه جستجو و جمع آوری بیماران ، کشتی شکسته ها ، ارائه کمکهای اولیه به این افراد و انتقال غیرنظامیان را در خود نهفته دارد. (ماده 15 کنوانسیون اول ژنو، ماده 18 کنوانسیون دوم ژنو ، ماده 17 کنوانسیون چهارم ژنو) قواعد حاکم بر متارکه جنک ( ماده 41 – 36 مقررات لاهه) به همین نحو در مورد آتش بس نیز بکار رود.

در حال حاضر مخاصمات محدودی وجود دارند که یا توسط خود طرفها و یا از سوی سایر کشورها به عنوان خاتمه وضعیت رسمی جنگی تلقی می شود. البته باید میان آتش بس ، متارکه جنگ و سایر اشکال­تعلیق عملیات­جنگی که به طور فزاینده­ای تشخیص آنها از یکدیگر دشوار می­شود، تفکیک قائل شد.[5]

نمونه بارز آن موافقتنامه آتش بس میان ایران و عراق در سال 1988 است که با وساطت سازمان ملل متحد منعقد شد و از تنظیم قطعنامه 598 شورای امنیت در این مورد پیروی کرد.[6]

234- اگر طرفهای مخاصمه مدت زمان متارکه جنگ را تعیین نکرده باشند، فرض معتبر این است که متارکه جنگ، برای گذار به ختم قطعی عملیات جنگی طراحی شده است. محدودیتهای توسل زور مندرج در منشور سازمان ملل در این مدت زمان گذار باید در نظر گرفته شود.

برخلاف مقررات لاهه در ارتباط با قوانین و عرفهای جنگ زمینی ( ماده 36 مقررات لاهه) طرفهای مخاصمه هیچ گاه نمی توانند بعد از انعقاد موافقتنامه متارکه جنگ، عملیات نظامی را از سر گیرند مگر اینکه اعمال حق دفاع مشروع، ضرورت قطعی این عمل باشد.

[1] – sunney D. Bailey : case fires, truces, and armistices in the practice of the security council , the American journal of International law , vol.71, No.3, (july 1977) PP. 401-413

ترجمه و تلخیص گروه مطالعات حقوق بین الملل ، مجله ساست خارجی، سال سوم شماره 2، تیر، شهریور 68، صص 311-312

[2] – levie, AJIL 50(1956) , 880

[3] – Sce e.g the statement by the representative of Israel, SCOR 549 Meeting .26 Jul . 1951. paras. 40 1; Rosenne, Israel’s Armistice Agreements with the Arab States (1951) 45

[4] – Baxter, Recueil des Cours RC 149 (1976) 353

[5] – Fleck, EPIL 4,239

[6] – Res. 598 (1987) ; see Weller in Dekker/Post, 77-90

 

جهت مشاهده نمونه های دیگر از ادبیات ، پیشینه تحقیق و مبانی نظری پایان نامه های حقوق کلیک کنید.

نمونه ای از فهرست منابع و ماخذ

  1. – ساعد وكيل، امير. حقوق بشر، صلح و امنيت بين المللي. ناشر : انتشارات مجد. چاپ اول. 1383.
  2. – شایگان، فریده. عملیات حفظ صلح سازمان ملل متحد. ناشر : چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه . چاپ اول. 1372 .
  3. – صادقي، ذوالفقار. اصول جنگ. ناشر : انتشارات قراقوش. چاپ اول. 1385.
  4. – ضیایی بیگدلی، محمد رضا. حقوق بین الملل عمومی . ناشر : گنج دانش. چاپ سي و چهارم. 1387.
  5. – ضیایی بیگدلی، محمد رضا . حقوق معاهدات بین المللی. ناشر : گنج دانش. چاپ سوم . 1385.
  6. – فرج الهي. قاسم. جنگ و دفاع مقدس و قدرتهاي منطقه اي و بين المللي. ناشر : آموزش و سنجش. چاپ اول. 1387.
  7. – لطف اله زادگان، عليرضا. روزشمار جنگ ايران و عراق. ناشر : سپيدار. چاپ اول. 1373.
  8. – ماه پيشانيان، مهسا. مقدمه اي بر مفاهيم گسترده و نظريات. چاپ اول. . انتشارات خرسندي. 1390.
  9. – محقق داماد، سید مصطفی. حقوق بشر دوستانه بین المللی
  10. – مسائلي، محمود. ارفعي، عاليه. جنگ و صلح از ديگاه حقوق و روابط بين الملل. ناشر : موسسه چاپ  وانتشارات وزارت امور  خارج. چاپ اول. 1371.
  11. www.iribnews.ir/newstent.aspx?id=1738236
مشخصات اصلی
رشته حقوق
گرایش حقوق بين الملل
تعداد صفحات 68 صفحه
منبع فارسی دارد
منبع لاتین دارد
حجم kb 160
فرمت فایل ورد (Word)
موارد استفاده پایان نامه (جهت داشتن منبع معتبر داخلی و خارجی ) ، پروپوزال ، مقاله ، تحقیق

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “تعاريف آتش بس، صلح و ترک مخاصمه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا برای ارسال یا مشاهده تیکت به حساب خود وارد شوید