قیمت 19,000 تومان

نمایشگر تمام صفحه محتوا
اشتراک 0دیدگاه 18 بازدید

اختلال اضطراب اجتماعی

فایل اختلال اضطراب اجتماعی از دو قسمت تشکیل شده است . قسمت اول 57 صفحه همراه با منابع و قسمت دوم 46 صفحه همراه منابع بوده است .

فهرست قسمت اول

2-2-مروري بر تاريخچه اختلال اضطراب اجتماعی

2-3-تعريف و ملاک­هاي تشخيصي اختلال اضطراب اجتماعی

2-3-1-انواع اختلال اضطراب اجتماعي..

2-3-2-پيوستار اضطراب اجتماعي..

2-3-3-همبودي اختلال اضطراب اجتماعي با ساير اختلالات روانپزشکي..

2-3-4-اختلال اضطراب اجتماعي و اختلال شخصيت اجتنابي..

2-3-5-شيوع……………

2-4-تفاوت­هاي جنسيتي و بين فرهنگي..

2-5-پيامدهاي اختلال اضطراب اجتماعي..

2-6-سبب­شناسي اختلال اضطراب اجتماعی

2-6-1-عوامل ژنتيکي………………….

2-6-2-عوامل شناختي……………

2-6-3-نقص مهارت‌هاي اجتماعي..

2-6-4-عوامل محيطي…………….

2-6-4-1-تعامل والد/ کودک………….

2-6-4-2-تجارب اجتماعي ناخوشايند

2-7-آسيب­شناسي شناختي اختلال اضطراب اجتماعی

2-8-مدل­هاي سبب­شناسي اختلال اضطراب اجتماعی

2-8-1-مدل کلارک و ولز  (1995)

2-8-2-مدل رپي و هيمبرگ (1997)

2-8-3-مدل بارلو و هافمن (2002)

2-8-4-مدل رپي و اسپنس(2004)

2-8-5-مدل جامع و خاص اختلال اضطراب اجتماعی؛ هافمن(2007)

2-8-6-مدل کيمبرل براي اختلال اضطراب اجتماعی تعميم يافته (2008)

2-8-7-مدل شناختي اختلال اضطراب اجتماعی کلارک و بک (2010)

2-9-حساسيت اضطرابي..

2-10-عدم تحمل بلاتکليفي..

2-11-ذهن آگاهي……….

منابع

فهرست قسمت دوم

اختلال اضطراب اجتماعی ………………………………………………………………………………………………………………….

تعریف اختلال اضطراب اجتماعی……………………………………………………………………………………………………….

ملاک­های تشخیصی اختلال اضطراب اجتماعی………………………………………………………………………………….

شیوع اختلال اضطراب اجتماعی…………………………………………………………………………………………………………

دوره یا سن شروع اختلال اضطراب اجتماعی……………………………………………………………………………………..

نشانگان روانشناختی اختلال اضطراب اجتماعی………………………………………………………………………………..

اختلال اضطراب اجتماعی در نوجوانان………………………………………………………………………………………………

دیدگاه­های نظری در باره اضطراب………………………………………………………………………………………………….

ديدگاه روان پويايي……………………………………………………………………………………. ……………………………………….

ديدگاه رفتارگرایی……………………………………………………………………………………… ……………………………………….

ديدگاه شناختی…………………………………………………………………………………………. ……………………………………….

ديدگاه زيست شناختي………………………………………………………………………………. ……………………………………….

ديدگاه انسان­گرایی…………………………………………………………………………………….. ……………………………………….

ديدگاه اجتماعی…………………………………………………………………………………………. ……………………………………….

سبب شناسی اضطراب اجتماعی………………………………………………………………… ……………………………………….

نظریه­های روانپویشی………………………………………………………………………………… ……………………………………….

نظریه­های رفتاری………………………………………………………………………………………. ……………………………………….

نظریه­های زیستی………………………………………………………………………………………. ……………………………………….

دستگاه عصبی خودمختار…………………………………………………………………………… ……………………………………….

انتقال دهنده­های شیمیایی………………………………………………………………………… ……………………………………….

عوامل ارثی………………………………………………………………………………………………… ……………………………………….

الگوهای نظری اضطراب اجتماعی………………………………………………………………. ……………………………………….

نظریه طرحواره بک……………………………………………………………………………………. ……………………………………….

نظریه شبکه متداعی باور……………………………………………………………………………. ……………………………………….

الگوی شناختی کلارک و ولز………………………………………………………………………. ……………………………………….

الگوی شناختی اضطراب اجتماعی راپی و هیمبرگ……………………………………. ……………………………………….

مدل شناختی اضطراب اجتماعی بک،امری و گرینبرگ ……………………………………….

منابع

اختلال اضطراب اجتماعی – ادبیات و مبانی نظری
اختلال اضطراب اجتماعی – ادبیات و مبانی نظری

قسمتی از متن وورد اول

تعريف و ملاک­هاي تشخيصي اختلال اضطراب اجتماعی

مشخصه اصلي اختلال اضطراب اجتماعی، ترس آشکار و مستمر از موقعيت­هاي اجتماعي يا عملکردي که در آن­ها ممکن است خجالت و شرمندگي اتفاق بيافتد، مي­باشد. (DSM-IV-TR؛ انجمن روانپزشکي آمريکا، 2000). هرچند احساس اضطراب براي بيشتر افرادي که در شرايط جديد، ناآشنا يا تحت ارزيابي اجتماعي مثل مصاحبه شغلي قرار مي­گيرند رايج است. افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی به طور مداوم ترس و وحشت را تجربه مي­کنند حتي وقتي که احتمال مواجهه با موقعيت­هاي اجتماعي را پيش­بيني مي­کنند. اضطراب ناشي از قرار گرفتن در معرض توجه و موشکافي ديگران است که به احساس خجالت، تحقير و شرمساري منجر مي­شود (بک و همکاران، 2005).

 

ملاک­هاي تشخيصي اختلال اضطراب اجتماعی بر اساس DSM-IV-TR

الف: ترس آشکار و مستمر از يک يا چند موقعيت اجتماعي يا عملکردي که شخص در معرض ديد اشخاص ناآشنا يا احتمالاً در معرض توجه ديگران قرار مي­گيرد. فرد از اين واهمه دارد که کاري انجام دهد (يا نشانه­هاي اضطراب را ظاهر کند) که موجب تحقير يا شرمندگي او شود.

تذکر: در کودکان بايد شواهدي از ناتواني براي برقراري روابط اجتماعي متناسب با سن، با افراد آشنا وجود داشته باشد و اضطراب بايد در برخورد با همسالان، نه اين که صرفاً در تعامل با بزرگسالان روي دهد.

ب: مواجهه با موقعيت­هاي اجتماعي ترس­آور تقريباً هميشه به اضطراب منجر مي­شود که ممکن است به شکل حمله هراس وابسته به موقعيت يا با زمينه موقعيتي ظاهر شود.

تذکر: در کودکان، اضطراب ممکن است به شکل گريه کردن، قشقرق، بي­حرکت شدن يا کناره­گيري و بيزاري از موقعيت­هاي اجتماعي که در آن افراد ناآشنا حضور دارند، ابراز شود.

ج: شخص مي­داند که ترس او مفرط يا بي­دليل است.

تذکر: در کودکان اين ويژگي ممکن است وجود نداشته باشد.

د: شخص از موقعيت­هاي اجتماعي يا عملکردي ترس­آور اجتناب کرده يا آن­ها را با اضطراب و پريشاني شديد تحمل مي­کند.

ه: اجتناب، اضطراب انتظاري يا پريشاني در موقعيت (يا موقعيت­هاي) اجتماعي يا عملکردي به­طور قابل ملاحظه­اي با فعاليت­هاي عادي، کارکرد شغلي(تحصيلي)، يا موقعيت­ها يا روابط اجتماعي تداخل مي­کند يا پريشاني آشکاري درباره ابتلا به فوبي وجود دارد. و در افراد زير 18 سال، طول مدت نشانه­ها حداقل 6 ماه است.

ز: ترس يا اجتناب، ناشي از اثرات فيزيولوژيايي مستقيم مواد (مانند سوء مصرف دارو يا دارو درماني) يا يک بيماري جسمي نيست و بر حسب اختلال هراس يا بدون آگورافوبي، اختلال اضطراب جدايي، اختلال بد شکلي بدن، اختلال فراگير رشد يا اختلال شخصيت اسکيزوئيد توجيه بهتري ندارد.

ح: اگر يک بيماري جسمي يا اختلال رواني ديگر وجود داشته باشد، ترس موجود در ملاک تشخيصي الف با آن مرتبط نيست. براي نمونه اين ترس ناشي از لکنت زبان، لرزش در پارکينسون يا رفتار ناهنجار غذا خوردن در بي­اشتهايي عصبي يا پرخوري نيست (انجمن روانپزشکي آمريکا، 2000).

انواع اختلال اضطراب اجتماعی

الف- تعميم يافته: در اين نوع، ترس با اکثر موقعيت­هاي اجتماعي درآميخته است (نظير آغاز کردن يا ادامه دادن گفت­گوها، شرکت کردن در گروه­هاي کوچک، قرار ملاقات عشقي[1]، صحبت کردن با مراجع قدرت، حضور در مهماني­ها). افراد مبتلا به هراس اجتماعي تعميم يافته معمولاً هم از موقعيت­هاي عملکردی در جمع و هم موقعيت­هاي روابط اجتماعي مي­ترسند. چون مبتلايان به هراس اجتماعي اغلب گستره­ کامل ترس­هاي اجتماعي­شان را به طور خود­ انگيخته گزارش نمي­کنند، بنابراين تهيه­ فهرستي از موقعيت­هاي اجتماعي و عملکردي به کمک فرد بيمار، براي متخصص باليني سودمند است (استارسويچ، 2005).

ب- غير تعميم يافته: افرادي که نمود باليني آن­ها متناسب با تعريف تعميم يافته نيست گروهي ناهمگون را تشکيل مي­دهند (که گاهي در ادبيات تحت عناوين محدود، يا مشخص از آن­ها ياد مي­شود) که دربرگيرنده­ي اشخاصي است که از يک موقعيت عملکردي منفرد مي­ترسند و افرادي که از چند موقعيت اجتماعي، اما نه زياد، مي­ترسند را شامل مي­شود (استارسويچ، 2005).

اکثر افراد مبتلا به اضطراب اجتماعي که در جستجوي درمان هستند (نمونه­هاي باليني) با ملاک­هاي زيرگونه تعميم يافته انطباق دارند. حال آن­که اضطراب اجتماعي خاص ممکن است در جمعيت غير باليني شيوع بالاتري داشته باشد (ويچن و همکاران، 1999). افراد مبتلا به هراس اجتماعي تعميم يافته بيشتر احتمال دارد که کاستي­هايي را در مهارت­هاي اجتماعي نشان دهند و مشکلات اجتماعي و شغلي شديد داشته باشند (انجمن روانپزشکي آمريکا، 1381). شيوع نوع غير فراگير اين اختلال در نمونه­هاي باليني زنان و مردان مشابه بوده و ظاهراً در نوع فراگير تعداد مردان بيشتر از زنان است (استارسويچ، 2005).

 

پيامدهاي اختلال اضطراب اجتماعی

اختلال اضطراب اجتماعی تأثير گسترده­اي بر عملکرد تحصيلي، اجتماعي، خانوادگي، و شخصي فرد مانند: معلوليت­هاي قابل ملاحظه و کاهش معنادار در سطح کيفيت زندگي، عملکرد اجتماعي تخريب شده، کاهش سطح بهره­وري اقتصادي و به­طور خاص خطر بالا براي ابتلا به افسردگي عمده ثانوي بر اضطراب اجتماعي، دارد (ملياني، 1386).

جوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی به­طور کلي مراودات اجتماعي ضعيف و توانايي تطابق کمتري نسبت به همسالان خود دارند و در مواجهه با انتظارات دوران بزرگسالي با مشکلات بيشتري روبه­رو مي شوند (گارسيا لوپز[1]، 2005). بسياري از مبتلايان به اضطراب اجتماعي بيکارند يا از نظر شغلي در سطح نازلي هستند. برخي از آن­ها مشاغلي را برمي­گزينند که مستلزم حداقل تماس با افراد باشد (مثلاً نگهباني در شيفت شب) در حالي ­که ممکن است داراي تحصيلات دانشگاهي باشند. گاهي به دليل ترس از تعامل با همکاران و مراجعان، ارتقاء شغلي را رد مي­کنند (ترک و همکاران، 2001).

چنان­چه اختلال اضطراب اجتماعی با ساير اختلالات اضطرابي (حملات هراس و GAD) يا افسردگي همبودي داشته باشد، آسيب کارکردي، گسترده­تر خواهد شد (مگي و همکاران، 1996). تجربه انزوا و تنهايي شديد نيز در بيماران مبتلا به اضطراب اجتماعي شايع است. بارلو (2001) گزارش مي­کند که نيمي از افراد علي­رغم ميانگين سني 30 سال، هرگز ازدواج نکرده­اند، اين در حالي است که 36 درصد افراد مبتلا به اختلال هراس و آگورافوبيا و 18 درصد مبتلايان به اختلال اضطراب منتشر تا اين سن هنوز مجردند.

لذا چنانچه درد و رنج و عوارض ناشي از اختلال اضطراب اجتماعی در نظر گرفته شود، تعجب­آور نيست که شاهد افت محسوس کيفيت زندگي و نرخ بالاي ايده­پردازي خودکشي (در افراد فاقد اختلال روانپزشکي) باشيم. اين بيماران معمولاً کيفيت زندگي خود را به وضوح پايين­تر از افراد غير باليني ارزيابي مي­کنند. يک مطالعه متاآناليز در اختلالات اضطرابي نشان داد که اثرات منفي اضطراب اجتماعي بر روابط بين فردي، کار و خانواده به اندازه اختلال هراس و OCD است (ويتچن[2] و همکاران، 2000).

 

قسمتی از وورد دوم

تعریف اختلال اضطراب اجتماعی

در تعریفی که رینگولد و همکاران (2003) ازاضطراب اجتماعی داشته­اند، آمده است که اضطراب یا فوبی­ای اجتماعی به ترس آشکار و مستمر از موقعیت­های اجتماعی یا عملکردی اشاره دارد و از این باور فرد ناشی می­شود که او در این موقعیت­ها به طرز خجالت­آور یا تحقیرآمیزی عمل خواهد کرد و همچنین در موقعیت­های اجتماعی یاعملکردی ترس­آور،افراد مبتلا به این اختلال نگران این موضوع هستند که مبادا افراد دیگر آنها را به عنوان افرادی مضطرب، ناتوان،آشفته و گیج قلمداد کنند. علاوه بر این،آنها ممکن است به دلیل نگرانی در مورد اینکه دیگران متوجه، لرزش در صدایشان خواهند شد از صحبت در جمع بترسند یا ممکن است در زمان گفتگو با دیگران به دلیل ترس از آشکار شدن ناتوانی در بیان ضعفشان اضطراب شدیدی احساس کنند.

بر طبق چهارمين ويرايش راهنمای تشخيصی و اختلالات روانی  تهيه شده توسط انجمن روا­ن­ پزشكی آمريكا ( 2002) اضطراب اجتماعی، ترس شديد از ارزيابی منفی همراه با رفتاراجتنابی شخص از موقعيت های اجتماعی  تعريف  شده است.

فردی كه دچار اضطراب اجتماعی است، هيچ گونه تمايلی به آغاز ارتباط باديگران ندارد و با احساسی از ترس و پايداری غير معمول، از هر موقعيتی كه ممكن است در معرض داوری ديگران قرار گيرد، اجتناب می‌ورزد (امالی،1373).

اضطراب اجتماعی دارای دو خرده مقياس به قرار زير است:

اجتناب و پريشانی اجتماعی: يعنی دوری گزينی از جمع و كناره­گيری از مردم و داشتن احساس منفی در ارتباط­های اجتماعی (مشاک، 1385).

ترس از ارزيابی منفی: ترس بارز و مستمر از يک يا چند موقعيت يا عملكرداجتماعی كه در آن شخص با افراد ناآشنا مواجه است يا ممكن است موضوع كنجكاوی آن ها قرار بگيرد (کاپلان؛سادوک،1994؛ ترجمه پورافکاری،1376).

فوبی اجتماعی به دو نوع منتشر و غیرمنتشر تقسیم می­شود، در نوع منتشر فرد تقریباً از تمام موقعیت­های اجتماعی می­ترسد و در نوع غیرمنتشر شامل ترس از یک یا تعداد کمی از موقعیت­های اجتماعی است(انجمن روانپزشکی آمریکا،2000). از دیگر ویژگی­های افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی می­توان به 1- تعیین استانداردهای افراطی برای عملکرد اجتماعی 2- ارزیابی منفی از عملکردشان در موقعیت­های اجتماعی 3- توجه به اشتباهاتی که در تعامل اجتماعی مرتکب شده اند 4- و نادیده گرفتن عملکردهای مناسب خود 5- اشتغال ذهنی درباره اینکه دیگران چگونه آنان راارزیابی می کنند 6-در افراد زیر 18 سال نشانه­ها باید به مدت حداقل 6 ماه قبل از تشخیص اضطراب اجتماعی دوام داشته باشد (کلارک و ولز[1]، 1995)

 

شیوع اختلال اضطراب اجتماعی

اختلال اضطراب اجتماعی شایع تزین اختلالات روان­پزشکی هستند. در ایالات متحده حدود 30 میلیون نفر دچار این اختلال هستند (کاپلان،2007).

مطالعات همه­گیرشناسی نرخ شیوع فوبی اجتماعی را در کودکان، 5/0 تا 4/0 درصد (کاویران[1] و همکاران،2000)، در نوجوانان 7 درصد (استین و همکاران، 2001)، و 3 الی 13درصد در طی زندگی(انجمن روان پزشکی آمریکا،2000) گزارش نمودند. راپی[2] و همکاران (2004) شیوع این اختلال را در جوامع غربی 7 تا 13 درصد گزارش نمودند. کسلر[3] و همکاران (1994) شیوع این اختلال را 13 درصد گزارش کرده و آن را در جایگاه سومین اختلال روان­پزشکی پس از اختلال افسردگی اساسی وابستگی به الکل قرار دادند. اختلاف در برآورد شیوع اضطراب اجتماعی تعیین این حقیقت است که برآورد و شیوع این اختلال موضوع پیچیده است.

 

سبب شناسی اضطراب اجتماعی

نظریه ­های روانپویشی

فروید نخستین کسی بود که تلاش کرد به طور نظامداری ابتلا به رفتار فوبیایی را تبیین کند، طبق نظر او فوبی­ها را می­توان نوعی دفاع در برابر اضطراب حاصل از تکانه­های واپس­رانده شده نهاد دانست.این اضطراب،از تکانه­های هراس آور نهاد به شیئی یا موقعیتی که ارتباط نمادین و سمبلیک با آن دارد جا به جا می­شود.

بعد این گونه موقعیت­هاو یا اشیاء به محرک­های هراس­آور تبدیل می­شود. فرد از طریق اجتناب از این موقعیت­ها قادر خواهد بود از برخورد با تعارضات واپس­رانده دوری کند. فوبی راهی است برای دور نگه داشتن ایگو از مواجهه با مشکل واقعی–تعارضات واپس رانده دوران کودکی(شوماخر[1] و همکاران،1387).

همانطور که نظریه روانکاری انشعابات زیادی دارد به همین میزان درمان­های مختلفی نیز وجود دارد. لیکن در مجموع تمامی درمان­های روانکاوی برای فوبی ها سعی دارند از تعارضات واپس رانده ای که فرض می­شود زیر­بنای ترس و اجتناب شدید در این اختلالات هستند پرده بردارند(همان منبع).

نظریه ­های رفتاری[2]:

مهمترین تبیین رفتاری فوبی آن است که فوبی­هااز راه یادگیری کسب می شوند در این میان ممکن است چندین نوع یادگیری دخیل باشد:

الف)شرطی شدن اجتنابی[3]: فرمول شرطی سازی اجتنابی براساس نظریه دوعاملی است که به وسیله ماور[4] (1947) ارائه شد و بیانگر این است که فوبی در اثر دو مجموعه یادگیری مرتبط با هم ایجاد می­شود:

  • از طریق شرطی سازی کلاسیک، فرد یاد می­گیرد که از محرک خنثی (CS) در صورت همانندی با رویداد تحریک­کننده یا دردناک بترسد (UCS). شرطی سازی کلاسیک مطرح می­سازد که تجربه ناگوار شرمندگی در موقعیت­های اجتماعی، مسئول شروع اضطراب اجتماعی است. یک نمونه چنین تجربه­ای می­توان نقص و ضعف در جلو کل بچه­های کلاس و مورد تمسخر و خنده قرار گرفتن باشد (لینکلن[5]،2003).
  • فرد یاد می­گیرد که با فرار یا اجتناب از محرک خنثی (CS) ترس شرطی شده را کاهش دهد. این نوع دوم یادگیری شرطی سازی عامل نامیده می­شود. در اینجا پاسخ در نتیجه پیامد تقویت کننده­اش که همان کاهش ترس است تداوم می­یابد (همان منبع).

ب) سرمشق دهی: علاوه بر این که ممکن است گاهی ترس در اثر یک رویداد ناخوشایند آموخت  شود،این امکان نیز وجود دارد که با تقلید واکنش­های دیگران آموخته شود (همان منبع).

ج) ضرورت وجود نوعی بیماری پذیری: بیماری پذیری روانشناختی باور به اینکه تجارب آسیب­زای مشابه در آینده تکرار خواهد شد. یک بیماری پذیری روانشناختی دیگر، عبارتست از سابقه ناتوانی در کنترل محیط (لینکلن،2003).

 

الگوی شناختی اضطراب اجتماعی راپی و هیمبرگ (1997):

این مدل با این ایده شروع می­شود که افراداضطراب اجتماعی تصور می­کنند که افراد دیگر ذاتاً انتقادکننده هستند و آنها را به طور منفی ارزیابی می­کنند. بنابراین زمانی که با دیگران رو به رو می­شوند یک بازنمایی ذهنی از ظاهر و رفتارشان آنطور که تصور می­کنند توسط دیگران مشاهده می­شوند را تشکیل می­دهند (راپی،هیمبرگ،1997).

این بازنمایی­های ذهنی براساس درون دادهای متعددی مثلاً اطلاعات فراخوانده شده از حافظه بلند مدت(تجارب قبلی)، تصویر واقعی از خود، نشانه­های درونی(نشانه­های جسمانی و گرفتگی عضلات) و نشانه­های بیرونی(بازخورد از دیگران) تشکیل می­گردد که عموماً منفی است،ارزیابی منفی پیش بینی شده اضطراب بیشتری تولید می­کند، که همین قضاوت­های منجر به راه اندازی نشانگان فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری خواهد شد و بازنمایی ذهنی فرد از ظاهر و یا رفتار مشاهده شده از سوی دیگران را تحت تأثیر قرار داده و این چرخه معیوب (دوره) دوباره تکرار خواهد شد (همان منبع).

جهت مشاهده نمونه های دیگر از ادبیات ، پیشینه تحقیق و مبانی نظری پایان نامه های روانشناسی کلیک کنید.

نمونه ای از منابع وورد اول

  • – آذرگون، حسن؛ کجباف، محمدباقر. (1389). اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کاهش نگرش ناکارآمد و افکار خودآیند دانشجویان افسرده دانشگاه اصفهان. مجله روانشناسی، سال 14، شماره 1، 93-80.
  • – آذرگون، حسن؛ کجباف، محمدباقر؛ مولوی، حسین؛ عابدی، محمدرضا. (1388). اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی بر کاهش نشخوار فکری و افسردگی دانشجویان دانشگاه اصفهان. دانشور رفتار، سال 16، شماره 34، 21-13.
  • – احمدوند، زهرا؛ حیدری نسب، لیلا؛ شعیری، محمد رضا. (1391). وارسی اعتبار و پایایی پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی در نمونه­های غیر بالینی ایرانی. ششمین کنگره سراسری بهداشت روان دانشجویان، 28-27.
  • – اسدی­مجره، سامره؛ عابدینی، مریم؛ پورشریفی، حمید؛ نیکوکار، مهناز. (1391). رابطه بین عدم تحمل بلاتکلیفی و نشخوار فکری با نگرانی در جمعیت دانشجویی. مجله روانشناسی بالینی، سال چهارم، شماره 4(16)،91-83.
  • – انجمن روانپزشکی آمریکا. (1381). متن تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلال­های روانی. مترجمان: محمد رضا نیکخو؛ هامایاک آوادیس یانس- تهران: سخن.
  • – بساک نژاد، سودابه؛ معینی، نصرت الله؛ مهرابی زاده هنرمند، مهناز. (1389). رابطه پردازش پس­رویدادی و اجتناب شناختی با اضطراب اجتماعی در دانشجویان. مجله علوم رفتاری، دوره ی 4، شماره 4، 340-335.
  • – بیرامی، منصور؛ اکبری، ابراهیم؛ قاسم­پور، عبدالله؛ عظیمی، زینب. (1391). بررسی حساسیت اضطرابی، فرانگرانی و مؤلفه­هاي تنظیم هیجانی در دانشجویان با نشانگان بالینی اضطراب اجتماعی و بهنجار. فصلنامه مطالعات روانشناسی بالینی، سال دوم، شماره هشتم، ص 69-43.
  • – بیرامی، منصور؛ عبدی، رضا. (1388). بررسی تأثیر آموزش فنون مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان. مجله علوم تربیتی سال دوم، شماره 6، ، 54-35.
  • – حسنوند عموزاده، مهدی؛ شعیری، محمدرضا؛ اصغری مقدم، محمدعلی. (1392). الگوی پیش بینی اضطراب اجتماعی با توجه به مؤلفه های شناختی رفتاری. مجله پژوهش  سلامت، سال سوم، شماره 2، ص 387-379.

نمونه ای از منابع خارجی

  • Altunsoy, S. & Çimen, O., Ekici, G. & Atikc, A. D, Gokmen, A. (2010). An assessment of   the factors that influence biology teacher candidates’ levels of academic selfefficacy. Procedia Social and Behavioral Sciences 2, 2377–2382.
  • American Psychiatric Association, (2000). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (4th ed., text revision), Washington, DC: American Psychiatric Association.
  • American Psychiatric Association. (2002). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (4th ed.). Washington, DC: Author text revision.
  • Arbona, C. (2000). The development of academic achievement in school-aged children: Precursors to career development. In S. D. Brown & R. W. Lent (Eds.), Handbook of counseling psychology (3rd ed., pp. 435-470). New York: Wiley.
  • Bandura, Albert. 2001. Guide for Constructing Self-Efficacy Scales. Stanford, CA, USA: Stanford University.
  • Bandura, A. (1977). Social learning theory. Englewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall.
  • Bandura, A. (1986). Socail foundations of thouth and action: A social cognitive theory. Englewood Cliffs, New Jersey: Prentice.
  • Bandura, A. (1991). Socail cognitive theory of self-regulation. Organizational Behavior and Human Decision Process, 50,248-287.
  • Bandura, A. (1992). Self-efficacy mechanism in psychobiologic functioning In R. Schwarzer (Ed), Self-efficacy: Thought control of action (PP. 355-394). Washington, D.C: Hemisphere.
  • Bandura, A. (1994). Self-efficacy. New York:  Academic Press.
  • Bandura, A. (1997). Self-efficacy: The exercise of control. New York, NY: W.H. Freeman and Company.
  • Bandura, A. (2001). Social cognitive theory: An agentic perspective. Annual Review of Psychology, 52, 1-26. Palo Alto: Annual Review Inc.
  • Bandura, A., Pastorelli, C., Barbaranelli, C., & Caprara, G. V. (1999). Self-efficacy pathways to childhood depression. Journal of Personality and Social Psychology, 76, 258-269.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “اختلال اضطراب اجتماعی – ادبیات و مبانی نظری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا برای ارسال یا مشاهده تیکت به حساب خود وارد شوید