قیمت 19,000 تومان

اشتراک 0دیدگاه 345 بازدید

مبانی نظری شهروندی

 شهروندی

مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………….

2-2.تحقیقات داخلی……………………………………………………………………………………………………………………….

2-2-1. شهروندی ……………………………………………………………………………………………………………………………

2-3.تحقیقات خارجی…………………………………………………………………………………………………………………….

2-3-1. شهروندی …………………………………………………………………………………………………………………………

2-6. مفهوم شهروند و شهروندی …………………………………………………………………………………………………….

2-6-1. تعریف شهروند و شهروندی …………………………………………………………………………………………………

2-6-2.حقوق شهروندی ………………………………………………………………………………………………………………….

2-7. طرح نظری تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………

2-7-1. خطوط تحلیل در نظریه اجتماعی شهروندی تلویحی…………………………………………………………………

2-7-1-1. شهروندي در نظریه اجتماعی جامعه مدنی /انقلابی مارکس……………………………………………………

2-7-1-2. شهروندي در نظریه مدرنیته ماکس وبر………………………………………………………………………………

2-7-1-3. شهروندي در نظریه عضویت اجتماعی شهری دورکیم………………………………………………………….

2-7-1-4. شهروندي در نظریه اجتماع گزلشافتی تونیس………………………………………………………………………

2-7-1-5. شهروندي در نظریه توسعه مدرنیته پارسونز………………………………………………………………………..

2-7-1-6. خطوط تحلیل در نظریه اجتماعی شهروندي کانونی مارشال…………………………………………………

2-7-1-7. خطوط تحلیل در نظریه اجتماعی شهروندي فراگیر ترنر……………………………………………………….

2-7-1-8. نظریه حوزه عمومی /حوزه خصوصی هابرماس…………………………………………………………………

2-7-1-9. تلفیق و ترکیب نظریه های اجتماعی شهروندی……………………………………………………………………

2-8. چارچوب نظری……………………………………………………………………………………………………………………

2-8-1. نظریه اجتماعی شهروندي کانونی مارشال………………………………………………………………………………

2-8-1-1. تعریف شهروندی ……………………………………………………………………………………………………………

2-8-1-2. گسترش تاریخی شهروندی ……………………………………………………………………………………………….

2-8-1-3. ابعاد سه گانه شهروندي…………………………………………………………………………………………………..

منابع

مبانی نظری شهروندی

مفهوم شهروند و شهروندی

تعریف شهروند و شهروندی

شهروندی معمولاً به صورت عضویت در یک قلمرو سرزمینی و یک اجتماع سیاسی تعریف می شود . در دائره المعارف بریتانیکا آمده است که : شهروندي عبارت است از رابطه بین یک فرد و یک دولت که براساس آن یک فرد وفاداری و تابعیت خود را نسبت به آن دولت اعلام می کند و به نوبه خود از محافظت و مراقبت از سوی دولت برخوردار می گردد . شهروندي بر شأن آزادی و مسئولیتهای ملازم آن دلالت دارد . بطور کلی شهروندی با اجرای کامل حقوق سیاسی – حق رأی و بدست آوردن یک منصب عمومی – سرو کار دارد .

فرهنگ لغت بین المللی جدید وبستر ، شهروندی را عضویت در یک اجتماع  می داند،کیفیت سازگاری و تعدیل ، به عهده گرفتن مسئولیت یا سهم داشتن یک فرد در اجتماعش و همکاری با آن ، به طوری که یک فرد از حقوق مدنی و امتیازات یک انسان آزاد برخوردار می شود ، به حکومت وفادار است و مستحق یک محافظت متقابل از سوی دولت و نیز برخورداری از حقوق شهروندی است . با قدری تقلیل می توان گفت که شهروندي به رابطه بین حکومت کننده و حکومت شونده برمی گردد که در آن مسئولیت پذیری دوطرفه وجود دارد . پس شهروندي یک شأن است .

شأنی که بواسطه عضویت در یک دولت – ملت و یا یک قلمرو سرزمینی مشخص به فرد داده می شود و فردی که این شأن به او اعطا شده و یا این شأن را به طریقی بدست آورده است ، از حقوق و مزایا و به تبع آن تعهداتی متناسب با آن حقوق و مزایا برخوردار می گردد .مارشال به عنوان کسی که برای نخستین بار شهروندی را به عنوان یک چارچوب تبیینی برای توضیح حقوق قانونی ، سیاسی و اجتماعی بکارل برد و به عنوان کسی که اکثر محققان بعد از او نیز نقطه شروع کارشان را بر اساس مقاله او تحت عنوان شهروندی و طبقه اجتماعی قرار دادند ، شهروندي را به این صورت تعریف می کند : یک شأن اعطا شده به کسانی که عضو کامل یک جامعه می باشند همه آنهایی که این شأن را بدست می آورند ، بواسطه حقوق و وظایفی که با آن شأن همراه است برابر هستند.  ( سگال : 1999 )

جیسن وود بر این نظر است که یک تعریف کارا از شهروندی می تواند به صورت زیر ارائه شود:«شهروندي نه تنها یک شأن قانونی بلکه به یک ایده آل دموکراتیک هنجاری برمی گردد. هدف از شهروندي تدارک یک شأن و هویت مشترک است که به یکپارچگی اعضای جامعه کمک می کند ». او در یک تعریف،شهروندي رایک وسیله و ابزاری برای یکپارچگی و کنترل جامعه می داند. برخی دیگر شهروندي را مشروط به دارا بودن صلاحیت وشایستگی می دانند.

در این معنا شهروندی یعنی مشارکت فعال در امور جامعه که این امر نیز مستلزم داشتن توانایی ذهنی و جسمی می باشد. ژانوسکی معتقد است که برخورداری از حقوق شهروندی فعال یعنی ، حقوق سیاسی و مشارکتی مستلزم صلاحیت است ولی حقوق  منفعل یا بعبارتی حقوق مدنی و اجتماعی اینطور نیستند ، مثلاً ناتوانان ذهنی ممکن است برای تعدادی از حقوق سیاسی و مشارکت ،بی صلاحیت باشند ، امااین به این معنی نیست که آنها حقوق قانونی و اجتماعی ندارند.(ژانوسکی :1998)

ترنر شهروندی را یک فرایند می داند. او شهروندي را به عنوان یک مجموعه از اعمال و کردارهای سیاسی ، اقتصادی ، قضایی و فرهنگی بازتعریف می کند ، که یک شخص را به عنوان یک عضو شایسته جامعه تعریف کرده و جریان منابع را به سوی او شکل می دهد(ژانوسکی :1998). شهروندی از نظر ترنر معادل با مشارکت فعال افراد جامعه در ابعاد مختلف می باشد.پس نتیجه می شود،که شهروندي عبارت است از عضویت کامل در یک جامعه ،یعنی عضویت بالقوه (عضویت از نظر قانونی )وهم عضویت بالفعل(به رسمیت شناخته شدن توسط سایر اعضای جامعه ). اینکه فردی در یک جامعه به عنوان شهروندي به رسمیت شناخته می شود به معنی برخوردار بودن او از یک مجموعه حقوق می باشد . این حقوق دارای ضمانت اجرایی از سوی حکومت بوده و نادیده گرفتن آنها چه از سوی دولتمردان و چه از سوی شهروندان پیگرد قانونی دارد.

 

 حقوق شهروندی

این حقوق عام و همه شمول بوده، تصویب شده اند و دارای ضمانت اجرا می باشند. تی.اچ.مارشال اندیشمند انگلیسی در سال 1964 برای اولین بار شهروندی را به عنوان یک چارچوب تبیینی برای توضیح حقوق قانونی ، سیاسی و اجتماعی مطرح کرد. او نظریه ای ارائه داد مبتنی بر اینکه حقوق شهروندي در طی یک دوره 250 ساله بتدریج از سوی یک دولت لیبرال دموکرات به اکثریت افراد جامعه داده شده است. به نظر او این حقوق یک سیر تکاملی و توالی زمانی را پشت سرگذاشته اند. به این ترتیب که اجرای حقوق مدنی در قرن 18 انگلستان مستلزم شکل گیری مفهوم حقوق سیاسی در قرن 19 و سپس ایجاد و برقراری حقوق اجتماعی در قرن بیستم بود.کار مارشال در رابطه با حقوق شهروندي از سوی اندیشمندان زیادی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است(احمدی،1383: 51).

 

نظریه اجتماعی شهروندی کانونی مارشال

یکی از نظریه های اجتماعی شهروندی سه گانه ، نظریه شهروندی کانونی است که از آن  تی. اچ.مارشال است . این نظریه دست کم از چند جهت برای مطالعات اجتماعی شهروندي سودمند است : اول ، به عنوان یک نظریه اجتماعی شهروندي ، کانون گسترشهای نظری جدی در زمینه صورت بندیهای تئوریک شهروندی در نظریه سیاسی اجتماعی مدرن محسوب می شود ؛ دوم ، این نظریه حاوی ایده های تئوریک برای جامعه شناسی نظری شهروندي ( تعریف مفهوم شهروندي از دیدگاه نظریه اجتماعی و سیاسی مدرن ) است ؛ سوم ، نظریه اجتماعی شهروندي مارشال تحول جامعه شناسی تاریخی شهروندی در غرب را نشان می دهد و در حال حاضر نیز بسیار پر نفوذ است .

نظریه اجتماعی شهروندی کانونی مارشال واکنشی سیاسی لیبرال به رابطه میان دموکراسی و سرمایه داری در جامعه مدرن است . مارشال با بسط نظریه شهروندی در پی به سازش کشاندن و ایجاد مصالحه میان دموکراسی ( با مقوله محوری شهروندي ) و پیامدها و تبعات اجتماعی سرمایه داری (با مقوله محوری طبقه اجتماعی ) بود.روی هم پاسخ مارشال به این مسأله قد علم کردن سرمایه داری در برابر دموکراسی ، طرح نقش و جایگاه دولت رفاه در بسط و گسترش و نهادینه کردن ارزشهای دموکراسی لیبرال بویژه شهروندي بود . در نزد مارشال دولت رفاه تأثیرات منفی ناشی از وجود طبقات اجتماعی و هم چنین وجود تفاوت های طبقاتی برای شاخص های زندگی افراد را از طریق تقویت تعهد افراد به نظام اجتماعی محدود می کند .

بدین منظور مارشال از مفهوم شهروندی برای تحلیل جامعه شناختی مسائل مربوط به سیاست گذاریهای اجتماعی در جوامع مدرن استفاده می کند .موضوع محوری اثر برجسته وی با عنوان « طبقه ، شهروندي و توسعه اجتماعی » (1964) نیز به بررسی چنین مقوله ای می پردازد . به طور خلاصه نظریه شهروندي مارشال ، که نقطه عزیمت نظریه های شهروندي معاصر نیز محسوب می گردد ، حاوی چند مضمون کلیدی است که عبارتند از : تعریف شهروندی به عنوان پایگاه اجتماعی ، گسترش تاریخی شهروندي سده های 18 تا 20 و شکل گیری و ابعاد سه گانه شهروندي . marshal,1964,chap4))

تعریف شهروندی

مارشال شهروندی را پایگاهی میداند که به تمام افرادی که عضو تمام عیار اجتماعی هستند داده شده است . این افراد همگی از جایگاه برابر و حقوق ،وظایف و تکالیف متناسب با این پایگاه برخوردارند . هیچ اصل فراشمولی برای تعیین حقوق و وظایف شهروندي وجود ندارد . حقوق و وظایف شهروندي نیز به موجب قانون تثبیت و حمایت می شود . از نظر مارشال شهروندي به این معنا در رژیم های دموکراتیک بموازات گسترش دموکراسی رشد و گسترش می یابد تا آن که سرانجام توسعه ای مشخص پیدا می کند.

 

شهروندي در نظریه اجتماعی” جامعه مدنی / انقلابی” مارکس

شالوده و خطوط اصلی تئوری مارکس مبتنی بر دو جهت گیری است :

اول : شهروندی با عضویت اجتماعی و مشارکت سیاسی در جامعه مدنی بهم گره خورده است .

دوم : بدون تحول و دگرگونی های انقلابی در قالب های حقوقی و سیاسی جامعه مدنی امکان تحقق شهروندی فراهم نیست .

 

شهروندي در” نظریه مدرنیته” ماکس وبر 

هسته مشترک تئوری شهروندي ماکس وبری به سمت دو فرایند جامعه شناختی ( اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، حقوقی سیاسی ) در شکل بندی جامعه سرمایه داری مدرن است : مدرنیزاسیون و عقلانی شدن . محور نظری شهروندي در فرایند مورد نظر ماکس وبر نیز” عضویت اجتماعی” است .

 

شهروندی در نظریه “عضویت اجتماعی شهری”دورکیم

در نزد دورکیم ، شهروندی به مثابه عضویت اجتماعی شهری تعریف شده است . این عضویت اجتماعی شهری مدرن ( شهروندي ) مبنایی برای انسجام و هم بستگی عرفی و دنیوی در جامعه مدرن ( شهری ) است . اهمیت شهروندي به این معنا از این جهت است که دورکیم آنرا جایگزین و جانشین دین که مبنایی برای احساسات جمعی در جوامع مدرن است می داند .

خطوط تحلیل نظری در دیدگاه دورکیم را می توان بصورت زیر بیان کرد :

1.شهروندي نوعی عضویت اجتماعی در جامعه شهری مدرن است.

2.شهروندي جایگزین و جانشین مدرن دین سنتی است.

3.شهروندي نوعی تعهد سیاسی عرفی و دنیوی است .

4.شهروندي نوعی چهارچوب اخلاقی دردل یک هستی اجتماعی بزرگتر بنام انسانیت است.

با توجه به آنچه که گفته شد می توان نشان داد که مقوله شهروندي در نزد دورکیم نوعی شهروندي شهری مدرن عرفی مدنی سیاسی اخلاقی است که جایگزین عضویت اجتماعی سنتی دینی است .

 

شهروندی در نظریه اجتماعی گزلشافتی تونیس

در نظریه اجتماعی تونیس نیز شهروندي نوعی عضویت اجتماعی است ، منتهی عضویت اجتماعی که ناظر به یکی از دو نوع هستی اجتماعی ، گزلشافت ( جامعه ) در برابر گماینشافت ( اجتماع ) است . در نزد تونیس جایگاه شهروندي و هویت شهروندي را باید در ویژگی ها و الزامات یک هستی اجتماعی مدرن یعنی گزلشافت ( نه یک هستی اجتماعی سنتی یعنی گماینشافت ) سراغ گرفت .تونیس نشان می دهد که چگونه همزمان با سیر تاریخی اجتماعی گماینشافت ( اجتماعی سنتی ) به سمت گزلشافت ( جامعه مدرن ) نوعی عضویت اجتماعی جدید شکل می گیرد که می توان آنرا “شهروندي ” نامید.   بنابراین مقوله کلیدی شهروندي را از دیدگاه تونیس می توان «شهروندي عرفی گزلشافتی » محسوب کرد .

 

 جهت مشاهده نمونه های دیگر از ادبیات ، پیشینه تحقیق و مبانی نظری پایان نامه های علوم اجتماعی کلیک کنید.

نمونه ای از فهرست منابع فارسی:

  • – ارنبرگ ، اندرو، پاتریک ،باروایزر( 1378) تلویزیون و مخاطبان آن ، ترجمه فرهاد رادپور :مرکز تحقیقات مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی .
  • –  اعزازی ، شهلا ( 1379 ) تصویر خانواده در برنامه های کودک سیما : واحد ارزشیابی اداره کل پژوهشهای سیما،  شماره 001/2
  • –  آلپورت ، گوردن ، دبلیو ، جونز ، ادوارد .ای (1371 ) روان شناسی اجتماعی از آغاز تاکنون ، ترجمه محمد تقی منشی طوسی ، مشهد : معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی .
  • –  احمدی ، فخری السادات ( 1383 ) شهروندی و مشارکت مدنی : بررسی تأثیر آگاهی از حقوق و تعدات شهروندي در شهر بر فرایند تحقق حقوق شهروندي ( مورد کلان شهر تهران ) : پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی ، دانشگاه الزهرا .
  • – برخورداری ، مهین (1385) حقوق شهروندی ، آموزش و مشارکت مدنی در محله ، تهران .
  • – بیابانگرد ، اسماعیل (1378 ) تأثیر تماشای برنامه های تلویزیونی بر رشد کودکان ، تهران : مجله تربیت ، ش 10.
  • –  پیران ، پرویز ( 1378 ) شهر شهروندي مدار و شهر زور مند مدار ، سلسله مقالات ماهنامه اطلاعات سیاسی – اقتصادی .
  • –  جهانبگلو ، رامین ( 1374 ) گفتگو با هابرماس ، فصلنامه گفتگو شماره 7 .
  • –  دواس ، دی.ای ( 1386 ) پیمایش در تحقیقات اجتماعی ، ترجمه هوشنگ نایبی ، تهران : نشر نی
  • –  دومینیک ، ژوزف ( 1378 ) پویایی ارتباط جمعی ، ترجمه محمود حقیقت کاشانی ، فصلنامه رادیو و تلویزیون ، سال اول .
  • –  ذکایی ، محمد سعید ( 1382 ) جوانان ، شهروندي و ادغام اجتماعی ، فصلنامه مطالعات جوانان ، ش 3و 4
  • -…
  • -…

https://ro.uow.edu.au/thss/

مشخصات اصلی
رشته علوم اجتماعی
گرایش جامعه شناسی
تعداد صفحات 45 صفحه
منبع فارسی دارد
منبع لاتین دارد
حجم 60 kb
فرمت فایل ورد (Word)
موارد استفاده پایان نامه (جهت داشتن منبع معتبر داخلی و خارجی ) ، پروپوزال ، مقاله ، تحقیق

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “شهروندی – پیشینه تحقیق و مبانی نظری شهروندی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا برای ارسال یا مشاهده تیکت به حساب خود وارد شوید