قیمت 19,000 تومان

نمایشگر تمام صفحه محتوا
اشتراک 0دیدگاه 143 بازدید

محاربه، بغی و افساد فی الارض

در این مقاله قصد داریم تمامی مصادیق تبیین مفاهیم محاربه، بغی و افساد فی الارض را خدمت شما عزیزان در 87 صفحه ارائه دهیم . دقت داشته باشید که این نوشته تماما همراه با منابع عربی و فارسی بوده است. امید است که شما عزیزان را در راستای ارتقای علمی کمک رسانده باشیم .

فهرست مطالب

فصل اول: تبیین مفاهیم محاربه، بغی و افساد فی­ الارض

گفتار اول: تبیین مفهوم محاربه………………………………………………………………………………………….

بند اول: مفهوم محاربه در لغت………………………………………………………………………………………

بند دوم: محاربه در قرآن………………………………………………………………………………………………..

بند سوم: محاربه در روایات…………………………………………………………………………………………….

بند چهارم: محاربه از دیدگاه فقها…………………………………………………………………………………..

بند پنجم: محاربه در قانون مجازات اسلامی…………………………………………………………………..

الف: رکن قانونی………………………………………………………………………………………………………..

ب: رکن مادی…………………………………………………………………………………………………………..

ج: رکن روانی……………………………………………………………………………………………………………

گفتار دوم: تبیین مفهوم بغی………………………………………………………………………………………………

گفتار سوم: تبیین مفهوم افساد فی ­الارض……………………………………………………………………………

بند اول: تعریف لغوی افساد……………………………………………………………………………………………

بند دوم: تعریف اصطلاحی افساد فی­ الارض…………………………………………………………………….

بند سوم: افساد فی­الارض از منظر قرآن کریم…………………………………………………………………

بند چهارم: افساد فی­الارض از دیدگاه فقها……………………………………………………………………..

بند پنجم: عناصر تشکیل دهنده­ی افساد فی­ الارض………………………………………………………..

الف: رکن قانونی……………………………………………………………………………………………………….

ب: رکن مادی…………………………………………………………………………………………………………..

ج: رکن روانی……………………………………………………………………………………………………………

بند ششم: افساد فی­الارض در حقوق موضوعه………………………………………………………………..

گفتار چهارم: نسبت بین محاربه و افساد فی­ الارض………………………………………………………………

بند اول: نظریه­ی یگانگی محاربه و افساد فی­ الارض………………………………………………………..

بند دوم: نظریه­ی دوگانگی محاربه و افساد فی ­الارض……………………………………………………..

الف: مختلف بودن مجازات­های محاربه و افساد فی­ الارض………………………………………….

ب: یکسان بودن مجازات­های محاربه و افساد فی­ الارض…………………………………………….

 

فصل دوم: موارد احاله­ی مجازات محاربه به افساد فی ­الارض

گفتار اول: در قانون مجازات اسلامی……………………………………………………………………………………

بند اول: قیام مسلحانه علیه حکومت اسلامی………………………………………………………………..

بند دوم: براندازی حکومت اسلامی………………………………………………………………………………..

بند سوم: نامزدی برای یکی از پست­های حساس کودتا…………………………………………………

بند چهارم: تحریک مؤثر به عصیان و فرار……………………………………………………………………..

بند پنجم: احراق و تخریب……………………………………………………………………………………………

بند ششم: خرابکاری در تأسیسات و وسایل مورد استفاده­ی عمومی………………………………

گفتار دوم: در قانون مجازات جرایم نیرو­های مسلح……………………………………………………………..

بند اول: اقدام به جدا کردن قسمتی از قلمرو حاکمیت ایران یا لطمه زدن

به تمامیت ارض……………………………………………………………………………………………………………

بند دوم: هم­کاری، تبانی و مساعدت با دشمنان و دستجات محارب و مفسد………………….

بند سوم: در اختیار قرار دادن اسرار و اطلاعات  نظامی، امنیتی، اقتصادی …………………….

بند چهارم: تخلف و سرپیچی از تکالیف نظامی………………………………………………………………

بند پنجم: منعقد نمودن قرارداد تسلیم با دشمن…………………………………………………………..

بند ششم: خودداری از تکالیف نظامی……………………………………………………………………………

بند هفتم: حمله­ی مسلحانه بدون امر یا اجازه……………………………………………………………….

بند هشتم: متوقف نکردن عملیات جنگی پس از دریافت دستور……………………………………

بند نهم: حاضر نشدن در وقت مقرر جهت مأموریت………………………………………………………

بند دهم: ترک محل نگهبانی یا خوابیدن در حین نگهبانی…………………………………………….

بند یازدهم: خود­زنی، تهدید به خود­زنی، تمارض و بی­علاقگی

در عدم انجام وظایف نظامی………………………………………………………………………………………….

بند دوازدهم: فرار از زمان جنگ…………………………………………………………………………………….

بند سیزدهم: گزارش خلاف واقع…………………………………………………………………………………..

بند چهاردهم: فروش و حیف و میل و واگذاری اشیاء و اموال نیرو­های مسلح…………………

بند پانزدهم: سرقت……………………………………………………………………………………………………….

فهرست منابع و موأخذ

محاربه، بغی و افساد فی الارض

مفهوم محاربه در لغت

در لغت محاربه مصدر باب مفاعله که مجرد آن «حارب» بر وزن فاعل از ریشه ثلاثی مجرد حرب به معنای جنگ و مقاتله و غارت است.[1] علامه ابن­منظور در کتاب لسان­العرب حرب را در مقابل سلم قرار داده است.[2] حرب به معنای جنگیدن، مبارزه کردن، عداوت و دشمنی نمودن است و هم­چنین به معنی ربودن، غارت کردن و تاراج غنایم جنگی آمده است.[3]

با مراجعه به فرهنگ های لغت و قرآن کریم می­توان به شناخت مفهوم لغوی واژه محاربه و مراد از آن پی­برد. محارب از ریشه حرب و معنای لغوی آن نقیض «سلم» یعنی آشتی است. بنابراین، واژه مزبور از نوعی مقاتله گرفته شده که در آن از ابزار قدرت و زور استفاده می­شود. بر اساس این تعریف بین محاربه به معنای مقاتله، و منازعه به معنای خصومت تفاوت قائل می­شویم.[4]

 

بند دوم: محاربه در قرآن

واژه «حرب»به طور کلی در چندین جای قرآن، در معانی زیر به کار رفته است:

1- یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ذرو ما بقی من الربوا ان کنتم مومنین فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله و ان تبتم فلکم رووس اموالکم لا تظلمون و لا تظلمون؛[5]

ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر اهل ایمان هستید از خدا بترسید و ربا­خواری نکنید. و اگر از این کار دست بر ندارید به جنگ با خدا و رسول او برخاسته­اید و اگر از این کار دست بر­دارید اصل مال، برای شماست؛ نه به کسی ستم کرده و نه ستمی کشیده اید.

2- و قالت الیهود ید الله مغلولة غلت ایدیهم و لعنوا بما قالوا بل یداء مبسوطتان ینفق کیف یشاء و لیزیدن کثیرا منهم ما انزل الیک من ربک طغیانا و کفرا و القینا بینهم العداوة و البغضاء الی یوم القیامة کلما او قدوا نارا للحرب اطفاها الله و یسعون فی الارض فسادا و الله لا یحب المفسدین؛[6]

یهود گفتند دست خدا بسته شد، به علت این گفتار دروغ دست آنها بسته شد و گرفتار لعنت خداوند شدند. بلکه دو دست خدا باز است و هرگونه بخواهد انفاق می کند. قرآنی که بر تو نازل شد بر کفر و طغیان بسیاری از اهل کفر افزوده شد و ما به کیفر آن تا قیامت آتش کینه و دشمنی را در میان آن­ها بر­افروختیم. هر گاه برای جنگ با  مسلمانانی آتشی بر­افروزند، خدا آن آتش را خاموش سازد و آنها در روی زمین به فساد می­کوشند. خداوند هرگز مفسدین را دوست  نمی­دارد.

3- فاما تثقفنهم فی الحرب فشردبهم من خلفهم لعلهم یذکرون و اما تخافن من قوم خیانة فانبذ الیهم علی سواء ان الله لا یحب الخایینین؛[7]

اگر آن­ها را در میدان جنگ بیابی، آن­چنان به آن­ها حمله کن که جمعیت­هایی که پشت سر آن­ها هستند، پراکنده شوند؛ شاید متذکر گردند و عبرت بگیرند. و هر­گاه از خیانت گروهی بیم داشته باشی به طور عادلانه به آن­ها اعلام کن که پیمانشان لغو شده است؛ زیرا خداوند خائنان را دوست نمی­دارد.

4- والذین اتخذوا مسجدا ضرارا و کفرا و تفریقا بین المومنین و ارصادا لمن حارب الله و رسوله من قبل و لیحلفن ان اردنا الا الحسنی و الله یشهد انهم لکاذبون؛[8]

کسانی که برای زیان رساندن به مسلمانان و تقویت کفر و تفرقه افکنی میان مومنان و کمین­گاه برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود؛ آنها سوگند یاد می­کنند که: «جز نیکی و خدمت، نظری نداشته­ایم. اما خداوند گواهی می­دهد که آنها دروغ­گویند.

در شأن نزول این آیه در مجمع البیان گفته شده است که: ابو­عامر راهب از منافقین خواست که با ساختن مسجدی، خود را برای قیام علیه پیامبر آماده کنند و از طرفی از پادشاه روم (قیصر)، در خواست کرد که با پیامبر وارد جنگ شود و او را از شهر بیرون راند.[9]

5- فاذا لقیتم الذین کفرو فضری الرقاب حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق فاما منا بعد و اما فداء حتی تضع الحرب اوزارها ذلک ولو یشاء الله لانتصر منهم و لکن لیبلوا بعضکم ببعض و الذین قتلوا فی سبیل الله فلن یضل اعمالهم؛[10]

وهنگامی که با کافران در میدان جنگ روبه رو شدید گردن­هایشان را بزنید، تا به اندازه­ی کافی دشمن را در­هم بکوبید. در این هنگام اسیران را محکم ببندید، سپس یا بر آن­ها منت نهید و آزادشان کنید  و یا در برابر آزادی از آن­ها فدیه بگیرید، تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد، برنامه این است و اگر خدا می­خواست خودش آنها را مجازات می کرد، اما می خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید؛ و کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمال­شان را از بین نمی­برد.

6- انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی­الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من­خلاف او ینفوا من­الارض ذلک لهم خذی فی­الدنیا و لهم فی­الاخرة عذاب عظیم.[11]

کیفر آن­ها که با خدا و پیامبرش به جنگ بر می­خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان ومال و ناموس مردم حمله می­برند)، فقط این است که اعدام شوند؛ یا به دار آویخته شوند؛ یا دست و پای آن­ها به عکس یکدیگر بریده شود؛ یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آن­ها در این دنیاست، و در آخرت مجازات عظیمی دارند.

تبیین مفهوم بغی

یکی از جرایمی که در شریعت مقدس اسلام مورد عنایت و توجه شارع بوده، بغی و یا جرم سیاسی[1] است. هر چند بعضی چنین می­اندیشند که در شریعت اسلام جرم سیاسی مطرح نگردیده است و دلیل آن شاید این باشد که در نظام جمهوری اسلامی ایران، از جرم سیاسی به عنوان یک جرم مستقل بحثی به میان نیامده است، بنابراین بر این نظرند که اسلام به جرم سیاسی هیچ توجهی نداشته است.

در قرآن کریم بغی در چهار وجه، ستمکاری، سرپیچی، حسد بردن و زنا به کار رفته است.[2]

جرم سیاسی در اصطلاح فقها بغی و مجرمین سیاسی را بغات یا فئه باغیه می­گویند. اسلام از ابتدا بین جرایم عادی و جرایم سیاسی (بغی)، تفاوت قایل شده است.[3]

جرم سیاسی از نظر اسلام، عملی است که، گروهی از مسلمانان (که تشکیلات قوی و نیرومند به دست آورده اند، و از فرمان و اطاعت ولی امر مسلمین در اثر شبهاتی بی­اساس که برای آنان به وجود آمده خارج گردیده اند) با قصد و اختیار انجام دهند، خواه آن عمل از راه افساد فی­الارض و محاربه و یا از راه جاسوسی برای دولت­های اجنبی و یا جنگ مسلحانه با حکومت اسلامی و یا امور دیگر صورت گیرد و مجرمین سیاسی عبارتند از گروهی که دارای صفات مذکوره در این تعریف می­باشند.[4]

در عرف فقهای اسلام در کتاب جهاد، بغی به معنی تمرد و خروج از طاعت امام عادل و قیام مسلحانه در مقابل وی و باغی و خارج به معنای متجاوز و متمرد در مقابل ولی امر مسلمین و امام عادل با سلاح و آلت قتاله می­باشد.[5]

شافعی در تعریف باغی می گوید؛ کسی که از اطاعت حاکم عادل امتناع می­کند و قصد قیام و جنگ با او را دارد، باغی است.[6]

بعضی بغی را به خروج علیه امام معصوم تعریف کرده اند.[7] و بعضی دیگر آن را به شورش علیه امام عادل تعریف کرده اند.[8]

شیخ طوسی در مورد احکام باغی می­گوید؛ هر کس علیه امام عادل قیام کند، بیعت خویش را نقض کند و دستورهای او را اطاعت نکند، باغی است و برای حاکم جنگ با او مجاز است. و گروهی که علیه  امام غیر عادل شورش کنند، تحت هیچ شرایطی نباید با ایشان جنگید. و ایشان بر این نظرند که کسانی که بدون تأویل علیه امام قیام و شورش کنند محارب هستند.[9]

ظاهر کلمات بعضی از فقها این است که جرم بغی اختصاص به خروج بر امام معصوم دارد و شامل خروج بر امام عادلی که معصوم نیست، نمی­شود. اما با توجه به اطلاق ادله بغی، نمی­توان آن را مختص به خروج بر امام معصوم دانست، بلکه شامل خروج بر نائب امام­زمان در زمان غیبت نیز می­شود.[10]

شیخ طوسی در تهذیب، معتبره طلحة­بن­زید را شاهدی براین ادعا که عنوان محاربه با خدا و پیامبر بر هر دو نوع محاربه یعنی «بغی» و «ارعاب و سلب امنیت» صدق می کند آورده است.[11]

در حالی که به نظر می­رسد، این نظر نمی­تواند مطابق با واقع باشد، زیرا بغی نوعی از جرم سیاسی است که فقها در باب جهاد متعرض آن شده­اند، در حالی که فقها جرم محاربه را در باب حدود متعرض آن شده اند، و از طرفی روایات وارده در مورد آیه­ی 33 سوره مائده و نظرات فقهای عظام نیز مؤئد این مطلب است.

فقها جرم بغی را در زمره جرائم تعزیری می­دانند و تنها در صورتی که شروع به جنگ و مبارزه کنند، جنگ و قتال با آن­ها مجاز شمرده شده است. حتی جنگ و قتال با اهل بغی به خاطر جلوگیری از طغیان و شورش آن­هاست، نه اینکه هدف قتل و نابودی آن­ها باشد. انگیزه­ی مجرم سیاسی اصلاح جامعه و حتی گاهی برای نجات جامعه از سیطره­ی حاکم فاقد صلاحیت (به نظر مجرم) می­باشد. در نتیجه اگر ناگزیر باشیم جرم سیاسی را با یکی از جرایم مطرح در فقه تطبیق و مقایسه کنیم، همان جرم بغی است.[12]

برای باغی حد شرعی به عنوان مجازات وجود ندارد. بلکه فقط دستور قتال و جهاد با آن­ها داده شده است. لذا فقها بحث آن را در کتاب جهاد مطرح کرده­اند.[13]

همان­طور که در تعریف فقها در مورد جرم بغی دیده می­شود، باغی کسی است که علیه امام عادل شورش و قیام کند و این با مفهوم محاربه که در آیه­ی 33 سوره­ی مائده به آن اشاره شده است و در روایات و مطابق با نظرات فقها از آن به سلاح کشیدن به قصد اخافه­ی مردم تعریف شده است، کاملا متفاوت است.

تعریف اصطلاحی افساد­ فی ­الارض

افساد فی­ الارض از عناوینی است که قبل از انقلاب جمهوری اسلامی ایران، سابقه­ی تقنینی ندارد و بعد از پیروزی انقلاب مورد تقنین قانون­گذار قرار گرفته است. و این امر باعث شده تا کم­تر حقوق­دانی نسبت به تعریف آن اقدام کند و این شاید به دلیل آن باشد که اکثر آن­ها افساد ­فی­الارض را همان محاربه گرفته و به تعریف محاربه اکتفا کرده­اند. با این وجود بعضی از حقوق­دانان به صورت گذرا به تعریف افساد ­فی­الارض پرداخته­اند که در اینجا به بعضی از آن­ها اشاره می­شود.

در تعریفی از مفسد فی­الارض آمده است که؛ نباید مفهوم محارب و مفسد ­فی ­الارض را به یک معنی به کاربرد، زیرا منظور از مفسد ­فی ­الارض کسی است که در جهت فاسد کردن دیگران تلاش و کوشش داشته و قصد ستیزه جویی، گردن­کشی، پیکار و محاربه با خدا و رسول را دارد».[1]

در این تعریف بین محاربه و افساد فی­ الارض فرق قائل شده است ولیکن در ادامه فقط به یکی از مصادیق افساد ­فی ­الارض که محاربه است اشاره کرده است. علی­ایحال از تعریف ایشان می­توان چنین برداشتی نمود که افساد ­فی ­الارض اعم از عنوان محاربه می­باشد و آن را در برمی­گیرد. ولیکن تعریف دقیقی از افساد فی ­الارض ارائه نداده است.

در کتاب «مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلامی»، در مورد افساد فی­الارض چنین آمده است؛ فساد در زمین قید دیگری است که در آیه­ی 33 سوره­ی مائده وجود دارد. فساد با توجه به قید زمین جنبه­ی عمومی جرم را می­رساند. هر معصیت و جرمی فساد است، ولی فساد در زمین نیست. ناامن کردن راه­ها و شهر­ها و اغتشاش در جامعه و سلب امنیت از مردم، به وسیله­ی قوای قهریه و سلاح همه از مصادیق آشکار فساد در زمین، مفسد ­فی­الارض و محاربه است.[2]

ایشان در تعریف خود، افساد ­فی ­الارض و محاربه را یکی پنداشته و تمامی موارد محاربه را داخل در افساد­ فی ­الارض دانسته است. هر چند ایشان هر نوع جرمی را نوعی فساد می­داند ولیکن افساد فی­ الارض را محدود به همان معنای محاربه می­کند و اضافه شدن جمله­ی «ویسعون فی­الارض فسادا» را قیدی برای محاربه در نظر گرفته که جنبه­ی عمومی بودن جرم را می­رساند. بنابراین از نظر ایشان افساد فی ­الارض همان محاربه است.

تعریف دیگری که از افساد فی­ الارض شده است، چنین آمده است؛ کلمه­ی فساد و مشتقات آن که در جای جای قرآن به کار رفته است، هر یک دارای مصداق خاصی هستند، ولی جامع بین همه­ی آن­ها خروج از اعتدال و نظم طبیعی یا تشریعی هر چیزی است. لذا مفسد کسی است شیء را از حالت سلامت وصلاح بیرون ببرد و در راس مفسدین، مفسدی قرار دارد که به منظور سلب امنیت و ایجاد رعب و وحشت برای مردم دست به اسلحه ببرد و با مقاتله و جنگ و قتال نظام صالح را که مقتضای ربوبیت خداوند است به مخاطره می­اندازد.

اما افساد منحصر به محاربه نیست و خروج از اعتدال به هر کیفیتی و به هر میزانی و با هر شیوه و سیله­ای که صورت بگیرد، فساد تحقق می­­یابد. بنابراین جرایمی مانند تشکیل باند­های فحشاء و منکرات و ارتشاء وکلاهبرداری، قاچاق مواد مخدر، تحریک و تشویق مردم به بی­عفتی و هرزگی و امثالهم که همگی منجر به خروج از حالت اعتدال و میانه­روی که حرکت به سوی خداست، می­شوند، از مصادیق افساد ­فی­الارض هستند.[3]

 

جهت مشاهده نمونه های دیگر از ادبیات ، پیشینه تحقیق و مبانی نظری پایان نامه های حقوق کلیک کنید.

فهرست منابع

  •  – احمدی، عبد­الله (1382)، جرم قاچاق، تهران: نشر میزان
  • – استفانی، گاستون و همکاران، ترجمه­ی حسن دادبان (1377)، حقوق جزای عمومی، چاپ اول، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی، 1377
  • – آخوندی، محمود (1375)، آیین دادرسی کیفری، جلد اول، تهران: انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی
  • – آخوندی، محمود (1379)، آیین دادرسی کیفری، جلد چهارم، تهران: انتشارات اشراق
  • – آقا بخشی، علی (1379)، فرهنگ علوم سیاسی، تهران: نشر چاپار
  • – آنس، مارک (1370)، دفاع اجتماعی، ترجمه­ی دکتر محمد آشوری و دکتر علی حسین نجفی ابرندآبادی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران
  • – پیمانی، ضیاء­الدین (1380)، جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی،چاپ پنجم، تهران: میزان
  • – جعفری لنگرودی، محمد جعفر (1383)، ترمینولوژی حقوق، چاپ چهاردهم، تهران: کتابخانه گنج دانش
  • – حبیب­زاده، محمد جعفر (1370)، بررسی جرم محاربه و افساد فی­الارض، تهران: انتشارات کیهان
  • – حبیب­زاده، محمد جعفر (1379)، محاربه در حقوق کیفری ایران، تهران: دانشگاه تربیت مدرس
  • – حسینی، سید محمد (1385)، فرهنگ لغات و اصطلاحات فقهی، چاپ دوم، تهران، انتشارات سروش

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “تبیین مفاهیم افساد فی الارض، محاربه و بغی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا برای ارسال یا مشاهده تیکت به حساب خود وارد شوید